ماتئوس
ملیت: آلمانی
متولد: 1961 (46)
قد: 1/743
پست: هافبک بازیساز
افتخاراتخصوصیات :قهرمان جام ملتهای اروپا در 96 - شوت های وحشتناک - جنگنده - نسبتا خشن اما دوست داشتنی
مهمترین افتخارات: قهرمان جام جهانی 90 و نایه قهرمانی در 86 شخصی: بهترین بازیکن اروپا در 90 و جهان در 91 _ دومین بازیکن برتر تاریخ آلمان بعد ار بکن باوئر _ بهترین هافبک تاریخ تیم ملی آلمان
بیشترین حضور در جام جهانی (82-98) _ دارنده بیشترین بازس ملی در اروپا با 150 بازی
گفتگو مهمت شول در اوایل بوندسلیگا 2006-2007 در مورد ماتیوس: او یک بازیکن بزرگ و قابل احترام بوده و خواهد بود و رهبری به مانند او دیگر وجود نخواهد داشت
لوتار بازی خود را از تیم محلی هرزنژراش آغاز کرد و در دوران نوجوانی زمانی که تنها 18 سال داشت (1979) به تیم مونشن گلاد باخ پیوست، تیمی که دهه 80 و 90 تیم بسیار قدرتمندی بود و هافبک های خوبی مثل لوتار - افن برگ و ... را به دنیا معرفی کرد.
ماتئوس با بازیهای خوب خود در این تیم به تیم ملی آلمان هم دعوت شد و از بازیکنان تیم ملی آلمان در جام جهانی 1982 بود که آلمان در فینال به ایتالیا باخت.
در این جام ماتئوس جوان ذخیره بوده و لیتبارسکی بزرگ تیم آلمان بوده است.
در سال 84تا 88 به بایرمونیخ پیوست و افتخارات بیشماری را بدست آورد که مهمترین آن قهرمانی در بوندسلیگا در سالهای 85-86-87 بوده است.
سپس در سال 88 به اینتر رفت و تا سال 92 در این تین عضویت داشت که واقعا دوران طلایی را در این تیم سپری کرد به حدی که مدیران اینتر اذهان داشته اند که بعد او دیگر هافبکی در اندازه های او پیدا
نکرده اند. به واقع او از بهترین شوتزنهای سری A و اروپا بوده است که چندین بار با ضربات وحشتناک خود دروازهها را لرزاند. در همان سال اول حضور خود (1888-1889) اینتر را قهرمان کرد و از 32 بازی انجام داده 9 گل به ثمر رساند. در کل 4 فصل وی 115 بازی و 39 گل در لیگ ایتالیا به ثمر رساند
در سال 1889 دوباره به بایرن مونیخ پیوست و سه بار(94-97-99) بوندسلیگا و دو بار (94-97) جام حذفی را به کلکسیون افتخاراتش افزود.
ماتئوس با بایرن نتوانست افتخارات اروپایی کسب کند و تنها در سال 1999 در آن فینال جام قهرمانان در حالی که تا آخرین دقایق 1 بر 0 جلو بودند دو بر 1 بازی را واگذاز کردند.
در سال 2000 وی به امریکا و باشکاه مترواستارز رفت و بعد از حدودا 1 سال کفشهای ارزشمندش را آویزان کرد.
در رده ملی وی با کسب تجربه در سال 82 که ذخیره بود، در سال 86 با موهایی روشن به عنوان هافبک دفایی کار می کرد و دیگر خود را کوچکتر از لیتبارسکی و بره مه نمی دید و آلمان با کمک هافبک های خوب خود تا فینال پیش آمد ولی در مقابل اعجوبه ای چون مارادونا که به تنهایی تیمی بود کم آرودند و بازی را 3بر2 واگذار کردند که 2 گل آلمان را رومنیگه و فولر زدند
در جام جهانی 90 آلمان با بازیکنهای پخته و مهاجمینی گل زن ، وحشتناک کار را آغاز کردند و فقط قهرمانی این تیم را به آسایش می رساند
در این جام ماتئوس انصافا یکه تاز بود و رهبری رویایی برای تیمش بود( من بازیهای آلمان در اولین حضور خود در جان جهانی تا آخرینشو دیده ام ، البته از فیلم و گرنه سن من که نمیرسید.در دو جام 86و90 به واقع جام مارادونا و ماتئوس بود) ماتئوس در یکی از بازیها که به گمانم یوگوسلاوی بود لوتار که هافبک بازیساز بود 2گل زد هر دو هم شوت از پشت محوطه که یکیش از بهترین گل های آن جام بود
در فینال باز هم نبرد ماتئوس و مارادونا بود و وقت انتقام فرا رسیده بود
آلمان پرستاره تر از آرژانتین بود و با دروازبانی چون ایگنر و مدافعی مثل کوهلر و هافبک های استسنایی چون هسلر- بره مه - لیتبارسکی- ماتئوس و خط حمله ای عالی با بودن کلینزمن و رودی فولر قهرمانی را بدست آوردند و لوتار در پایان به عنوان بهترین بازیکن انتخاب شد و مرد سال اروپا گردید.
در یورو 96 هم قهرمان شدند ولی در جام جهانی 98 ماتئوس پیر شده بود و یک مدافع بود و آلمان تا نیمه نهایی هم بالا نیامد.
در دوره مقدماتی یورو2000 وی از بازیهای ملی خداحافظی کرد تا عاشقان او چشمانی پر از اشک داشته باشند.
ماتئوس 150 بازی ملی و 23 گل زده دارد
وی در دو جام جهانی 86-90 در منتخب جام بوده است و سالها کاپیتان آلمان بوده و بعد او این بازوبند به کلینزمن - کان - بالاک داده شده
البته وی بازیکن تکنیکی نبوده بلکه یک رهبر تمام عیار بوده که در منتخب تاریخ جام جهانی او را قرار نداده اند و نام پلاتینی - کرایوف - بکن باوئر است که اگر بکن باوئر را مدافع حساب کنیم او جایگزین خوبی است
در رده مربیگری هم ماتئوس با راپید وین اتریش آغاز کرد یکسال بعد هم مربی ستاره سرخ بلگراد شد و این تیم را قهرمان یوگوسلاوی کرد و همچنین برای اولین بار در تاریخش ، بلگراد توسط ماتئوس به جام قهرمانان صعود می کند
در آغاز مسابقات مقدماتی جام جهانی 2006 ، ماتئوس مربی مجارستان می شود تا عملا اسم بزرگی در میان مربیان پیدا کند
من شخصا از رفتن او ناراحت بودم و هستم و بازی بالاک یاد او را برایم زنده می کند
در ادامه به فلومنینزه برزیل رفت ولی چند ماه بیشتر دوام نیاورد تا مربی گری سالزبورگ اتریش شود و حالا هم با این تیم کار می کند
این جور بازیکنها وقتی خداحافظی می کنند طول می کشد تا از ذهن ها پاک شوند مثل زیدان که کمیاب است
با اینکه در دوران اوجش من سنی نداشتم و بیشتر دوران پیریش رو یادم می اد اما همون چند بازی کافی بود تا به حدی به وی علاقه مند شوم که هنوز هم بازیکنی پیدا نشده که مثل لوتار دوستش داشته باشم