کوروش کبیر

کوروش بزرگ

کوروش بزرگ

شاه پارس، شاه انشان، شاه ماد، شاه بابل، شاه سومر و اکدشاه چهار گوشه جهان

دوران

۵۵۹ ق.م-۵۲۹ ق.م.[۱] (۳۰ سال)

تاجگذاری

انشان، پارس

زادروز

۶۰۰ یا ۵۷۶ ق.م.

زادگاه

انشان، پارس

مرگ

۵۳۰ یا ۵۲۹ ق.م.

محل درگذشت

سیردریا

آرامگاه

پاسارگاد

پیش از

کمبوجیه دوم

پس از

کمبوجیه یکم

همسر

کاسادان

دودمان

هخامنشیان

پدر

کمبوجیه یکم

مادر

ماندانا

فرزندان

کمبوجیه دوم
بردیا
آتوسا
آرتیستون
مروئه

کوروش بزرگ (به پارسی باستان: ‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎) همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.

ایرانیان کوروش را پدر* و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

 

واژهٔ کوروش

نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است:

دورهٔ جوانی

تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر انشان(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران ، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است. بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰ می‌زیسته‌است. پس از مرگ او، فرزندش چا ایش پیش به حکومت انشان رسید. حکومت چا ایش پیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول شاه انشان و آریارامن شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه اول شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.

 

گستره امپراتوری هخامنشیان در زمان کوروش بزرگ

افسانه‌های زایش کوروش

تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتسیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد.

ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام مهرداد (میترادات) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.

چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.

روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده‌است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژی دهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده‌است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: «تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟» کوروش پاسخ داد: «در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌باشم، اختیار با توست.»

آژی دهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: «این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده‌است.» اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.

چوپان ناچار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژی دهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژی دهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژی دهاک که از او پرسید: «با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟» پاسخ داد: «پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم» و ماجرا را به طور کامل نقل نمود.[۲] آژی دهاک چون از ماجرا خبردار گردید خطاب به هارپاگ گفت: امشب به افتخار زنده بودن و پیدا کردن کوروش جشنی در دربار برپا خواهم کرد. پس تو نیز به خانه برو و خود را برای جشن آماده کن و پسرت را به اینجا بفرست تا با کوروش بازی کند. هارپاگ چنین کرد. از آنطرف آژی دهاک مغان را به حضور طلبید و در مورد کورش و خوابهایی که قبلاً دیده بود دوباره سوال کرد و نظر آنها را پرسید. مغان به وی گفتند که شاه نباید نگران باشد زیرا رویا به حقیقت پیوسته و کوروش در حین بازی شاه شده‌است پس دیگر جای نگرانی ندارد و قبلاً نیز اتفاق افتاده که رویاها به این صورت تعبیر گردند. شاه از این ماجرا خوشحال شد. شب هنگام هارپاگ خوشحال و بی خبر از همه جا به مهمانی آمد. شاه دستور داد تا از گوشتهایی که آماده کرده‌اند به هارپاگ بدهند ؛ سپس به هارپاگ گفت می‌خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی چگونه تهیه شده‌اند.سپس دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند. هنگامی که ماموران شاه درپوش ظرف را برداشتند هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید و گرچه به وحشت افتاده بود. خود را کنترول نمود و هیچ تغییری در صورت وی رخ نداد و خطاب به شاه گفت: هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم.این نتیجه نافرمانی هارپاگ از دستور شاه در کشتن کوروش بود.[۲]

کوروش برای مدتی در دربار آژی دهاک ماند سپس به دستور وی عازم آنشان شد. پدر کوروش کمبوجیه اول و مادرش ماندانا از وی استقبال گرمی به عمل آوردند. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. بعد از مرگ پدر وی شاه آنشان شد.[۲]

معماری کوروش

 

مجسمه بالدار پاسارگاد، منسوب به کورش

کتیبه‌ای دوسطری که به زبان‌های پارسی، عیلامی و بابلی بر روی دو جز سنگی در کاخ‌های عمومی و خصوصی کوروش در پاسارگاد قرار دارد، به باستان‌شناسان اطمینان می‌دهد که بناهای پاسارگاد به دستور کوروش بنا شده اند.

پاسارگاد در دشتی مرتفع به ارتفاع ۱۹۰۰متر ازسطح دریادرحصارکوهستان واقع شده‌است.از این آثاربه جای مانده درپاسارگاد فقط به چهارنمونه اشاره خواهیم کرد.بارگاه،محراب،جایگاه نگهداری آتش ودیوارصفه ایی که قلعه برآن قرار دارد. امروزکاخ محل سکونت در مقایسه باهمین اواخر چشم اندازی دیگر دارد.در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان فارس درنزدیک آرامگاه کورش مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخ‌ها استفاده شده‌است.به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱این سنگ‌ها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد.ظاهراهنگامی که کورش در سال۵۴۵سارد را به تصرف درآوردبه شدت تحت تاثیربناهای مرمرین شاهان لودیا قرارگرفته‌است.چه بسا او همان زمان شماری از اساتیدلودیایی رادرپاسارگاد به کار گماشته‌است. درکاخ تناسب جذاب سنگهای مرمرتیره وروشن،مخصوصا در پایه‌ها،جلب نظر می‌کند.این سنگها از پیرامون سیوندآورده شده، در میانه راه پاسارگاد به تخت جمشید.قطعات سنگ حدود ۳۰ میل سوار بر کلک بر رود کر به محل آورده شده ‌است.[۴]

فرزندان

همسر کورش بزرگ کاسادان بود و همچون کورش از تبار هخامنشیان. پیوند این دو چهار فرزند به ارمغان آورد به نامهای کمبوجیه دوم، آتوسا، بردیا و ركسانا.کوروش کاسادان را بسیار دوست می‌داشت، و پس از مرگش سراسر امپراتوری کورش سوگواری کردند و در بابل ۶ روز را همگان به زاری نشستند.

پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد.{ولی بنا به کتاب سرزمین جاوید از باستانی پاریزی(کمبوجیه به دلیل بی احترامی فرعون به مردم ایران وکشتن 15 ایرانی به مصر حمله کرد که بردیه که در طول جنگ در ایران به سر می‌برد برای انکه با کمبوجیه که برادر دوقلوی او بود اشتباه نشود با پنهان کردن خود از مردم به وسیله نقابی از خیانت به برادرش امتناع کرد ولی گویمات مغ با کشتن بردیه و شایعه کشته شدن کمبوجیه و با پوشیدن نقاب بر مردم ایران تا مدت کوتاهی پادشاهی کرد.)} در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا و آرتیستون و مروئه بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.

داریوش بزرگ با پارمیدا و آتوسا ازدواج کرد که داریوش بزرگ از آتوسا صاحب پسری بنام خشیارشا شد.

لشکر کشیها و مرگ کوروش

 

امپراطوری مادها

طغیان پارسی ، نبرد هیربا ، نبرد مرز پارس ، نبرد پاسارگاد

بعد از مرگ پدرش در 551 ق.م ، کوروش موفق شد به عنوان پادشاه در 559 ق.م بر تخت شاهی تکیه بزند اما او هنوز مانند پدرانش یک فرمانروای مستقل نبود ،کوروش مجبور بود اقتدار امپراطور ماد ایشتوویگو را به رسمیت بشناسد در این زمان گمان می‌رود امپراطوری ماد بر بخش بزرگی از خاور نزدیک از لیدی تا پارت فرمان می‌راند

به نوشته هرودوت ،هارپاگ در پی گرفتن انتقام کوروش رو قانع کرد که ایرانیان را بر علیه حاکمان فئودال ماد بشوراند . ولی اینگونه به‌نظر می‌رسد که هارپاگ و کوروش هر دو به دلیل نارضایتی از قوانین وضع شده توسط ایشتوویگو بر علیه او سر به شورش گذاشتند. شروع شورش در 533 ق.م بود که هارپاگ و کروش ارتشهای خود را به اولین نبرد در اوایل 532 ق.م و سرانجام تسخیر اکباتان در 549 هدایت کردند و به دین ترتیب امپراطوری ماد از بین رفت.

در حالی که به‌نظر می‌رسید کوروش امپراطوری ماد را به رسمیت می‌شناخت در 546 ق.م ، بطور رسمی خود را شاه پارس نامید . در حالی که ایشتوویگو دیگر قدرتی نداشت تمام نزدیکان کوروش تحت امر وی بودند . عموی وی آرشام که در زمان امپراطوری ماد پادشاه دولت‌شهر پارس بود به نوعی از سلطنت خود صرف نظر کرد . به نظر می‌رسد که انتقال قدرت در خاندان کوروش بدور از مشکلی بوده است . پسر آرشام ، هیستاسپس ( ویشتاسب )(به انگلیسی: ‎ Hystaspes ‏) در زمان سلطنت کوروش ساتراپ پارت و فریقیه (به انگلیسی: ‎ Phrygia ‏) شد.

آرشام آنقدر زنده ماند تا شاهد به سلطنت رسیدن نوه خود داریوش بزرگ بعد از مرگ دو پسر کوروش بود.

تسخیر ماد تنها آغازی بود بر جنگهای کوروش ، بدین ترتیب که ایشتاویگو که با شوهر خواهرش قارون (به انگلیسی: ‎ Croesus ‏) پادشاه لیدی ، نابونیدوس (به انگلیسی: ‎Nabonidus ‏) پادشاه بابل نو و آماسیس دوم (به انگلیسی: ‎Amasis II ‏) پادشاه مصر بر علیه کوروش هم پیمان شدند

امپراطوری لیدی و آسیای صغیر

نبرد پطرا ، نبرد تیمبرا ، محاصره سارد

 

امپراطوری بابل نو

نبرد اپیس

 

مرگ

 

آرامگاه کوروش

کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ایرانی‌تبار سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند. به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور می‌کردند. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهم‌رییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدیه که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرده. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند. طبق کتاب «کوروش در عهد عتیق و قرآن مجید» نوشته دکتر فریدون بدره‌ای و از انتشارات امیر کبیر، کوروش در این جنگ کشته نشده و حتی پس از این نیز با سکاها جنگیده‌است. منابع تاریخی معتبر در کتاب یادشده معرفی شده‌است.کوروش پادشاه بزرگ و انسان دوست بود

منشور حقوق بشر کوروش

 

منشور حقوق بشر کوروش بزرگ در موزه بریتانیا.

 

معاون دبیر کل سازمان ملل متحد، شاشی تارور، در مقابل بازساخته استوانه کوروش، بین تالار شورای امنیت و شورای اقتصاد، نیویورک

استوانه کوروش بزرگ، یک استوانهٔ سفالین پخته شده، به تاریخ ۱۸۷۸ میلادی در پی کاوش در محوطهٔ باستانی بابِل کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود با اهالی بابِل را پس از پیروزی بر ایشان توسط ایرانیان شرح داده‌است.

این سند به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آنرا به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.[نیازمند منبع] نمونهٔ بدلی این استوانه در مقر اصلی سازمان ملل در شهر نیویورک‌ نگهداری می‌شود.

ذوالقرنین

درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان ، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده ‌است.

کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن صاحب دو شاخ واقعی درباره آنها بررسی‌هایی انجام شده، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیه‌های قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌باشد. شماری از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش را ذوالقرنین می‌دانند. آیت الله طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صانعی و آیت الله مرتضی مطهری از معتقدان این نظر هستند.

امیر کبیر

امیرکبیر

میرزا تقی خان امیرکبیر

شناسنامه

نام کامل

میرزا تقی‌خان فراهانی

معروف به

امیرکبیر
امیرنظام

زادروز

۱۱۸۶

زادگاه

فراهان،

تاریخ مرگ

۲۰ دی ۱۲۳۰

محل مرگ

باغ فین کاشان،

همسر

عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه

اطلاعات سیاسی

سمت

صدراعظم

در پادشاهی

ناصرالدین‌شاه

فعالیت‌ها

موسس مدرسه دارُالفُنون
انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه
رسیدگی به وضع مالیه

قبل از

میرزا آقاخان نوری

بعد از

میرزا آغاسی

این جعبه: نمایشبحثویرایش

قاجار

شاهان قاجار

عنوان


آقامحمد خان
فتحعلی شاه
محمد شاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمد شاه

دوره سلطنت


۱۱۶۱-۱۱۷۶
۱۱۷۶-۱۲۱۳
۱۲۱۳-۱۲۲۷
۱۲۲۸-۱۲۷۵
۱۲۷۵-۱۲۸۵
۱۲۸۵-۱۲۸۸
۱۲۸۸-۱۳۰۴

نخست‌وزیرهای قاجار

حاج ابراهیم كلانتر
قائم مقام فراهانی
حاج میرزا آقاسی
امیرکبیر
سپهسالار
مستوفی‌الممالک
امین‌السلطان
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

چهره‌های معروف

عباس میرزا نایب السلطنه
محمدعلی میرزا دولتشاه
میرزارضا کرمانی
میرزای شیرازی
کامران میرزا
ظل‌السلطان
تاج‌السلطنه
فروغ‌الدوله
فخرالدوله
شعاع السلطنه
ارشدالدوله
سالارالدوله
مهد علیا
حسین بهزاد
ستارخان
یپرم‌خان
صمصام‌السلطنه
حیدرخان عمواوغلی
میرزا کوچک‌خان جنگلی
علیقلی خان سردار اسعد

رویدادهای مهم

قرارداد آخال
معاهده پاریس
معاهده گلستان
معاهده ترکمنچای
امتیازات و قراردادها
جنگ‌های ایران و روسیه

جنبش مشروطه

قیام تنباکو
جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت
جنبش جنگل
کودتای ۱۲۹۹
انحلال سلسله قاجار

 

 

میرزا تقی‌خان فراهانی (متولد ۱۱۸۶ – درگذشتهٔ ۲۰ دی ۱۲۳۰) مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های ایران در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (۳سال و ۳ماه) بود. وی موسس مدرسه دارُالفُنون بود که برای آموزش علوم و فنون جدید، به فرمان او در تهران تأسیس شد. همچنین انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه از جمله اقدامات وی به حساب می‌آید. امیرکبیر پس از این که با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید شد و در حمام فین آنجا به دستور ناصرالدین‌شاه به قتل رسید.

زندگی

کودکی

میرزا تقی فراهانی در سال ۱۱۸۶ در فراهان متولد شد. [۲] پدر وی کربلایی قربان نام داشت و آشپز قائم مقام فراهانی بود. وی در خانه قائم مقام تربیت شد و در جوانی توانست سمت منشی‌گری قائم مقام را به دست آورد.

دوران حضور در دستگاه دولتی

وی پس از قتل گریبایدوف در ایران، از جانب دستگاه دولتی ایران ماموریت یافت تا برای عذرخواهی به نزد تزار روسیه برود. وی سپس ریاست هیاتی سیاسی را بر عهده گرفت و مامور حل اختلافات مرزی با دولت عثمانی شد. این ماموریت دو سال به طول انجامید و میرزا محمدتقی‌خان در این دوران به امیرنظام ملقب گشت پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۱۲۶ [۴]، وی در تامین هزینه عزیمت ولیعهد ناصرالدین‌شاه به تهران نقش مهمی ایفا نمود. وی در اوایل سلطنت ناصرالدین‌شاه به مقام صدر اعظمی دست یافت و لقب امیرکبیر را دریافت نمود. دلیل این انتصاب، حسن انجام وظیفه او در رساندن شاه به تخت پادشاهی بود. [۶] ناصرالدین شاه در آن زمان ۱۶ سال داشت.

امیرکبیر در ۲۶ بهمن ۱۲۲۷ برابر ۲۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۵ ق. با عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه ازدواج کرد.

عزل

حضور امیرکبیر در دربار ناصرالدین‌شاه همواره مورد مخالفت تعدادی از نزدیکان شاه از جمله مهد علیا مادر شاه، اعتمادالدوله و میرزا آقاخان نوری قرار داشت؛ چنان که تلاش‌های این عده سرانجام منجر به صدور حکم عزل امیرکبیر از مقام خود گردید. برخی از درباریان که او را مخالف منافع خود می‌دیدند، تهمت زدند که امیرکبیر داعیه سلطنت دارد. تحریک‌های مادر شاه و دیگر درباریان باعث ترس شاه شد، از این رو، حکم عزل امیرکبیر در روز ۱۹ محرم سال ۱۲۶۷ هجری قمری به وی ابلاغ شد. چهار روز پس از این، میرزا آقاخان نوری به سمت صدارت منصوب شد.

مرگ

امیرکبیر، دو روز پس از عزل به کاشان تبعید شد. اما با این وجود، مخالفان امیرکبیر در دربار، احتمال می‌دادند که امیرکبیر بار دیگر مورد عنایت شاه قرار گیرد و به قدرت بازگردد. بنابراین با کوشش فراوان توانستند حکم قتل وی را از ناصرالدین‌شاه بگیرند. سرانجام امیرکبیر در ۲۰ دی ۱۲۳۰ در حمام فین کاشان به قتل رسید. جسد امیرکبیر ابتدا در کاشان دفن شد ولی چند ماه بعد با تلاش عزت‌الدوله، همسرش، به کربلا منتقل شد.

مهم‌ترین اقدامات امیرکبیر

  • تأسیس مدرسه دارالفنون: مدرسه دارالفنون در زمان صدارت امیرکبیر، در هفت شعبه تأسیس شد و اولین مدرسه جدید ایران بود. شاهزاده‌های قاجار نخستین دانشجویان دارالفنون بودند. در دارالفنون اصول علمی جدید و دانش‌های مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده می‌شد و بسیاری از معلم‌هاب آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند. پس از برکناری امیرکبیر، با وجود مخالفت‌های میرزا آقاخان نوری، مدرسه کار خود را ادامه داد].
  • انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه: اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشیدی (برابر با ۷ فوریه ۱۸۵۱ میلادی) و به کوشش امیرکبیر منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از ۲۰۰ تومان حقوق می‌گرفتند اجباری بود. در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به دربار، عزل و نصب‌ها، اعطای مقام‌ها، نشان‌ها و امتیازات چاپ می‌شد. در برخی شماره‌ها نیز اخبار رویدادهای شهرهای ایران به چاپ می‌رسید. در بخش اخبار خارجی، اخبار مربوط به کشورهای اروپایی به چاپ می‌رسید. همچنین این روزنامه دارای صفحه حوادث نیز بود.
  • رسیدگی به وضع مالیه: امیرکبیر در دوران صدراعظمی خود با رشوه خواری به مبارزه خاست. او دستور داد دریافتی‌های بی‌حساب و قطع مواجب بی‌جهتی که از دستگاه‌های دولتی می‌گرفتند؛ قطع شود. وی حقوق شاه را کاهش داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانید و قرار گذاشت که هر ماه به او کارسازی کنند. وی مواجب بی‌حسابی که حاج میرزا آقاسی برقرار کرده بود، قطع کرد. وی سروسامانی به قوانین مالیاتی داد و صورت عواید و مخارج آن را تعدیل کرد. تیولدارانی که حق دیوان را نمی‌دادند، امیر تیول آن‌ها را ضبط کرد.

او همچنین برای ماموران دولتی حقوق ثابت تعیین کرد.

  • سر و سامان دادن به ارتش: امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آن‌ها و برکشیدن صاحب‌منصبان بی‌طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بی‌فایده در نظام سازمانی را پایه‌گذاری کرد. رسم بخشیدن مناصب بی‌شغل را برانداخت و معیار ترفیع صاحب‌منصبان، شایستگی ایشان گشت.[۱۳] مهمات‌سازی در زمان او رشد کرد و توپ‌ریزی و باروت‌سازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود.
  • اصلاحات مذهبی: امیرکبیر، در پی منع قمه‌زنی و اصلاح امور روضه‌خوانی برآمد. وی نسبت به علمای مذهبی با احترام خاصی برخورد می‌کرد، با این حال میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران، از جمله روحانیونی بود که به شدت به مخالفت با امیرکبیر برخاست و بسیاری از روحانیون دیگر نیز به همراهی با او برخاستند.[۱۶]
  • حذف القاب و عناوین: امیرکبیر، القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیان‌های اجتماعی می‌دانست] و در نامیدن دیگران به گفتن واژه "جناب" اکتفا می‌کرد، حتی نسبت به مقام صدارت.[نیازمند منبع].
  • فرمان قتل سالار پسر آصف‌الدوله: سالار والی خراسان که طرفدار تجزیه‌طلبی و جدایی خاک خراسان از ایران بود، در زمان ناصرالدین‌شاه شورش کرد. امیرکبیر، سپاهیانی را به خراسان فرستاد. سرانجام، امیر دستور داد که سالار و همراهانش کشته شوند.
  • آوردن سیدصالح عرب به ایران: آقاسیدصالح در کربلا با فرستادگان امپراتوری عثمانی روبه‌رو گردید. وی شش روز با عثمانی جنگید تا این که دستگیر شد و سلطان عثمانی به دستگیر کردن وی فرمان داد. امیرکبیر تلاش کرد تا سید را به تهران برگرداند.

امیرکبیر پس از مرگ

فیلم امیرکبیر

 

جمشید کاشانی

غیاث‌الدین جمشید کاشانی

غیاث‌الدین جمشید کاشانی (حدود ۷۹۰-۸۳۲) ریاضی‌دان و اخترشناس ایرانی.

 

 چکیده

جمشید بن مسعود بن محمود طبیب کاشانی ملقب به غیاث‌الدین که در غرب به الکاشی(al-kashi) مشهور است. ریاضی‌دانی برجسته و ستاره‌شناس و محاسبی ماهر و زبردست بود. آلات رصدی دقیقی اختراع کرد و از حدود ۸۰۸ (۱۴۰۶) تا پایان عمرش ۸۳۲ (۱۴۲۹) فعالیت علمی داشته است. در دوران فعالیت علمی‌اش به تالیف کتاب‌های متعددی در زمینه ریاضیات و نجوم پرداخته است مهم‌ترین این آثار عبارت‌اند از: زیج خاقانی، مفتاح الحساب، رسالهٔ محیطیه و رسالهٔ وتر و جیب. او ضمنا وسیله‌ای برای رصد به‌نام «طبق المناطق» اختراع کرد که برای یافتن عرض ستاره‌یی است و کتاب «نزهة الحدائق» در توصیف و تشریح آن نوشت. برجسته‌ترین ابداعات او در ریاضیات کسرهای اعشاری و محاسبهٔ π با دقتی که تقریباً تا صد و پنجاه سال بعد گسترش نیافت و محاسبهٔ سینوس زاویهٔ یک درجه با روش حل پی‌درپی نوعی معادلهٔ درجه سوم است. او در حدود ۸۲۴ (۱۴۲۱) به دعوت الغ بیک از کاشان به سمرقند رفت و مدیر رصدخانهٔ سمرقند و مورد احترام ریاضی‌دانان و ستاره‌شناسان سمرقند بود. او در ۱۹ رمضان ۸۳۲ (۱۴۲۹) هنگامی که برای رصد به حومهٔ سمرقند رفته بود درگذشت.

 زندگی‌نامه

هر چند فیزیکدان بود، ولی علاقهٔ اصلی‌اش متوجه ریاضیات و اخترشناسی بود؛ پس از دورهٔ طولانی بی‌نوایی و سرگردانی، سرانجام در سایهٔ حمایت سلطان الغ‌بیگ، که خود دانشمند بزرگی بود، موقعیت شغلی مطمئنی در سمرقند به‌دست آورد.

یک دانشگاه در آبیک قزوین به نام این دانشمند در سال ۱۳۸۵ تأسیس شده‌است . در سال 1387و1388 یک سریال عظیم تلویزیونی در صدا و سیمای ایران بر اساس زندگی وی به نام نردبام آسمان و به نویسندگی حامد عنقا ساخته شد که اين سريال در ماه مبارك رمضان سال 1388 از شبكه اول سيماي ايران پخش شد.

 مهم‌ترین دست آوردها

ابداع و ترویج کسرهای اعشاری به قیاس با کسرهای شصتگانی که در ستاره‌شناسی متداول بود. محاسبهٔ عدد پی تا شانزده رقم اعشار به نحوی که تا صد و پنجاه سال بعد کسی نتوانست آن را گسترش دهد: 2π=6.2831853071795865

محاسبه سینوس (جیب) زاویهٔ یک درجه با روش ابتکاری حل یک معادلهٔ درجه سوم: sin1=.0174524064372835103712 هفده رقم اعشاری عدد به دست آمده با مقداری که امروزه محاسبه می‌شود هم خوانی دارد. در واقع کاشانی مقدار سینوس یک درجه را تا ده رقم صحیح شصتگانی حساب کرد.

اختراع ابزار اخترشناسی دقیق از جمله وسیله‌ای به نام «طبق المناطق» برای محاسب طول ستارگان که کتاب نزهت‌الحدائق در شرح آن است.

مهم‌ترین تالیفات

 در زمینهٔ ریاضیات

 

  •  

بزرگان جهان اسلام در سده‌های میانه

ابن اثیر · ابو کمیل · ابونواس · بتانی · وقیدی · ابوالوفای بوزجانی · معری · بغدادی · بیرونی · تقی الدین · الحازن · کاشانی · ابراهیم ادهم . کندی · ابن رشد · ابن‌سینا · ادریسی · ابوسعید گرگانی · فرغانی · ابوالفرج · ابوالفدا · عباس ابن فرناس · مسعودی · مروزی · مقریظی · ابن مقفع · ابن ندیم · ابن خلدون · ابراهیم ابن صنعان · جابر ابن حیان · حسن الوزن · خیام · خجندی · خوارزمی  · ابن البنا  · ابن فضلان · ابن نفیس · ابوالقاسم · ابوسعید ابوالخیر . علی قوشچی · صوفی . عطار نیشابوری . ابن بطوطه · ابن رومی · حاجی بکتاش والی . حلاج · رازی · قاضی‌زاده رومی · نصیرالدین طوسی · اقلیدسی · سعدی · سنان · طبری . فارابی · بیضاوی · غزالی · نظامی · ابن حزم · ابن عربی · مولوی · ابن تیمیه · علی قوشچی · تفتازانی


محمود نامجوی

محمود نامجوی

نابغه وزنه برداری ایران و جهان، در سال 1297 در تکیه مستوفی رشت دیده به جهان گشود. پدرش تقی خان، فردی علاقمند به ورزش بود که در رشت کارگاه سیگارسازی و جعبه سازی داشت. محمود نامجو در دوران نوجوانی، به همراه جمعی از دوستانش گروه آکروباتی راه اندازی کردند که در شهرهای مختلف به اجرای نمایش می‌پرداختند. بدن ورزیده او و انعطاف فوق العاده اش باعث شد خیلی زود جذب ورزش باستانی شود. او فنون اولیه ورزش را در گود زورخانه آموخت و قبل از هفده سالگی در این رشته که درآمیخته با فرهنگ اصیل ایران زمین بود، چنان تبحر یافت که بسیاری از پهلوانان آن زمان تهران به وی احترام می گذاشتند. در سال 1316، در کلوپ ورزشی استاد میرمهدی ورزنده نام نویسی کرد و به تمرین شمشیربازی و ژیمناستیک پرداخت. ورزش وزنه برداری در آن سال ها بسیار ناشناخته بود و تنها عده قلیلی با امکانات بسیار محدود به این ورزش می‌پرداختند. جمعی از ایشان ازجمله عبدالله نادری در کلوپ ورزنده تمرین می‌کردند. نامجو در آن جا با وزنه برداری آشنا شد و به علت قدرت بدنی فوق العاده اش خیلی زود جذب این رشته ورزشی گردید و در سال 1319 در مسابقات وزنه برداری قهرمانی کشور، در دسته پروزن با ثبت رکورد 250 کیلوگرم قهرمان شد و 5/32 رکورد ایران را که متعلق به هفت صندوقها بود، شکست.

فدراسیون وزنه برداری ایران به همت عبدالله نادری و امانوئل پادگورنی در سال 1318 تأسیس شد ولی به علت وقوع جنگ جهانی دوم تا سال 1946 برای عضویت در فدراسیون جهانی منتظر ماند. در طی این سال ها نامجو در رقابت های پروزن و سپس خروس وزن بی رقیب بود و رکوردهای فوق العاده‌ای از خود برجای می نهاد. با تلاش فدراسیون و وزنه برداران شاخص آن دوران، تیم ملی وزنه برداری برای نخستین بار در سال 1947 برای حضور در مسابقات اروپایی فنلاند عازم سفری برون مرزی شد ولی به علت امکانات بسیار کم و عدم آشنایی به شرایط بین المللی، این تیم دیر به فنلاند رسید و عملاً نامجو از رقابت با خروس وزنان شرکت کننده بازماند. پس از آن، او مدتی به همراه تیم ملی و سپس انفرادی در کشورهای مختلف ازجمله سوئد و مصر مسابقه داد و برای نخستین بار در مصر موفق به شکستن رکورد دنیا در حرکت دو ضرب شد.

تیم ملی وزنه برداری ستون اصلی کاروان ورزشی ای بود که در سال 1948 اولین حضور ورزش ایران در بازی های المپیک را تجربه می‌کرد. محمود نامجو با آمادگی فراوان و رکوردهای فوق العاده، بخت اول کسب مدال طلا در دسته خروس وزن به شمار می‌رفت ولی در روز مسابقه به علت عدم هضم غذایی که با ناآگاهی اطرافیان خورده بود، نتوانست قدرت خود را در مبارزات حرکت پرس و یک ضرب نشان دهد و زمانی قدرت خود را بازیافت که تنها حرکت دوضرب باقی مانده بود. در حرکت دوضرب، نامجو 5/122 کیلوگرم وزنه برداشت و هرچند رکورد جدیدی برای جهان و بازی های المپیک برپا نمود ولی از دست یابی به مدال بازماند.

یک سال پس از حادثه المپیک لندن، محمود نامجو در شونینگن هلند با ثبت رکورد 315 کیلوگرم، نخستین مدال طلای تاریخ ورزش ایران در یک رقابت جهانی را بر گردن آویخت.

در سال های 1950 و 1951 او بار دیگر قهرمان دسته خروس وزن مسابقات جهانی شد و در طی این سال ها بارها و بارها رکوردهای جهانی را بهبود بخشید. زمانی که به همراه کاروان ورزشی ایران در اولین دوره بازی های آسیایی در دهلی نو حضور یافت، یکی از شناخته شده ترین قهرمانان حاضر در آن جا بود. در رقابت های وزنه برداری، او رکورد جهان را فرو ریخت تا نخستین رکورد شکن جهانی تاریخ بازی های آسیایی لقب بگیرد.

پیش از المپیک 1952 هلسینکی، نامجو رکورد 320 کیلوگرم را بارها در تمریناتش تکرار کرد ولی در اثر یک حادثه رانندگی در تهران دچار آسیب دیدگی در ناحیه کمر شد و علیرغم تلاش فراوان نتوانست بهبودی خود را تا شروع مسابقات به دست آورد. زمانی که کاروان های ورزشی کشورها در هلسینکی حاضر شدند، پادشاه فنلاند به محمود نامجو و امیل زاتوپک قهرمان شهیر دوومیدانی المپیک از کشور چکسلواکی، مدال افتخار داد و از آن ها دعوت کرد تا روزی را با هم باشند. این رویداد، خود نشان دهنده اوج محبوبیت و شهرت محمود نامجو به عنوان قهرمان بزرگ وزنه برداری جهان در آن دوران است. در رقابت های وزنه برداری دسته خروس وزن، نامجو به علت آسیب دیدگی از تکرار رکوردهای خود بازماند و با ثبت 5/307 کیلوگرم به مدال نقره رسید.

تیم ملی وزنه برداری ایران به علت شرایط نامساعد سیاسی در سال 1332 نتوانست در رقابت های جهانی 1953 شرکت کند. یک سال بعد نامجو در وین از سکوی نخست جهانی دور ماند و در 36 سالگی به مقام نایب قهرمانی جهان رسید. در این سال ها، علیرغم افزایش سنش و ظهور وزنه برداران جوان و پرقدرت شوروی و آمریکا در دسته خروس وزن، نامجو موفق به کسب سه مدال برنز در مسابقات جهانی 1955 و 1957 و بازی های المپیک 1956 ملبورن شد تا در زمره پرافتخارترین وزنه برداران تاریخ این رشته قرار گیرد.

پهلوان شایسته ورزش ایران به درخواست اهالی وزنه برداری پاسخ مثبت داد و به منظور کسب امتیاز برای تیم ایران در سن چهل سالگی در بازی های آسیایی 1958 توکیو شرکت کرد و موفق به کسب مدال نقره شد. این آخرین میدان اسطوره وزنه برداری ایران بود.

شادروان نامجو علاوه بر وزنه برداری، استاد مسلم ورزش باستانی بود و در ژیمناستیک، شمشیربازی، شنا، اسکی روی آب و حتی هنرهای رزمی تبحر داشت. در سال 1330، به ریاست فدراسیون ژیمناستیک منصوب شد و در دوران ریاستش، تیم ملی ایران به مقام پنجم رقابت های بین المللی فلورانس ایتالیا دست یافت.

او قهرمانی بااخلاق بود که روح پهلوانی را تا روزی که زنده بود با خود حفظ کرد و یک لحظه ارتباطش با معبود قطع نشد. چندی پیش از وفاتش در مراسمی که به منظور تجلیل از زحمات او برای ورزش ایران برپا شده بود، در حالی که پاهایش دیگر توان تحمل وزنش را نداشت، قرآنی را بردستان خود بلند کرد و جوانان و ورزشکاران را به پیروی و عمل به آن سفارش نمود.

پهلوان محمود نامجو، پس از چندسال مبارزه با بیماری سرطان، در سی ام دی ماه 1368 در تهران دیده از جهان فروبست.

حسین رضازاده

حسین رضازاده

 

 

رکورد مدال

شرکت‌کنندهٔ کشور  ایران

وزنه برداری مردان

بازی‌های المپیک

 

طلا

آتن ۲۰۰۴

۱۰۵+ ک‌گ

 

طلا

سیدنی ۲۰۰۰

۱۰۵+ ک‌گ

 

مسابقات جهانی

 

برنز

آتن ۱۹۹۹

۱۰۵+ ک‌گ

 

طلا

ورشو ۲۰۰۲

۱۰۵+ ک‌گ

 

طلا

ونکوور ۲۰۰۳

۱۰۵+ ک‌گ

 

طلا

دوحه ۲۰۰۵

۱۰۵+ ک‌گ

 

طلا

سانتادومینگو ۲۰۰۶

۱۰۵+ ک‌گ

 

بازی‌های آسیایی

 

برنز

بانکوک ۱۹۹۸

۱۰۵+ ک‌گ

 

طلا

بوسان ۲۰۰۲

۱۰۵+ ک‌گ

 

طلا

دوحه ۲۰۰۶

۱۰۵+ ک‌گ

 

قهرمانی آسیایی

 

طلا

ووهان ۱۹۹۹

۱۰۵+ ک‌گ

 

طلا

گوانگ ژو ۲۰۰۲

۱۰۵+ ک‌گ

 

طلا

دوبی ۲۰۰۵

۱۰۵+ ک‌گ

 

حسین رضازاده وزنه‌بردار سنگین‌وزن ایرانی است. وی متولد اردبیل به سال ۱۳۵۷ است.

وی تاکنون دو بار مدال طلای مسابقات المپیک را برای ایران به ارمغان آورده‌است و هم‌اکنون نیز صاحب رکورد این رشته ورزشی می‌باشد. او در ایران به عنوان «قهرمان قهرمانان» نیز انتخاب شده‌است.

آخرین مدال قهرمانی وی تا آذر ۱۳۸۵ مربوط به بازی‌های آسیایی دوحه است. وی چند سال قبل با همسرش در مکه ازدواج کرد، (این مراسم از تلویزیون ایران نیز پخش شد) او یک فرزند پسر به نام ابوالفضل دارد.

او علاوه بر سرمربی‌گری تیم ملی وزنه‌برداری ایران، عضو هیئت مدیرهٔ باشگاه فوتبال سایپا نیز است.

 

عناوین

  • مدال برنز بازیهای آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک
  • مدال برنز قهرمانی جهان ۱۹۹۹ آتن
  • مدال طلای المپیک ۲۰۰۰ سیدنی
  • مدال طلای بازیهای آسیایی ۲۰۰۲ بوسان
  • مدال طلای قهرمانی جهان ۲۰۰۲ ورشو
  • مدال طلای قهرمانی جهان ۲۰۰۳ ونکوور
  • مدال طلای المپیک ۲۰۰۴ آتن
  • مدال طلای قهرمانی جهان ۲۰۰۵ دوحه
  • مدال طلای قهرمانی جهان ۲۰۰۶ سانتادومینگو
  • مدال طلای بازیهای آسیایی ۲۰۰۶ دوحه

رد پیشنهاد ترکیه

در سال ۲۰۰۲ پیشنهاد نعیم سلیمان‌اوغلو قهرمان سه دوره وزنه‌برداری المپیک و رئیس وقت فدراسیون وزنه‌برداری ترکیه را مبنی بر تغییر تابعیت خود به ترکیه و دریافت ۱۰ میلیون دلار پاداش در صورت قهرمانی در المپیک آتن و دریافت ماهیانه ۲۰ هزار دلار رد کرد. وی در جواب سلیمان اوغلو در فرودگاه استانبول گفت: «من ایرانی‌ام و وطن و ملتم را دوست دارم.» او پیشنهاد مشابه‌ای را نیز از سوی جمهوری آذربایجان رد کرده‌است. او با اینکار محبوبیت خود را نزد ایرانیان چندین برابر کرد.

ماجرای تبلیغات املاک

رضازاده از جمله ورزشکارانی است که همواره در تبلیغات شرکت‌های مختلف حاضر بوده‌است. بازی وی در یک فیلم تبلیغاتی برای املاک رابینسون در شهر دوبی باعث اعتراض بسیاری در ایران شد. وبگاه‌های خبری وی را متهم کردند که همچون یک بنگاه‌دار از مردم می‌خواهد تا سرمایه‌های خود را از کشور خارج کنند و به کشوری دیگر ببرند. این واکنش‌های منفی به حدی بود که خبرگزاری‌ها احتمال دادند قانونی در راستای ممنوعیت حضور ورزشکاران در تبلیغات‌ ماهواره‌ای تصویب شود.

انصراف از المپیک

۲ مرداد ۱۳۸۷ رضازاده از مسابقات رسمی خداحافظی کرد و به این ترتیب، شرکت او در المپیک پکن منتفی شد. علت انصراف وی از شرکت در المپیک، فشارهای سنگین تمرین در طول دهه اخیر اعلام شد.[۳]. گفته شد که وی به دستور پزشکان از حضور در بازی‌های المپیک امتناع کرده است

در روزهای پیش از آن خبرهایی مبنی بر شرکت نکردن حسین رضازاده در آزمایش‌های دوپینگ منتشر شده بود و برخی رسانه‌ها نیز خداحافظی وی را غیر معمول دانستند.

۱ روز پس از کناره گیری رضازاده رئیس فدراسیون وزنه برداری مشکلات عروقی را دلیل این خداحافظی او دانست. اما ۲ روز پس از کناره گیری قضیه شکل دیگری به خود گرفت. ابراهیم نیرومند مشکلات جسمانی ناشی از بالا بودن فشار خون و قند خون را علت کناره گیری رضازاده دانست. اما جالبتر اینکه در رسانه‌های مختلف دلایل مختلفی هم از زبان ایشان منعکس شد:... رضازاده در تمرینات زود خسته می‌شد و به رکوردهای قبلی اش نمی‌رسید!... نوسانات زیادی داشت و تا حدودی افسردگی هم گرفته بود! اما در همان زمان در مصاحبه‌ای که رضازاده با صدا و سیما داشت علت کناره گیری اش را آسیب دیدگی رباط صلیبی پا هنگام تمرین بیان کرد.

پشتیبانی از احمدی‌نژاد

حسین رضازاده در جریان دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)، صریحاً از محمود احمدی‌نژاد پشتیبانی کرد و گفته بود که به دلیل علاقهٔ قلبی به احمدی‌نژاد، حاضر است مسئولیت افتخاری ستاد ورزشی او را بر عهده گیرد.

او در اینباره گفته بود: «به عقیده من، دکتر احمدی‌نژاد با استقامت شجاعانه مقابل زورگویان و قلدرهای جهان و حمایت مردانه از مظلومان عالم نشان داد یکی از قوی‌ترین مردان جهان در عرصهٔ سیاست است ... به برکت سفرهای استانی دولت محترم به ویژه شخص رئیس‌جمهور، امروز در دورترین مناطق ایران و بی‌بضاعت‌ترین نقاط کشور فضا‌های مجهز ورزشی برای جوانان این مرزوبوم وجود دارد. هنر دولت نهم سفر به مناطق دوردست و محروم ایران است چرا که تا پیش از این هیچ دولتی در اندیشه سفر به مناطق دورافتاده و محروم ایران عزیز نبود و جوانان این مناطق هیچگاه به حق واقعی خود نرسیدند»