![]() |
![]() |
|
| بیوگرافی |
ایرج بسطامی
فعالیت حرفهایایرج بسطامی دوره مقدماتی آواز را نزد عموی خود، یدالله بسطامی گذراند و پس از اخذ دیپلم، به تهران آمد و دوره عالی آواز را نزد استاد محمدرضا شجریان پیگیری کرد که پس از ۷ سال (در سال ۱۳۷۸)، کلاس را رها کرد و به فراگیری مبانی موسیقی نزد پرویز مشکاتیان پرداخت. بسطامی در ارائه تحریرهای موسیقی دارای مهارت زیادی بود و در این زمینه از نوادر موسیقی سنتی محسوب می شد. کنسرت ها
آلبومها
|
||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 16:3 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||
همایون شجریانهمایون شجریان (۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ - ) خوانندهٔ موسیقی ایرانی و نوازندهٔ تنبک و کمانچه است.آغاز کار هنریوی فرزند چهرهٔ شاخص موسیقی ایران، محمد رضا شجریان، بوده و در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ در تهران در خانوادهای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با تشخیص پدر نزد استاد بیهمتای تنبک، شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم آموختن را نزد جمشید محبی ادامه داد. از دهسالگی در کنار خواهران خود نزد پدر آواز را شروع کرد و دوران بلوغ روزانه تکنیک آواز و صداسازی را به صورت فشرده فرا گرفت. در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامهٔ فراگیری فن نزد اردشیر کامکار پرداخت. فعالیت حرفهایهمایون شجریان، از سال ۱۳۷۰، پدر و گروه آوا را در کنسرتهای امریکا، اروپا و ایران با تنبک همراهی کرد و از ۱۳۷۸ به بعد در صحنهٔ کنسرتها با پدر همخوانی را آغاز نمود. زیباترین همخوانیهای همایون با پدرش، در آلبوم بی تو به سر نمیشود دیده میشود. همایون در چندین دوره کنسرتهای خارج از کشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفتهاست. برنامهٔ نسیم وصل به آهنگسازی محمد جواد ضرابیان، اولین برنامهای است که همایون به تنهایی خوانندگی آن را به عهده داشت. این آلبوم در سال ۱۳۸۲ منتشر شد. وی پس از آن در سال ۱۳۸۳ دو آلبوم شوق دوست و ناشکیبا را منتشر کرد و در سال ۱۳۸۴ نقش خیال را به آهنگسازی علی قمصری به بازار عرضه کرد که با استقبال فراوانی روبرو شد. آخرین کارش که در مهر ماه ۱۳۸۵ به بازار عرضه شدهاست، آلبوم با ستارهها حاصل همکاری او با محمد جواد ضرابیان میباشد. سالشمار زندگی همایون شجریان
آثار
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:59 توسط سعید دامغانی |
|
شادمهر عقیلی
شادمهر عقیلی (زادهٔ ۷ بهمن ۱۳۵۱، تهران) از پرطرفدارترین خوانندگان جوانیست که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران کار خود را آغاز کرد ؛ ولی پس از مدتی ابتدا به کانادا و سپس به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد. زندگی هنریدر ایراناز کودکی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع کرد ولی بعد ویلن را بهعنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد. نواختن ساز را از هر کاری بیشتر دوست میداشت. سازهای تخصصی وی پیانو، گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلن تبحر خاصی دارد. او فارغالتحصیل از هنرستان موسیقی است.[نیازمند منبع] از ۱۳۷۶ وارد واحد موسیقی صدا و سیما شد و در آنجا مشغول به کار شد ولی کارهای او برای کسب مجوز مشکل داشتند. بهعنوان اولین کار «معبود» و سپس «قسمت» را اجرا کرد و بعد از آن آلبوم بهار من اولین کاست او بود. بهار من کاست بدون کلامی شامل ترانههای قدیمی مانند «گل گندم» و «بهار من»، «جان مریم» و... بود که شادمهر نوازندگی پیانو، گیتار و ویلون را در آن بعهده داشت. او در آلبومی به نام فصل آشنایی که کارهای دیگر خوانندگان پاپ آن روزگاران در ایران، هم در آن جای داشت سه آهنگ به نامهای «باغ زندگی» به همراهی علیرضا عصار «معبود» و «قسمت» را ارائه کرد. سپس در آلبومی به نام «نازنین» باز هم به همراهی دیگر خوانندگان، دو آهنگ «قفس» و «تو بی نهایت شب» را ارائه کرد. بعد از آن کاست مسافر توسط شرکت فرهنگی هنری «پیغام سحر» به بازار آمد که با استقبال روبرو شد. دهاتی آلبوم بعدی عقیلی بود که توسط شرکت فرهنگی هنری «فارس نوا» منتشر شد.دو آلبوم وی در واقع پرفروشترین کاستهای تاریخ موسیقی ایران بشمار میروند. شرکت پخش کننده آلبوم دهاتی برای گرفتن مجوز با موانعی از سوی وزارت ارشاد روبرو شد به طوری که شادمهر بارها مجبور شد ترانههای این کار را بازخوانی و اصلاح کند. با وارد شدن شادمهر به سینما محبوبیت او بیشتر شد. او در دو فیلم سینمایی «پر پرواز» در سال ۱۳۷۹ به کارگردانی خسرو معصومی و بازی هنرمندانی چون زیبا بروفه، مرجان شیرمحمدی، داوود ناقور، شهلا ناظریان و... و «شب برهنه» به کارگردانی سهید سهیلی و بازی علی قربانزاده و اکرم محمودی و... بازی کرد و تواناییهایش را در عرصه بازیگری آزمود. بازی در این فیلمها باعث افزایش حساسیت روی کارهای وی شد. گرفتن مجوز برای کاست بعدی یعنی آدم و حوا دو سال ادامه پیدا کرد و شادمهر که عرصه را برای کار تنگ میدید به کانادا مهاجرت کرد و در آنجا فعالیتهایش را ادامه داد. خارج از ایراناو بعد از مدتی موفق شد با کمپانی "نوامیدیاً قرداد امضا کند. هنوز چند وقتی تا انتشار اولین آلبوم او در خارج از کشور باقی مانده بود که ناگهان این آلبوم با کیفیت پایین در بازار ایران پخش شد. بعضی از آهنگهایی که او اصلاً قصد انتشار آنها را نداشت در این آلبوم منتشر شده بود. بعد از یک ماه از این ماجرا آلبوم او به طور رسمی و با نام خیالی نیست پخش شد که شامل قطعات زیر بود:
هفت تک آهنگ شادمهر با نامهای «سبب»، «رسیدی»، «مشکوک»، «بغض»، «بیاً، »تن تو«و»یه کاری کن" تحت عنوان آلبوم سبب در ایران منتشر شد «تقدیر» آخرین کار اوست . این موزیک ویدیو کاری از الک کارتیو بود آهنگشناسیآلبومها
تکآهنگها
همکاران هنریاز معروف ترین ترانههای نیلوفر لاری پور را خواندهاست.از دیگر ترانه سرایان همکار وی میتوان به "مونا برزویی"."جواد شریفپور"."شاهکار بینش پژوه"."فرید احمدی"."شیدا شفیعی"."محمد علی بهمنی"و"یغما گلرویی" اشاره کرد. ضمن اینکه برای خانم مهستی آهنگها و تنظیمهای آلبوم از خدا خواسته را انجام دادهاست. اهنگ سازی برای خوانندگان داخلی و خارجی مانند : جمشید. بهبود. مهران احراری. شروین. ایلیا منفرد. حمید غلامعلی. عصار. اصفهانی.حسین زمان.لیلا فروهرو... و همینطور آهنسازی برای هنرمندان خارجی از جمله خواننده محبوب یونانی NIKOS VERTIS به تازگی نیز او کار آهنگسازی و تنظیم آهنگهای «عماد» و <آمس> را بر عهده گرفتهاست. زندگی شخصیشادمهر عقیلی هم اینک به همراه همسرش، «مِلیسا مِسا» ملقب به میا (به انگلیسی: Melissa(Mia) Mesa) که اصلیتی فیلیپین دارد در شهر لوسآنجلس زندگی میکند. |
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:37 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||
ناصر عبدالهی
زندگینامهناصر عبدالهی در ساعت ده و ده دقیقه ی دهمین روز دی ماه سال ١٣۴٩ در محله مسجد بلال شهر بندرعباس دیده به گیتی گشود. پدرش عبدالرحمن عبدالهی کارگر بازنشسته شرکت ملی بود و مادرش مهرنگاربندری نیایی خانه دار است. از ۱۳ سالگی به موسیقی علاقمند شد. فعالیتهای هنری خود را از سالهای نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان هرمزگان آغاز کرد.
ناصرعبدالهی در سوم آذرماه ۱۳۸۵ در بندرعباس به دلایل نامشخصی بی هوش و به کما رفت و پس از گذراندن ۲۷ روز در کما (بیمارستان هاشمی نژاد تهران) سر انجام در یک روز زمستانی ، در ۲۹ آذر در حالی که تنها ۱۰ روز تا ۳۶ سالگی اش باقی مانده بود شمع وجود ناصرخاموش گشت وضعیت خانوادگیاو چهاربرادر و یک خواهر دارد ، تنها خواهرش نسرین و برادرانش به ترتیب سن محمدطیب ، نادر ، علیرضا و عقیل هستند که ناصر برادر وسطی آنها است ؛ یعنی سومی. ناصر در هیجده سالگی با فهیمه غفوری اهل بندرعباس که سه سال از خودش بزرگتر است ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند (دو پسر و یک دختر) به نامهای نوید , نازنین و نامی است . نینا فرزند چهارم ناصر حاصل ازدواج او با فاطمه فهیمی است. بررسی آثارعبدالهی در ترانههای خود از کسی تقلید نمیکرد و صدایی منحصر به فرد داشت . بیشتر اشعار ترانههای او از سرودههای محمدعلی بهمنی بود. در کار موسیقی به گفته خود وی تحت تأثیر سبک موسیقی ابراهیم منصفی بود. طوری که در سالهای آغازین کار هنری ترانههای منصفی را بازخوانی میکرد. عبدالهی همچنین با موسیقی غربی و ایرانی آشنا بود و به آثار محمدرضا شجریان و علیرضا افتخاری علاقه بسیاری داشت. ناصر عبداللهی با حضور درخشانش در عرصهٔ موسیقی پاپ فارسی علاوه بر این که نام هرمزگان و بندرعباس را بر سر زبانها انداخت و نگاه مردم ایران را به این خطهٔ آمیخته با ریتم ، گرم و زنده ساخت که ستایش و احترام را در خود به همراه داشت٬ خود باوری را هم برای جوانان جویای عرصهٔ موسیقی هرمزگان به همراه آورد . نمونهٔ خوانندگانی که بعد از ناصر عبداللهی در عرصهٔ موسیقی پاپ ایران مطرح شدهاند کم نیستند . اعتماد به نفس بالای عبدالهی باعث شد که هر علاقمند به موسیقی خود را شایستهٔ مطرح و موثر بودن بداند. جدا از این ٬ خیل زیادی از جوانان این خطه به تاسی از وی به موسیقی روی آوردند که این مورد هم در جای خود قابل توجه و تقدیر است. ترکیبی که ناصر عبدالهی برای ترانههایش میریخت از جهتی تازه و بکر بود و دلیل استقبال عظیم و اقبال بزرگش نیز جدا از صدای خاصش٬ ریتم و فضای کارش میباشد. از یک سو گویش بندری که ریشه اوستایی دارد به دلیل هم خانوادگی اش با زبان سانسکریت و ریشههای مشترک فرهنگی اش با هند به موسیقی هندی نزدیک است و از سوی دیگر به دلیل ریتم تند و ضرباهنگ شدید در گفتار و رفتار و کلام مردم هرمزگان٬ با ریتم و لحن اسپانیایی نزدیکی فراوانی دارد ٬ رفتار موسیقی اسپانیایی را نیز در خود دارد. (عبدالهی) با آگاهی از این امکانات و ظرفیتهای موسیقیایی٬ ترانههایش را از این سو نزدیک تر مینمود. به دلیل همین تازگی زبان با ضرباهنگ متنوع و ریتم منحصر به فرد موسیقی هرمزگان(ناصر عبدالهی) در عالم موسیقی پاپ گل میکند. اگر چه پیش از او کسانی مثل (مهرپویا) از امکانات و سازهای هندی در راستای ترانههایش بهره میگیرد اما تازگی کار عبدالهی به این دلیل است که او از امکانات فرهنگهای دیگر بهره نمیگیرد بلکه این مکان در فرهنگ موسیقیایی خودش(هرمزگان) وجود دارد و این موضوع وی را در این زمینه نیز پیشتاز میسازد. ناصریاپس از ارائه ترانه ناصریا منتقدان عبدالهی گفتند که این کاری اسپانیولی است و از ملودیهای جیپسی کینگ برگرفته شدهاست، اما وی معتقد بود که چنین نیست، و این کار ریتم عربی دارد ، ریتمی که بارها با سازهای دیگری نظیر عود، دهل، و دف نواخته شدهبود. اما تاکنون هرگز با گیتار نواخته نشدهبود ، اما عبدالهی این کار را انجام داد. ملودی ترانهٔ ناصریا سال ۱۳۷۶ ساخته شد. شعر این آهنگ به گویش بندری است و به گفته عبدالهی هدف از ساخت آن اعتراض ضد ظلم در جهان و نیز همدردی با ستمدیدگان جهان بودهاست . بر اساس متن شعر ناصریا اگر کسی قصد یاری مظلومی را داشتهباشد پس از تحمل سختی بسیار و دشواریهای این راه در پایان پیروز خواهد شد. آلبومها
مرگدر هنگام مرگ وی نظریانی پیرامون قتل او بدلایل سیاسی - مذهبی مطرح شد.[۱] [۲] |
||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:28 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||
علیرضا عصار
زندگیاو در تاریخ ۴ بهمن سال ۱۳۴۸ در شهر ری ، کوچه آبشار متولد شدهاست. وی نواختن پیانو را در ۵٫۵ سالگی شروع کرد واولین استاد وی کاووس سمندر بودهاست. خواندن را از نوروز سال ۷۷ شروع کرد و اولین آهنگ وی عیدانه با شعری از مولانا و آهنگ سازی فؤاد حجازی بود. اولین کنسرت: در سن ۱۶ سالگی به عنوان نوازنده پیانو در تالار ابوریحان دانشگاه شهید بهشتی حضور در تئاتر «پیروزی در شیکاگو» به کارگردانی داود رشیدی و حضور مهدی هاشمی و فریماه فرجامی در سال ۷۰ به عنوان نوازنده پیانو. آلبومها و ترانهها
ترانههای تکی
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:25 توسط سعید دامغانی |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
محمد اصفهانیمحمد اصفهانی از خوانندگان معاصر موسیقی سنتی و پاپ ایرانی است.محمد مهدی واعظی یا اصفهانی روز چهاردهم تیر ۱۳۴۵ در تهران زاده شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در بهترین مدارس تهران بهپایان رساند سپس با شرکت در کنکور سراسری و اخذ رتبه ۱۷۸ به دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران راه یافت و در سال ۱۳۷۶ دانشآموخته گردید وی همزمان با تحصیل علم به کسب هنر نیز کوشش ورزید. محمد اصفهانی موسیقی ایرانی را با بهرهمندی از مکتب محمدرضا شجریان و شاگرد برجستهاش علی جهاندار آموخت. سپس از استادانی چون: همایون خرم، فریدون شهبازیان و بابک بیات در زمینه تصنیفخوانی و ترانه و زیباییشناسی در الحان موسیقی ملی ایران بهره برد. او همواره از مربیان خود در زمینه موسیقی بهویژه فریدون شهبازیان با فروتنی و مهر، یاد میکند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:21 توسط سعید دامغانی |
|
نصرالله معین
نصرالله معین (زاده ۱۳۳۰ در نجف آباد اصفهان) خواننده سرشناس پاپ ایرانی است. او بیشتر با نام معین شناخته میشود. وی هماکنون مقیم آمریکا است و در شهر سانتا روزا، کالیفرنیا زندگی میکند. زندگینامهوی در خانوادهای ۱۳ نفره همراه با ۴برادر و۷ خواهر بزرگ شد. خانوادهای که از نظر مالی در سطحی متوسط قرار داشتند. معین همچون دیگر ستارگان به نام موسیقی کشور از همان دوران کودکی علاقه خود را به آواز، در خواندن قران و اشعار شعرای نامی ایرانی نشان داده بود. معین در سن ۱۸ سالگی نزد بزرگترین اساتید آواز آن زمان همچون استاد تاج اصفهانی و استاد حسن کسایی به یادگیری گوشهها و دستگاههای آواز ایرانی پرداخت. بعدها معین از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ در هتل عباسی و کاباره هزار و یک شب به اجرای برنامه مشغول شد. دیری نگذشت که نام معین نه تنها در اصفهان بلکه در میان علاقه مندان به موسیقی در سراسر ایران شنیده میشد. وابستگی بیش از حد معین به زادگاهش سبب شد تا وی نتواند همزمان با دیگر خوانندگان هم سن و سال خود که در آن موقع در تهران مشغول بودند کار کند. همین مسئله باعث شد تا معین اولین کار خود را در سال ۱۳۵۹ با عنوان ""یکی را دوست میدارم"" روانه دنیای موسیقی کند. اما نکته مهم این بود که یکی را دوست میدارم با ترانهای از مسعود امینی و آهنگی از معین آنچنان در میان مردم جا باز کرد که این اثر پس از مدتی کوتاه از مرزهای ایران گذشت و توسط خوانندگان ایرانی که پس از انقلاب به امری مهاجرت کرده بودند خوانده شد. هایده ، ابی و عارف از جمله معروف ترین این افراد بودند. معین یک شبه راهی را که بسیاری برای ان سالها کار کرده بودند پیموده بود و اینک به آوازه خوانی نامی تبدیل شده بود. معین پس از انقلاب و حتی بعد از اجرای اولین کار خود همچنان به علت وابستگیهای خویش در ایران مانده بود، اما دیگر چارهای جز ترک وطن نداشت. معین به سال ۱۳۶۰ ایران را با هدف رسیدن به امریکا به مقصد اسپانیا ترک کرد. شاید بهترین خاطره از این ماجرا ترانه ""حیران"" سروده اردلان سرفراز است که در همان سالهای انقلاب و اوج گیری معین به وی تقدیم شد. که درآن اردلان پس از صحبت از اوضاع موجود در کشور پس از انقلاب به صدای معین اشاره میکند که در این تنهایی مطلق فقط دست تو بر در زد و از خروج اجباری معین از کشور میگوید (این ترانه بعدها توسط معین با اهنگی از خودش خوانده شد). معین مدتی در اسپانیا اقامت داشت ودر آنجا به اجرای برنامه در کلوپها پرداخت. پس از مدتی و به کمک دوستان خود و همچنین همکاری خانم هایده راهی امریکا شد تا معین وارد مرحله دیگری از کار هنری خود شود. مرحلهای که باید دور از وطن در دیار غربت سپری میشد. معین در سال ۱۳۶۲ اولین آلبوم مستقل خود را با نام "میپرستم" از شرکت ترانه راهی بازار کرد. میپرستم با ترانه زیبایی از معین و آهنگ کاظم رزازان به همراه دیگر آهنگهای البوم تنوانست تا فروش بالایی را برای اولین البوم معین داشته باشد. معین در کنار هایده تشکیل یک زوج هنری بسیار حرفهای را داده بودند و البوم "گلهای غربت" با صدای این دو توانست پرفروش ترین آلبوم سال شود اما این زوج هنری با فوت هایده از میان رفت، که این مسئله ضربهای جبران ناپذیر به موسیقی ایرانی وارد کرد. معین یک بار دیگر توانست با آلبوم پریچه در سال ۱۳۶۴ با اهنگهایی از فرید زولاند و بیژن مرتضوی پرفروش ترین آلبوم سال را منتشر کند. پریچه اثری ماندگار از معین با ترانهای از اردلان سرفراز که به یاد مادر سروده شده بود. معین در سال ۱۳۶۸ در سن ۳۸ سالگی با خانمی ایرانی در امریکا ازدواج کرد. وی در همان سال آلبوم "صبحت بخیرعزیزم" را روانه بازار کرد. دوسال بعد یعنی در سال ۱۳۷۰ اولین فرزند معین متولد شد ، و شاید تاثیر ترانه زیبای پریچه سبب شد تا معین نام دخترش را پریچهر بگذارد . در همان سال آهنگ "سکه" به عنوان هدیه نوروزی معین پخش شد، و پس از ان آلبوم "تولد عشق" را راهی دنیای موسیقی کرد. بی شک ماندگار ترین ترانه این البوم اثر((میلاد)) است . ترانهای بی نظیر از همایون هوشیار نژاد در کنار آهنگی از حسن شماعی زاده سبب شد تا معین یک بار دیگر هنر خود را به رخ بکشاند. معین در سال ۱۳۷۴ از همسر خود جدا شد، و تا مدتی در تنهایی به سر برد. وی در سال ۱۳۷۸ مجددا ازدواج میکند اما این بار با خانمی کانادایی به نام پانته آ ، که حاصل ان دختری دیگر به نام ستاره بود . انتشار البوم" پرواز" در سال ۱۳۷۹ پرواز شکوهمندانه دیگری بود برای معین در آسمان هنر ایرانی . ۱۳۸۱ انتشار البوم "لحظهها" ، آلبومی که در سطحی فوق العاده و بالاتر از موسیقی زمان خویش منتشر شده بود اثر لحظهها با آهنگی خاص و کاملا حرفهای از حسن شماعی زاده و آوای معین کار را به اثری ماندگار در موسیقی ایرانی تبدیل کرد . بی شک در آن زمان کسی نمیدانست برای شنیدن آلبوم بعدی معین باید چیزی در حدود شش سال انتظار بکشد . معین یک بار دیگر در سال ۱۳۸۲ طعم تلخ جدایی را چشید و از همسر خود طلاق گرفت. وی در همین سالها یکی از برادران خویش (فتح الله) را نیز از دست داد . این جریانات سبب شد تا نزدیک به یک سال از موسیقی کناره گیری کند . در اواخر سال ۱۳۸۳ معین شرایط روحی خود را بدست آورد و برای انتشار آلبوم بعدی خود آماده شد. در این میان حجم بالای کارهای ارائه شده به معین و مسائل دیگر از جمله حساسیت معین برای ارائه آلبوم ماندگار دیگر سبب شد تا انتشار آن مرتبا به تعویق بیافتد . اما معین در این میان ۳ کار از آلبوم خود به نامهای خوشبینی ، طلوع و بت پرست را منتشر کرد . پاییز سال ۱۳۸۶انتشار البوم طلوع . معین دوباره برگشته بود با کارهایی رویایی و..... آلبومی با همکاری اساتیدی چون بابک بیات ، فضل الله توکل ، صادق نوجوکی ، کاظم عالمی ، بابک رادمنش آلبوم ها
|
||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:17 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||
آرش لباف
آرش لباف (زادهی ۳ اردیبهشت ۱۳۵۶ در تهران) خوانندهای ایرانی است. بیوگرافیآرش در تهران زاده شد [۱] و تا سن ده سالگی در آنجا زندگی کرد. پس از آن به اروپا مهاجرت کرد. در اواخر دهه هشتاد او به سوئد رفت. آرش و خانوادهاش در آغاز به شهری با نام آپسالا رفتند و به مدت ۵ سال در آنجا ماندند و سپس از آپسالا به مالمو رفتند. جایی که آرش هنوز در آنجا زندگی میکند. به دلیل اشتیاق زیادش به موسیقی، پس از رفتن به کالج، شروع به نوشتن موسیقی کرد. در ابتدا کار خود را در گروهی به همراهی کامرون کارتیو و چند تن دیگر آغاز کرد که در کلوپها و بارها میخواندند. اما پس از آنکه آرش در موسیقی پیشرفت بیشتری کرد، سرانجام پس از تلاش فراوان نخستین آلبوم خود را در ۲۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ منتشر کرد. او مستقیما در جدولهای موسیقی تاپ ۱۰ سوئد شماره یک شد و پس از مدتی نیز در تمام اروپا به شهرت رسید و آلبوم او سومین آلبوم پر فروش شناخته شد. هماکنون او به دلیل استقبال خوبی که از آهنگهایش در کشورهای مختلف دنیا شده، از شهرت جهانی برخوردار است. خبرسازترین رویداد مربوط به آرش ، مربوط به پیش از جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان میشود. آرش ترانه «ایران ایران» را به نمایندگی از کشور ایران با همان ملودی «موزیک زبان من است» اجرا کرد.
آلبومها |
||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:15 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||||
حسن شماعیزاده
حسن شماعیزاده. نوازنده، آهنگساز و خواننده موسیقی پاپ ایرانی است.
آلبوم ها
آهنگهایی که این آهنگساز به موسیقی ایرانی تقدیم کرده و بی شک پر سر صدا ترین های کشور در 35 سال اخیر بوده عبارتند از:
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:12 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جواد یساریجواد یساری مازندرانی خوانندهای ایرانی است.زندگینامهجواد یساری در سال ۱۳۳۳ خورشیدی به دنیا آمد.او فعالیتهای هنری اش را از سال ۱۳۵۲ با اجرای آهنگی با نام پول سیاه شروع کرد.[۱] تا قبل از انقلاب اسلامی ایران پنج آلبوم به بازار داد که آخرین آن آلبوم سپیده دم و با آهنگی به همین نام بود. دیسکوگرافیآلبومهای جواد یساری از این قرار است.[۲]
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:9 توسط سعید دامغانی |
|
شهره صولتی
زندگینامهشهره در ۷ سالگی متوجّه شد که به موسیقی علاقه بسیاری دارد و به هنرستان موسیقی رفت تا با موسیقی آشنایی بیشتری پیدا کند . در ۱۵ سالگی ، وارد دنیای هنر شد و خوانندگی را پیشه خود کرد. ازاولین آهنگهای او دختر مشرقی بود و همه متعجب از این آوازه خوان جدید ِفریبنده و زیبا بودند و مدتی طول نکشید که آوازه شهرت و محبوبیت او به همه جا رسید با این آواز شهره به جلد مجله های موسیقی نقل مکان کرد و یک چهره برجسته و وسایل ارتباط جمعی دیگر شد در رادیو، تلویزیون، تفسیرها . کمپانی های رقیب و سرسخت شروع به قرارداد بستن با او کردند و عکسهای او، یک جلد اولیه برای مجلات هفتگی شد. عامل شهرت او کاباره میامی بوده است که طرفداران زیادی داشته است. در ابتدا ، او یک خواننده عادی بود ولی وقتی جوایز متعدد را از منتقدین وابسته به موسیقی دریافت کرد به مقام استادی رسید ، شهره یکه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز گذشته . او به اوج رسید و محبوب مردم شد شهره معنی جدید موسیقی ایرانی را آورد . و به زودی بت جوانان ایرانی و موضوع بحث روز شد . پوسترهای او با موی با شکوه و لباسهای زیبا همه جا بودند . او خودش بود و از دیگران تقلید نمی کرد ، برای اینکه او اعتقاد دارد یک هنرمند باید خودش باشد . با گذشت روزها ، شهره در دل همگان جای گرفت و آهنگ هایش یکی پس از دیگری فروش زیادی کرد و برای اوّلین بار راهی سینما شد و به همراه داریوش اقبالی در فیلم فریاد زیر آب بازی کرد . اما دیگر زمان مهلت نداد و در سال ۱۹۷۸ به آمریکا آمد و در نیویورک مدتی ماندگار شد . شهره ، پس از یک سال اقامت در نیویورک ازدواج کرد و ثمره ازدواجش یک دختر به نام طناز بود . در سال ۱۹۸۴ به لس آنجلس آمد و اولین آهنگهایش را در خارج از کشور در آلبوم طلسم اجرا کرد. آلبومشناسی
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:7 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||
شهرام صولتی
شهرام صولتی (زاده ۲۹ آبان ۱۳۳۶ در تهران) یکی از خوانندگان باسابقهٔ موسیقی پاپ ایران است. وی از پس از حوادث انقلاب ۵۷ در ایران، به شهر لس آنجلس در کشور آمریکا مهاجرت کرد و درآن شهر اقامت گزید. وی همچنین برادر شهره صولتی، خواننده موسیقی پاپ ایرانی است. آلبومشناسی
|
||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:5 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||
خوانندهخواننده یک موسیقیدان است که از صدای خود برای ایجاد موسیقی استفاده میکند. اغلب، خواننده با موسیقیدانان و آلتهای موسیقی همراه میشود. با وجود آنکه بسیاری از افراد برای تفریح میخوانند، تکنیک و مهارت خواندن (vocal skill)، اغلب ترکیبی از استعداد ذاتی و آموزشهای حرفهای است.[۱]یک خوانندهٔ اصلی (lead singer)، آوازهای اصلی را برای یک آهنگ اجرا میکند؛ که درمقابل یک خوانندهٔ پشتیبان (backing singer) قرار دارد که آوازهای پشتیبان (پسزمینه) یا هارمونى را میخواند. یک استثنا موسیقی پنجقسمتهٔ بیساز گاسپل است که در آن خوانندهٔ اصلی، بلندترین صدا را در میان پنج صدا دارد و یک descant (نوعی سرود مناجاتی) را میخواند اما ملودی را اجرا نمیکند. خوانندههای حرفهای، اغلب تحت تعلیم یک معلم موسیقی آواز قرار میگیرند. صدای انسانی
ارکول دی رابرتی: Concert, c. ۱۴۹۰ در موسیقی کلاسیک اروپایی و اپرا، با صداها و آوازها به مانند آلتهای موسیقی برخورد میشود. نوازندگانی که موسیقی آوازی را مینویسند، میبایست درکی از تواناییها و ویژگیهایی خواننده داشته باشند. خوانندگان، اغلب حرفهٔ خود را پیرامون استایلهای معینی بنا میکنند. سامانههای ردهبندی صدایی تا کنون پیشرفتهایی برای دستهبندی خوانندگان بر اساس محدودهٔ صوتی (tessitura)، وزن صدایی (vocal weight) و طنین (timbre) داشتهاند. خوانندگان موسیقی دستهجمعی بر اساس محدودهٔ صدایی دستهبندی میشوند (محدودهٔ موزیکال را ببینید.) سایر دستهها عبارتاند از: سوبرت (soubrette)، هلدنتنور (heldentenor)، کالرئتوئرا (coloratura) و بسو بوفو (basso buffo). همچنین ردههایی برای مردانی که میتوانند در محدودهٔ صدایی زنانه بخوانند وجود دارد. این نوع صدا اغلب نادر است، اما همچنان در اپرا استفاده میشود. در موسیقی براک (موسیقی ناموزون و بیقاعده، Baroque)، بسیاری از نقشها برای خوانندگان کاستراتو (castrato) نوشته میشد. کاستراتوها، خوانندگان مردی بودند که در بچگی عمل اختهٔ صدا روی آنها انجام گرفتهاست تا از تغییر صدای آنها جلوگیری شود. یک مرد با این نوع صدا، ممکن است یک کاونترتنر (خواننده اى که صداى بسيار بلند وغير عادى دارد، countertenor) (مناسب برای نقشهای Castrato Alto) یا سوپرانیست (ششدانگخوان، sopranist) (مناسب برای نقشهای Castrato Soprano) باشد. خوانندگان همچنین بر اساس نوع موسیقی که میخوانند نیز تقسیمبندی میشوند، مانند خوانندگان روحانی یا سرایندگان کارتنیک. خوانندگان اصلی و پشتیباندر بسیاری از گروههای موسیقی جدید، یک خواننده وجود دارد که بخشهای اصلی را میخواند (خوانندهٔ اصلی) و یک یا بیش از یکی که آوازهای پشتیبان (پسزمینه) را میخواند. هدف از آوازهای پشتیبان خواندن قسمتهایی مشخص از یک ترانه است، اما کمتر از ۵۰٪، یا فقط قسمتهای تکراری با همهمههای پسزمینه را بخواند. خوانندگان پسزمینه در طی خواندنهای دستهجمعی نیز شرکت میکنند و برای ایجاد تأثیرات، ایجاد صدا میکنند. برای بعضی دلایل، بندهای با یک خوانندههای اصلی، اغلب مرد هستند. بندهای مناسب برای دو جنس (مذکر و مؤنث)، اغلب خوانندهٔ اصلی مؤنث دارند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 14:40 توسط سعید دامغانی |
|
|
شهرام ناظری خواننده و استاد موسیقی کردی و فارسی است.
زندگینامهشهرام ناظری در سال ۱۳۲۸ در کرمانشاه و در خانوادهای ادیب، فرهنگ دوست و اهل موسیقی متولد شد. وی از زمان کودکی مانند اکثر خوانندگان که صدای خوش در خانوادهشان موروثی بوده، صدای خوش را از پدر و مادر خود به ارث میبرد و پدرش که صدای لطیفی داشت و از سبک قدما و خوانندگان آن دیار به خصوص شیخ داوودی خواننده بزرگ بهره گرفته بود، فرزندش را تحت تعلیم قرار داد. قطب این خانواده، استاد حاجی خان ناظری (پرویز خان پورناظری) بوده که اکثر موسیقیدانان کرمانشاه را با نت و موسیقی اصیل ایران تعلیم داده و خود از شاگردان درویش خان و کلنل وزیری بودهاست. پدر شهرام ناظری ضمن آشنایی با گوشهها و ردیفهای آواز ایرانی با سهتار هم آشنایی داشت و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنین محیطی پرورش یافت. این محیط مناسب هنری موجب شد تا وی در سن ۹ سالگی اولین برنامه هنری خود را در رادیو کرمانشاه همراه با تار مرحوم درویشی، از نوازندگان معروف کرمانشاه، اجرا نماید. وی سپس در سن ۱۱ سالگی در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه در آواز ایرانی اجرا نمود و برای پر بارتر کردن درک موسیقی خود ارتباط بیشتری با پسر عمویش کیخسرو پورناظری و درویش نعمت علی خان خراباتی که تأثیر بزرگ و مهمی بر آشنایی او با موسیقی محلی و کردی و درک آن داشتهاند برقرار کرد. وی همواره در پی بهرهبردن از مکاتب و استادان مختلف بودهاست. در سال ۱۳۴۵ برای بهرهگیری از محضر اساتیدی چون عبداله خان دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی وزیری و محمود کریمی، مقیم تهران شد و ضمن بهرهگیری از محضر این اساتید، سهتار را نیز نزد استادان احمد عبادی، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت. شهرام ناظری به مدت یک سال در تبریز با نوازندگان و موسیقیدانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجهخانی و فرنام قیطانچیان که از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد. درسال ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی برومند به استخدام رادیو تلویزیون در آمد و اولین برنامه خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی با مثنوی مولانا و ترانهای از شیخ بهایی اجرا کرد و پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان همکاریش را ادامه داد. وی درسال ۱۳۵۵ در نخستین کنکور موسیقی سنتی ایران (باربد) مقام اول را به دست آورد. در سال ۱۳۵۶ همراه با گروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهید برای اجرای کنسرت در جشنواره توس انتخاب شد. در سال ۱۳۵۸ همراه با گروه چاووش که خود از اعضای اصلی آن بود در سختترین شرایط صدای موسیقی سنتی و اصیل ایران را به گوش مردم هنردوست ایران رساند. شهرام ناظری از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پیگیر و بیوقفه، آلبومهای چاووش ۲، ۳، ۴، ۷ و ۸ را با همکاری گروه چاووش، گروه شیدا و گروه عارف به سرپرستی محمد رضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، آلبوم مثنوی موسی و شبان را با همکاری جلال ذوالفنون و بهزاد فروهری، شعر و عرفان را با همکاری نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران و گروه مولانا به سرپرستی جلیل عندلیبی، آلبوم سخن عشق باهمکاری گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همکاری گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان تهیه کرد. او در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ از فعالیت خود کاست و به روشهای مختلف مشغول تدریس موسیقی و ردیفهای آوازی به علاقهمندان گردید. از سال ۱۳۶۴ به بعد با همکاری گروههای موسیقی ایرانی کارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی و اصیل ایرانی عرضه ساخت که از درخشانترین این آثار میتوان شورانگیز با همکاری حسین علیزاده، گل صد برگ و آتش در نیستان با همکاری جلال ذوالفنون، کنسرت اساتید با همکاری گروه اساتید (گروه فرامرز پایور) و بیقرار با همکاری گروه جلیل عندلیبی را نام برد. شهرام ناظری طی فعالیت هنری خود برای اجرای کنسرتهای موسیقی اصیل ایرانی و عرفانی سفرهای بیشماری به کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکا داشتهاست و در فستیوالهای جهانی نیز حضور یافتهاست. وی درسالهای اخیر در کنسرتهای داخلی که زحمات اجرای آنها به دلیل کمبود امکانات و مشکلات پیش رو، زیاد است، حضور بیشتری داشتهاست. وی در جشنواره موسیقی فجر درسال ۱۳۸۰، به همراه فرزندش حافظ ناظری، شرکت کرد و جایزه اول این فستیوال را به عنوان بهترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی را به دست آورد. وی جایزه مخصوص هیئت داوران را نیز از جشنواره مهر دریافت داشتهاست. افتخاراتشهرام ناظری، در سفری که مهرماه ۱۳۸۶ به فرانسه داشت، نشان شوالیه ادب و هنر (Chevalier des Arts et Lettres) را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسهاست و پاسداشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژهای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام میدهند. وی از طرف مجمع آسیاسوسیتی به عنوان هنرمند برتر آسیا انتخاب و از طرف بان کیمون دبیر کل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه شد[نیازمند منبع]. وی همچنین در سال ۱۹۹۸ میلادی جایزه بهترین موسیقی عرفانی جهان را در مراکش کسب نمود[نیازمند منبع]. آثار منتشر شده
- یکسری نوار به نام چاووش از شماره ۱ تا ۱۰ که در اکثر آنها همکاری دارد حتب اگر نخوانده باشد نقشی داشتهاست
آثار منتشر شده تنها در اروپا
آثار منتشر نشده
سایر آثار
آثار تصویری
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 3:7 توسط سعید دامغانی |
|
مرجان (خواننده)مَرجان از خوانندههای ایرانی دوره پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است. مرجان پس از ۲۶ سال بعد از انقلاب برای نخستین بار با اجرای برنامه هنری در اجتماع بزرگ کنگره ایرانیان در واشنگتن حضور پیدا کرد.[۱] آلبومهاآلبوم کویر دل: آهنگها:
آلبوم خاطرهها (بازخوانی آهنگهای قدیمی)[۲] مرجان خواننده سرشناس، آهنگى بنام «رهائى» درباره خيزش هاى مردمى در ايران، خوانده كه ملودى آن را خود ساخته، پرويز رحمان پناه آن را تنظيم كرده و فريدون ژورك ترانه اش را سروده است.[۳] |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 3:3 توسط سعید دامغانی |
|
هایده
فعالیت حرفهایهایده در تهران متولد شد. نام اصلی او معصومه دده بالا بود.[۱] خواهر کوچکتر او، مهستی نیز از خوانندگان معروف ایرانی است که حدود پنج سال پیش از هایده خوانندگی را آغاز کرد. هایده در ۱۳۴۷، فعالیت حرفهای خود را با خواندن ترانه «آزاده» اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد[۲]. اجرای ترانه «آزاده» با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران آغاز کار هایده بود. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی، از نخستین سالهای دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانههای پاپ علاقهمند شد که بیشتر از ساختههای جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند. هایده در شهریور ۱۳۵۷ چندین ماه پیش از پیروزی انقلاب که موسیقی و به ویژه آوازخوانی زنان را دچار ممنوعیت و محدودیتهای بسیار ساخت، ایران را به مقصد انگلستان ترک کرد. او تا پایان عمر از این رویداد به عنوان تلخترین خاطره زندگی خود یاد میکرد.[۱] .وِی از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعالیت ادامه داد. اجرای ترانههای نوستالژیکی که گویای حال ایرانیان از ایران گریخته و حتی ایرانیان مقیم داخل بود هایده را بیش از پیش محبوب ساخت.[نیازمند منبع] آلبومهاهایده دارای بیش از ۳۰ آلبوم به نامهای زیر میباشد: روزای روشن، خراباتی، پادشه خوبان، خداحافظ، شب عشق، فریاد، گلواژه، آزاده، بزن تار، رفتم، شانههایت، بلبلی که خاموش شد، ای زندگی سلام، حیف، ناشنیدهها، آمدنت محاله، سوگند، بزم و کنسرت، دشتستانی، بزم (نوروز ۱۳۴۶)، آشنایی، سه کنسرت در سه آلبوم وی همچنین با هنرمندانی دیگر آلبومهای مشترکی ارائه دادهاست: بزم ۱ (هایده و گلپا)، اوج صدا (هایده و مهستی)، بزم ۲ (هایده و گلپا)، افسانه شیرین (هایده و شجریان)، گلهای غربت (هایده و معین)، شب عاشقان (هایده و ستار)، همخونه (هایده و ویگن)، سفر (هایده و معین) کنسرتهاهایده در دانشگاه یو.سی.ال.ای در کالیفرنیا، در آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و موزیک هاله (هامبورگ) کنسرتهایی اجرا کرده است. بیشتر ترانههای هایده به همت منوچهر بی بیان بنیانگذار و تهیهکننده برنامههای تلویزیون جامجم در لس آنجلس به صورت نماهنگ (موزیک-ویدئو) در آمد. مرگهایده در روز ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ برابر با ۳۰ دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود در لوس آنجلس با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد. مستندپژمان اکبرزاده فیلم مستندی درباره فعالیت های هنری و آثار هایده ساخته که در ژانویه 2009 برای نخستین بار در آمستردام اکران شد. این مستند یکصد دقیقه ای با عنوان «سخن از هایده» دربرگیرنده بررسی فعالیت های هایده، گزیده ای از اجراهای او در سبکهای گوناگون و گفتگو با همکاران وی است. |
||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 3:1 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||||
مهستی (خواننده)
زندگیمهستی در ۲۵ آبان ۱۳۲۵ در تهران زاده شد. از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است.پرویز یاحقی استعداد خوانندگی او را در نوجوانی کشف کرد. خواهر او هایده نیز یکی از بزرگترین خوانندگان موسیقی پاپ ایران است. هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از مهستی گنجوی شاعر ایرانی وام گرفته بود. در سال ۲۰۰۵ میلادی، آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه از وی برای بیش از ۴۰ سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد. [۳] وی در روز دوشنبه چهارم تیرماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی، در ساعات اولیه روز (۷:۵۲بامداد) و به علت بیماری سرطان روده بزرگ در کالیفرنیا درگذشت.[۴] از وی بیش از ۳۵ آلبوم برجای ماندهاست.[۵] دوره خوانندگیشروع کار مهستی در سن ۱۷ سالگی برنامهٔ گلها برنامه شماره ۴۲۰ [۶]و با خواندن ترانهای به نام آن که دلم را برده خدایا ساختهٔ بیژن ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بودهاست. اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگهایی نیز درین سبک اجرا نمود. در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی میکردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمیگردید. زندگی خصوصیروابط خانوادگیمهستی دوبار ازدواج کرد، ولی هر دوی ازدواجها منتهی به طلاق شدهاست. از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر است. ازدواج دوم ایشان هم با بهرام سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بوده است [نیازمند منبع]. مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نامهای ناتاشا و ناتالی [۷]دارد. دوران بیماریمهستی تا حدود چهار سال بیماری خود را از اطلاع عامه مردم پنهان نگاه داشته بود. اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود. پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دز بالاتر که مورد نیاز، شرایط وی میباشد، امکان ایجاد مشکل در صدای او وجود خواهد داشت. با این وجود در نوروز ۱۳۸۶ که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد. به علت ظهور مجدد علایم بیماری، در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فوراً به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی در مصاحبه با نادره سالار پور، دختر برادر خود، به همراه با پزشک خانوادگی، حضور پیدا کردند و اعلام کردند که به بیماری سرطان مبتلاست و باید پرتو درمانی شود. بدین منظور پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت[۸]. مرگبعد از چهار سال بیماری سرطان روده بزرگ در سنتا روزا ی کالیفرنیا ی شمالی در ساعت ۷:۵۲ صبح مورخ ۴/تیر/۱۳۸۶ خورشیدی درگذشت.[۹] مراسم خاکسپاریپیکر وی پس از انتقال از شمال کالیفرنیا، در ساعت ۱۲:۳۰ روز جمعه ۸ تیر در گورستان وست وود مورچری در لس آنجلس با رعایت آداب اسلامی، در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرشان، به خاک سپرده شد و هزاران نفر و از جمله هنرمندان برجسته ایرانی مقیم خارج از کشور و جمشید دلشاد نخستین شهردار ایرانی در ایالت کالیفرنیا در مراسم خاکسپاری وی شرکت کردند.[۱۰] مراسم تشییع پیکر مهستی به طور زنده، از شبکه جهانی طپش پوشش داده شده بود. آلبومشناسیبا گروه کثیری از ترانهسازان ایرانی در سبکهای گوناگون، از پرویز یاحقی و علی تجویدی و اسدالله ملک گرفته تا انوشیروان روحانی، صادق نجوکی، محمد حیدری و منوچهر چشمآذرو با ترانه سرایانی چون بیژن ترقی، تورج نگهبان، لیلا کسری(هدیه),هما میرافشار,همایون هشیارنژاد و ژاکلین همکاری داشت. بیشتر کارهای او در حدود ۶۰ اثر ازجهانبخش پازوکی است. در اواخر و آلبوم آخر (از خدا خواسته) نیز شادمهر عقیلی عهدهدار موسیقی و تنظیم کار با ترانههایی سروده مریم حیدرزاده بودهاست.
|
||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:58 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||||
بیژن مرتضوی
زندگینامهبیژن مرتضوی نواختن ویولن را از سه سالگی آغاز کرد.در تهران تحت نظر پنج تن از معتبر ترین اساتید ویولن به یادگیری این ساز مشغول شد و تکنیکهای ویژهای همچون بداهه سازی (و بداهه نوازی) ارکستراسیون: ترتیب و تنظیم: گام ربع پرده و غیره را آموخت. در سن هفت سالگی او با استعداد یادگیری نواختن پیانو گیتار سازهای کوبه ای و سازهای زهی موسیقی سنتی عامه پسند مانند عود تار و سنتور را فرا گرفت.او در یازده سالگی مقام نخست مسابقه کشوری موسیقی دانش آموزان در ایران را کسب کرد.او تنها چهارده سال داشت که یک گروه ارکستر ۳۲ نفری تشکیل داد و ساختههای خود را در اردوی معروف تابستانی "رامسر" در ایران اجرا کرد. او بعد از اتمام مقطع دبیرستان به انگلستان رفت.در آنجا تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مورد علاقه اش مهندسی و نقشه کشی شهری ادامه داد.همچنین اجرای موسیقی و یادگیری ویولن را دنبال کرد. در سال ۱۹۷۹ میلادی به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به تحصیل در رشته موسیقی در دانشگاه ایالت تگزاس ادامه داد.سپس در سال ۱۹۸۵ درکالیفرنیا سکونت کردو اولین آلبومش را عرضه کرد. مشخصه ای که او را از نوازندگان دیگر متمایز می کند توانایی او در نواختن همه سازهای به کار رفته در آثارش است. تور داخلی و بین المللی که از سال ۱۹۹۰ آغاز شد برای او مخاطبان فراوانی در سر تاسر جهان فراهم کرد. اکنون او به عنوان اولین هنرمند ایرانی که تحت حمایت شرکت های "Nederlander Productions" "Jeep Eagle" " New Dodge" "Chrysler" می باشد شناخته شده و مورد احترام است. در سوم ژوئیه ۱۹۹۴ بیژن مرتضوی اولین هنرمند ایرانی بود که در"Greek Theater" به اجرای برنامه پرداخت. یکی از قطعاتی که او در این کنسرت اجرا کرد "حماسه"(Epic) نام داشت که در یازده سالگی ساخته بود. آلبوم ها |
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:55 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||
گوگوش
در سالهای دهه هفتاد میلادی و پیش از انقلاب ایران وی را «شاهماهی موسیقی ایران» مینامیدند.[۲]این لقب بعد از بازگشت وی به آمریکا دوباره بر سر زبانها افتاد و در تبلیغات رادیو تلویزیونی تور بازگشت از این نام بسیار استفاده شد. زندگیفائقه آتشین در ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۲۸ در ایران یکی از شهرهای توابع تهران به نام سرچشمه تهران زاده شد. پدر و مادر او از ایرانیانی بودند که تبارشان به قفقاز میرسید. او هنگامی که ۲ ساله داشت، پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند. گوگوش نامی ارمنی برای پسران است, در کودکی دایه ارمنیاش, او را با این نام صدا میکرد و بعدها این نام را به عنوان نام هنریاش برگزید.[۳] او از همان کودکی به همراه پدرش که یک شومن بود، خوانندگی و بازی در فیلم را آغاز نمود و نخستین تجربه هنرپیشگی او در سن هفت سالگی بود. گوگوش بعدها در فیلمهایی چون «پرتگاه مخوف» (۱۹۶۳ میلادی)، «شیطون بلا» (۱۹۶۵) و «پنجره» (۱۹۷۰) ظاهر شد. ترانههای او که توسط آهنگسازانی چون واروژان و شماعیزاده نوشتهشده و شعرهای شهیار قنبری در آن به کار رفته بود، برای او موفقیت بزرگی پدید آورد. تا حدی که سایر خوانندگان پاپ زن ایرانی به تقلید از سبک او پرداختند. سبک او در دهه هفتاد میلادی، در اوج شهرتش به عنوان خواننده و هنرپیشه، الگوی زنان ایرانی واقع شد که بهجز گوش سپردن به ترانههای او، از سبک پوشیدن جامه، مینیژوپ و مدل موی کوتاه او معروف به مدل گوگوشی تقلید مینمودند.[۴]
گوگوش بعد از بیست و یک سال سکوت و زندگی منزویانه در ایران، در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) با خروج از ایران فعالیت هنری خود را - با آلبوم زرتشت که بخشی از آن در ایران (به صورت مخفیانه) ضبط و در کانادا تکمیل و پخش شد - از سر گرفت و به انجام سری کنسرتهای بازگشت پرداخت که با استقبال بی نظیر ایرانیان و فارسی زبانان خارج از ایران مواجه شد. وی هم اکنون در شهر لس آنجلس در آمریکا زندگی میکند و هنوز به ادامه این فعالیتهای هنری میپردازد. حرفهوی در سال ۲۰۰۴ آلبوم آخرین خبر و در سال ۲۰۰۵ آلبوم مانیفست را ضبط و پخش کرد که مورد استقبال شدید دوستداران وی قرار گرفت. و بعد از ۲ سال سکوت مجدد در آمریکا کنسرت سال ۲۰۰۵ خود که تور آمریکا بود آغاز کرد که در تاریخ ۱۷ سپتامبر در فروم لوس آنجلس آغاز کرد. کنسرت دوبیآخرین کنسرت گوگوش در ۷ فروردین ۱۳۸۷ خورشیدی در سالن مدیا سیتی دبی برگزار شد. گوگوش در این کنسرت ترانههایی از آلبومهای «ماهپیشونی» و «پل» و آخرین اثرش «شب سپید» را اجرا کرد. کنسرت گوگوش با بلیت ۱٫۱۰۰ درهمی (حدود ۳۰۰ دلار) از گرانترین کنسرتهای اجرا شده در دبی به حساب میآمد.[۵] اطلاعات کلی
فیلمها |
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:51 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||
سیاوش قمیشی
زندگیسیاوش قمیشی کوچکترین فرزند خانوادهٔ خویش است و دارای دو برادر به نامهای سیامک و سیروس و یک خواهر به نام سیمین میباشد. او نزدیک به ۹ ماه بیشتر نداشت که خانواده اش تصمیم گرفتند از اهواز راهی تهران شوند. در تهران، مادرش به آموختن موسیقی میپرداخت، پیانو مینواخت و خانمی به نام اُلگا (که تباری روس داشت) به وی آموزش میداد. سیاوش که حدود ۶ سال بیشتر نداشت، از شنیدن صدای نواختن آنها لذت بسیاری میبرد و در عین کودکی و با اینکه پایش به پدالهای پیانو نمیرسید، به پشت ساز مادرش (پیانو) مینشست و در عالم بچگی با پدالهای آن بازی میکرد. در حین همین بازیها و به همراه صداهائی که از این ساز خارج میشد احساس خوبی به وی دست میداد و همانجا بود که سیاوش به موسیقی علاقهای ویژه پیدا کرد. [۲] او تا سن ۱۴ سالگی در تهران میماند اما شیفتگی او به موسیقی باعث میشود درس را رها کرده و برای ادامه تحصیل (موسیقی) راهی انگلستان شود. (او اولین آهنگ خود را در ۱۴ سالگی در تهران با نام ای قایقران ساخته بود که توسط ضیا خوانده شد). قمیشی به لندن که مهد آن روزهای موسیقی دنیا بود پا میگذارد و برای تحصیل موسیقی به دانشگاه سلطنتی لندن رویال سوسایتی آو آرتز میرود و با مدرک فوق لیسانس آهنگسازی دانشگاه را ترک میکند. او از آن پس تا سن ۲۵ سالگی در لندن میماند و با گروههای موسیقی مختلف از جمله ربلز و ووینگرز و اینسکتز به عنوان پیانیست و خواننده همکاری میکند. او در سن ۲۵ سالگی به ایران بازمیگردد و تا سن ۳۴ سالگی در ایران میماند. او در این مدت اولین آلبوم خود به نام فرنگیس را منتشر ساخت و برای خوانندههای زیادی از جمله بتی اقدام به آهنگسازی کرد. وی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به آمریکا و شهر لس آنجلس مهاجرت کرد و دورهای طولانی حدود ۲۵ سال را را در آمریکا گذراند. او در طی این مدت ۱۱ آلبوم منتشر کردهاست. آلبومها
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:47 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||
لیلا فروهر
لیلا فروهر (زادهٔ ۴ اسفند ۱۳۳۷ در اصفهان)، بازیگر و خواننده ایرانی سبک موسیقی پاپ است. او پس از انقلاب اسلامی ایران، به دلیل ممنوعیت خوانندگی زنان، در لس آنجلس زندگی و کار میکند. او فرزند جهانگیر فروهر یکی از هنرپیشگان پیشین سینمای ایران است. کودکیلیلا فروهر متولد ۴ اسفند ۱۳۳۷ خورشیدی است. وی در خانوادهای هنرمند از مادری هنرپیشه به نام فرنگیس فرحزادی به دنیا آمد. چندین سال بعد خواهر لیلا به دنیا آمد که او را فریبا نامیدند. آغاز کار هنریلیلا از ۴ سالگی کار هنری خود را آغاز کرد.در 5 سالگی در فیلم سلطان قلبها در کنار محمدعلی فردین بازی کرد[۱]. او همچنین در نوجوانی در فیلمهای زیادی به بازی پرداخت. لیلا از ۱۴ سالگی خوانندگی را به طور حرفهای آموخت و خواند. مهاجرت به آمریکالیلا پس از انقلاب به آمریکا رفت و به خواندن در کنسرتها و تولید آلبوم جدید پرداخت. مخمل ناز اولین آلبوم او است که در خارج از ایران منتشر شده است. او در ۲۹ مرداد ۱۳۸۳ (۱۹ اوت ۲۰۰۴ میلادی) با فردی به نام اسماعیل (اسی) ازدواج کرد و به منطقه اورنج کانتی در ایالت کالیفرنیا نقل مکان کرد. آلبوم هاکلتکس رکوردز
ترانهپارس ویدئو
ام زی ام رکوردزفیلم ها
|
||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:44 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||
فریدون فروغیفریدون فروغی (زاده ۹ بهمن ۱۳۲۹ هجری خورشیدی در تهران - درگذشته ۱۳ مهر ۱۳۸۰ هجری خورشیدی)، آهنگساز، نوازنده (گیتار، پیانو، درامز)، شاعر و خوانندهٔ ایرانی. او از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایرانی است.زندگیکودکی و نوجوانیاو در سال ۱۳۲۹ محلهٔ سلسبیل تهران متولد میشود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار میپرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ـ به شمار میآمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند. او در سال ۱۳۳۵ و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال ۱۳۴۷ مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. وی موسیقی را بدون داشتن استاد و با توجه به علاقهای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز داشت، با تمرین میآموخت. دههٔ چهل و اجرا در کافههادرسن ۱۶ سالگی، با همراه ساختن گروهی نوازنده با خود موسیقی را به صورت جدی شروع میکند و در مکانهای مختلف به اجرای ترانهها وآهنگهای غربی معروف در آن روزگار و به خصوص موسیقی بلوز میپردازد و تا سن ۱۸ سالگی فعالیت خود را به همین صورت ادامه میدهد. در این دوران است که پس از یک شکست عاشقانه، مدتی از موسیقی دست میکشد، اما پس از این مدت کوتاه کنارهگیری، درسال ۱۳۴۸ صاحب کاباره کازابای شیراز از فروغی و همراهانش برای اجرا در آن مکان دعوت میکند[۱] (در [۲] زمان سفر فروغی به شیراز و همکاریاش با کازابا، اوایل دههٔ پنجاه و همزمان با انتشار موسیقی فیلم تنگنا مشخص شدهاست که به احتمال نزدیک به یقین صحیح نیست). در اواخر این دهه وی اواخر دهه چهل، او به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپهای شبانه تهران قدیم و ستارهٔ صحنهٔ کافههای معروفی چون مارکیز و کاکوله بدل شد. دههٔ پنجاه و شهرتدرسال ۱۳۵۰، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خوانندهای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی میگردد و با یک بار زمزمه کردن ترانهها، خسرو هریتاش متوجه میشود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافتهاست. در نتیجه، دو ترانه به نامهای «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبانخانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا میکند. پس از اکران فیلم، صفحههای ۴۵ دور این دو ترانه، درصفحهفروشیهای معروفی چون آل کوردوبس، پاپ، دیسکو، بتهوون، و پارس عرضه میگردد. این دو ترانه گل میکند و بر سر زبانها میافتد و فریدون فروغی به شهرت میرسد. گرچه در آن زمان به او خرده میگرفتند که صدای فرهاد را تقلید میکند، اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خوانندهٔ محبوبش ری چارلز قرار نگیرد. بعدازگذشت مدتی فرشید رمزی - کارگردان نمایش تلویزیونی شش و هشت - با فریدون فروغی قرارداد میبندد و فروغی درسال ۱۳۵۱ بعداز پنج سال مشابهخوانی آثار ری چارلز را کنار میگذارد. این همکاری باعث تولد آثاری چون زندون دل و غم تنهایی میگردد که اولی، فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک میکند. فتنهٔ چکمه پوش ساختهٔ همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال ۱۳۵۱ برای تیتراژ آن ترانهای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتورهچی آشنا میشود و با او ازدواج میکند. سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودیهای شورانگیز و تکاندهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - ۱۳۵۲ - چندین ترانه را اجرا میکند که شاخصترین آنها نماز (یا نیاز به روایت ساواک!) است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانهای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک میگردد. او ترانهٔ هوای تازه را در همین سال در برنامهٔ تلویزیونی رنگارنگ اجرا میکند و همچنین در همین سال است که به درخواست فرزان دلجو ترانهای را برای فیلم یاران (با بازی و کارگردانی دلجو) اجرا میکند. درسال ۱۳۵۳، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا میشود. در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا میکند (این ترانه، پیشتر با شعری از ویلیام خنو و با نام ماهی خسته اجرا شده بود). او که رفته رفته، به هنرمند باتجربهای تبدیل میشد، اقدام به جمعآوری آثار خود مینماید و اولین آلبوم خود را با نام زندون دل به بازار عرضه میکند. دومین آلبومش را با نام یاران درسال ۱۳۵۴ به بازار عرضه میکند و در همین سال به علت اجرای ترانهٔ سال قحطی از طرف رژیم شاهنشاهی به مدت دو سال از فعالیت منع میشود. درسال ۱۳۵۶، پس ازاعلام فضای باز سیاسی توسط رژیم، فروغی بعد از دو سال ممنوعیت کاری، سومین آلبوم خود را با نام سال قحطی به بازار عرضه میکند. در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذاتالریه از دنیا میرود. انقلاب و یار دبستانیدرسال ۱۳۵۷، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی اعتراض خود را به اوضاع کشور با انتشار آلبوم بت شکن اعلام میدارد و در همین سال ترانهای به نام روسپی را اجرا میکند که هرگز مجوز پخش نمیگیرد. درسال ۱۳۵۸، بعدازانقلاب، فروغی درایران میماند و کنسرت اجرا میکند که ترانههای این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای میدهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانههای ریتمیکی مانند حقه و شیاد است که در کارنامهٔ فروغی مانند آنها وجود نداشت. بعداز انتشار این کاست، درسال ۱۳۵۹، فروغی ترانهٔ یار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا میکند که در تیتراژ فیلم استفاده میشود. در حالی که هنوز هیچ منبع رسمیای برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر میدهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلماش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده میگیرد. این ترانه بسیار مطرح و معروف میشود و حتی امروزه بهعنوان نمادی از مبارزه ارزشی خاطرهانگیز دارد. در همین زمان است که زمزمههایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده میشود. او در همین سال ترانهٔ کوچهٔ شهر دلم را میخواند. دههٔ شصت و بعددرسال ۱۳۶۰ چندترانهٔ خودرا همراه باچند ترانه از کوروش یغمایی درآلبومی با عنوان سُلٰ جای میدهد و طی سالهای ۶۰ و ۶۱، آهنگ چهار قسمتی چرا نه؟ رامیسازد و اجرا میکند. در همین سالهاست که فعالیت نمودن او ممنوع میشود. در سال ۱۳۶۵ سفر به دوبی، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد، اما پیشنهادهای تهیهکنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد. در اسفندسال ۱۳۷۲ با سوسن معادلیان آشنا میشود و در خرداد ۱۳۷۳ باهم ازدواج میکنند. ازدواج، موجب تحولی مثبت در او میشود و دوباره فعالیت خود را از سر میگیرد؛ شعر میگوید، آهنگ میسازد و شروع به تدریس مینماید. در اسفندماه سال ۱۳۷۷ موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش میشود. پس از ۴ روز برگزاری کنسرت در کیش، به تهران میآید. علیرغم درخواستهایی که از شهرستانهای دیگر برای برگزاری کنسرت ارسال میشود، با برگزاری آن در شهرستانهای دیگر موافقت نمیشود و فروغی درتابستان ۷۸ و پائیز ۷۹ دوباره به کیش باز میگردد و به اجرای برنامه در هتل آنای کیش میپردازد. در فروردین سال ۱۳۷۹ به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانی پور (کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم دختری به نام تندر میخواند اما شرایط تغییری نمیکند. گرچه ترانهٔ فروغی در انتهای فیلم در جشنوارهٔ فجر پخش میشود. پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمیتواند مجوز حضور او را بهعنوان بازیگر برای پروژه فیلم گل یخ (که داستان آن در باره زندگی یک خوانندهٔ محکوم به سکوت بود) بگیرد. مرگوی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه ۱۳۸۰ در منزلش در تهران پارس درگذشت. او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکهای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را میکشید به خاک سپردند. شهیار قنبری در مورد مرگ او میگوید: «فریدون فروغی برای دومین بار میمیرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که میخواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت». آلبومهاتنگناآلبوم تکترانهای برای موسیقی فیلم تنگنا.
زندون دل
یاران
سال قحطی
بتشکن
فریدون فروغی در آغازی نوهمچنین با عنوان دو تا چشم سیاه داری شناخته میشود.
فتنهٔ چکمه پوش
اجرا: در سال ۱۳۵۱ برای فیلم فتنه چکمه پوش به کارگردانی همایون بهادران.(نویسنده سال اجرا و نام کارگردان فیلم: مسعود ترانهشناسیبرگرفته از [۳]
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:41 توسط سعید دامغانی |
|
شکیلا
شکیلا در ۳ مه ۱۹۶۲ برابر با ۱۳ اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۱ در جهرم دیده گشود . کوچکترین فرزند خانواده بود وازهمان کودکی شیفته موسیقی . در نه سالگی قطعه ای برای تلویزیون در شوی مرحوم فریدون فرخزاد اجرا کرد و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که درپی آن برای خوانندگی دعوتش کردند . کم سن بود و خانواده اش نیز راضی نبودند ، به تحصیلش ادامه داد و موسیقی را به برنامه های مدرسه ومسابقات استعدادهای درخشان قناعت کرد . در پانزده سالگی به فراگیری موسیقی ملی و ردیف های آوازی نزد مرحوم استاد محمود کریمی پرداخت، تا اینکه درهجده سالگی برای ادامه آموختن موسیقی کلاسیک به آمریکا رفت.
آلبوم ها
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:37 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||
شهرام شبپره
شهرام شبپره شهرام شبپره خواننده، آهنگ ساز و بازیگر ایرانی در ۱۶ اسفند ۱۳۲۶ در تهران بدنیا آمد. وی از پیشگامان موسیقی پاپ و راک اند رول در ایران است. او کار حرفه ای خود را به عنوان خواننده از تابستان سال ۱۳۴۳ از متل قو در شمال ایران با بازسازی و اجرای کاری از گروه بیتل ها آغاز کرد. شهرام قبل که از انقلاب از ایران مهاجرت کرده بود در لس آنجلس زندگی می کند و تاکنون بیش از ۲۰ آلبوم از آثار خود را منتشر کرده است. شهرام در اوایل دهه ۶۰ میلادی و هنگامی که تنها ۱۳ سال داشت، فعالیت موسیقی خود را به عنوان نوازنده ساز درام آغاز کرد پس از آن در اوایل دهه ۶۰ میلادی و در ۱۷ سالگی گروه "شورشیان" را به همراه ابراهیم حامدی "ابی" و سیاوش قمیشی تشکیل داد. او تاکنون با خوانندگان مشهوری همچون گوگوش، لیلا فروهر و شهره همکاری داشته و علاوه بر ارائه آلبوم های بسیار، خوانندگانی همچون اندی و سیاوش شمس را نیز شناسایی و به جامعه هنری ایران معرفی کرده است. شهرام شبپره در تبلیغات و وبگاه رسمیاش، خود را پادشاه موسیقی پاپ فارسی/ایرانی (King of Persian Pop) میداند. آلبومهااو آلبومهای زیادی را در طول سالهای خوانندگی خود منتشر کردهاست:
سینما و تلوزیوناو در فیلمهای زیر به عنوان هنرپیشه شرکت داشتهاست:
|
||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:34 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||
سوسن (خواننده)
دوران کودکیسوسن با نام واقعی گل اندام طاهرخانی[۱] (زادهٔ ۱۳۱۹ [۲] در شهر قصر شیرین چشم به جهان گشود ، نام پدرش ابراهيم و نام مادرش بلقيس بود. بعد از از دست دادن پدرش در يک حادثه تصادف که خودش هم مجروح گشت به اتفاق مادرش به تهران آمد. به اتفاق مادرش عازم شهر ری شد و به علت فقر مادرش در ماشين دودی آن زمان به آواز خوانی می پرداخت و دخترک بيچاره پول جمع می کرد. مردم به سوسن که دارای چشمان ريز و کم بينش دلسوزی می کردند بيشتر پول می دادند مادر او که در مديحه سرايی و ذکر علی علی و حسين حسين مهارت خاصی داشت، در اجتماعات آن محل جمع می شد آنان در کاروانسرايی در بازار شهر ری زندگی می کردند و مادرش بعلت بيماری وبا با زندگی وداع گفت. سوسن نزد زنی تنها که به او عمه می گفت در همسايگی آنان زنی بود که در کافه ها می خواند و بعضی وقتها سوسن را با خود به کافه می برد و کم کم او هم با شبی دو تومان شروع به کار کرد. بعد از گذشت چند ماه عمه ناتنی او از وضعيت سوسن مطلع شد و پس از درگيری کار آنان به کلانتری کشيد. آن روز سوسن ۱۲ سال بيشتر نداشت و با توضيح وضعيت و شرح حال خود از آن عمه ناتنی توسط پليس وقت جدا شد و به يک پرورشگاه در خيابان مولوی سپرده شد . ورود به عرصه خوانندگیکم کم پا به عرصه خوانندگی و تقليد ترانه های دلکش و قمرالملوك وزيري و ملوک ضرابی پرداخت و با نام ويکتور در يک کافه با شبی پانزده تومان مشغول به کار شد و پس از چندی رشيد مردای آهنگساز کوچه بازار با او آشنا شد و او را به کافه ديگری برد و نام هنری سوسن را برای او انتخاب کرد. نا گفته نماند که چون سوسن سواد خواندن و نوشتن نداشت به کمک رشيد مردای و يار محمد تهرانی ترانه ها را حفظ می کرد. پس از سال ها توسط جميله رقصنده هنرمند به کافه های مجلل تر پايش باز شد و تا آنجا پيش رفت که توانست در شکوفه نو يکی از کاباره های مهم آن زمان تهران، جايی برای خود باز کند. آقا رضا سهيلای معروف که دارای چند کافه در لاله زار بود از او خواستگاری کرد ولی او جواب رد داد. با گذشت زمان پايش به راديو باز شد و سپس به مهمانی های بزرگان دعوت شد و همچنين توسط زنده ياد پوران وارد دربار شد و سوسن به خاطر قدردانی از جميله باعث شد که جميله هم بتواند به دربار رفت و آمد نمايد. در بيشترين مهمانی های تاج الملوک مادر محمدرضا شاه پهلوی او به اتفاق ملوک ضرابی دعوت می شد. در يک مهمانی فرح دیبا همسر شاه گردنبندی را از گردن خود باز کرد و برای قدردانی به گردن سوسن انداخت. نا گفته نماند که هدايايی از مادر شاه هم گرفته بود که ارزش مادی زيادی داشت ولی در موقع فرار از ايران قاچاقچيان در ترکيه مقداری از آن را ربودند. پس از انقلاب ۱۳۵۷سوسن پس از انقلاب توسط يک بازاری مرغدار و سوپر مارکت دار در شميران نگهداری می شد و پس از اعتراضات همسرش، آن مرد مجبور شد که از نگهداری سوسن صرفنظر کند. بدين ترتيب سوسن مجبور شد پس از اقامت مدتی در محله گيشا و پس از آن به علت گرانی جا نزديک به چهار راه سيروس با محمد تهرانی رقاص و خواننده مهمانی های خصوصی که کارهای تئاتر روحوضی های قديم را اجرا می کرد هم خانه شود و پس از دستگيری در دو مهمانی و تحمل دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق، تعهد داد که ديگر خوانندگی نکند. پس از چند ماه به کمک شخصی از طريق کوه به ترکيه و سپس لندن و بعد به آمريکا مهاجرت کرد و در ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۳ بر اثر ناراحتی تنفسی چشم از جهان فرو بست. معروف ترین ترانه سوسن، «دوست دارم می دونی» است که آهنگ آن از فتح الله ریاحی و شعر آن از سعید دبیری است. ترانههایی از او در چند فیلم پیش از انقلاب بهکار رفته است، از جمله: قیصر، حسن کچل |
||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:33 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||
سندی
شهرام آذر خواننده ی گروهی بنام سندی است. وی از بنیان گزاران سبک رپ در ایران و بنیان گزار گروه سندی است. او در سر داشت سبک منحصر به فرد و جوان پسندانه ای داشته باشد بنا بر این سعی کرد سبکش را به سمت سبک سیاه پوستان یعنی (رپ) گرایش دهد.وی در سال ۱۳۶۶ در فرانکفورت آلمان این گروه را تأسیس کرد.در سال ۱۹۹۸ به آمريكا مهاجرت كردند و هم اكنون در نزديكي شهر لوس آنجلس زندگي ميكنند. گروه سندي ۸ آلبوم تا سال ۲۰۰۷ به بازار ارائه كرده است كه آخرين آن سبك سنگين مي باشد . البوم ها |
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:29 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||
پری زنگنه
زندگینامه هنریزنگنه اپرا را زیر نظر اِولین باغچهبان فرا گرفت و خواننده سوپرانو شد. سپس برای ادامه تحصیل آواز به ایتالیا رفت. همچنین آوازهای محلی ایرانی را توسعه داد و اجرا کرد.[۲] علاوه بر خوانندگی، پری زنگنه در سفر تحصیلی خود به ژاپن، متوجه استعداد خود در هنر گلآرایی هم شد و آن را فراگرفت و در بازگشت به ایران نمایشگاههای گلآرایی نیز برگزار کرد[۱]. خانم زنگنه در یک حادثه رانندگی در دهه ۱۳۴۰ بینایی خود را از دست داد ولی فعالیت هنری خود را ترک نکرد و تحصیلش در رشته آوازهای اپرایی را به اتمام رساند[۱]. گرچه در سالهای پس از انقلاب، فعالیتهای او در ایران به کنسرتهایی ویژه بانوان محدود شد.[۲] پری شاهیلانی پس از ازدواج با حسین زنگنه ، صاحب شرکت تاکسی ایر ، به نام پری زنگنه شناخته شد. آنها دو دختر داشتند اما بعد از حادثه رانندگی از یکدیگر جدا شدند[۱]. او همچنین چند کتاب برای کودکان و کتابی به نام آوای نامها از ایران زمین نوشته است |
||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:25 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||
حمیرا
از همان کودکی خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسمات بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری , روح انگیز , غلامحسین بنان , ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد .حمیرا به دوراز چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خودبا نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۲۱ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد. در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانههای ماندگار این اثر به ثبت رسیده است . وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت حود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را میشناسد و طلاق دختر خود را از همسرش میگیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی میکند بعد یک سال یک سفر اروپا برای امیرافشاری پیش میآید، حمیرا که از حمایت مادر خوذ برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانهای از بیژن ترقی در ذستگاه همایون اجرا میکند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی میشود.[نیازمند منبع] پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم میکند بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بودبه سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازذواج میکند. صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیابترین نوع صداها است.[نیازمند منبع]ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی ار بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نورسیده مراتنها نگداری پنجرهای به باغ گل و ... اجرا کرده است.
|
||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:22 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||||
حبیب محبیان
حبیب یکی از خوانندگانی است که مانند امیر آرام ، فریدون فروغی ، فرهاد و... دارای سبک نو در موسیقی ایران در دهه ۱۳۵۰ می باشد و همین سبک خاصش موجب شد که مورد توجه جوانان قرار گیرد و مشهور شود. حبیب محبیان که با نام کوچکش یعنی «حبیب» در دنیای موسیقی شناخته میشود٬ در سال ۱۳۳۱ در شمران در آذربایجان بدنیا آمده سه سال را در ارومیه(رضاییه سابق)سپری کرده و چند سالی را نیز در تبریز گذرانده.در خانواده برداران او نیز به موسیقی علاقه داشتند اما تنها خود حبیب به سمت موسیقی کشیده شد.علاقه وی از ابتدا به گیتار بود.دوران نوجوانی حبیب مصادف با پیدایش گروه بیتلها(beatels) در دهه شصت اروپا شد و این باعث علاقه بیشتر وی به موسیقی گردید.بعدها وی توانست در بین هزاران نفر از کسانی که برای استخدام شدن در رادیو و تلوزیون داوطلب شده بودند به عنوان خواننده انتخاب شود.وی بعد از دوسال از استخدام شدنش به خدمت سربازی رفت و در آنجا نیز خواننده باشگاه افسران بود. همسر اول وی شادی نام داشت و پسری از وی که هم اکنون در ایران زندگی میکند به نام محمدرضا دارد ٬روزی همسر وی در خیابان پایش پیچ میخورد و به علت آنکه محمدرضا را در آغوش داشته به زمین میخورد و در بیمارستان به علت خطا در تزریق سرنگ کزاز وی متاسفانه در عرض چند دقیقه فوت میکند.تقریبا همزمان با جریانات فوت همسر حبیب٬مادر وی نیز فوت میکنند و این خاطره باعث میشود که در اولین آلبومش یعنی «مرد تنهای شب» که در سال ۱۳۵۶ انتشار یافت بیشتر آهنگها را به یاد دو عزیز از دست رفته اش بخواند.آهنگهای «مادر» و «خرس کوکی» را به یاد مادرشان و «شهلای من» و «نگاهم» را به یاد همسر فقیدشان خواندند.همسر دوم ایشان ناهید نام دارد که محمد را از ایشان دارند.وی از معدود خوانندگانی است که در اجرای آهنگهایشان از گیتار دوازده سیم ستفاده میکنند. آلبومها به ترتیب زمان ساخت
|
||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:19 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||
سیما بینا
سیما بینا آهنگساز و خواننده آوازها و ترانههای محلی ایران به سال ۱۳۲۳ خورشیدی در بیرجند زاده شد و از کودکی در کنار احمد بینا پدری که استاد موسیقی سنتی و شاعر و آهنگ ساز ترانههای اولیه او بود رشد کرد[۱] زندگینامهدر سن ۹ سالگی همکاری رسمی خود را با رادیو ایران (برنامه کودک) آغاز نمود. از همان دوران نزد استادان و نامداران موسیقی آموزش ردیفهای موسیقی سنتی و آوازی پرداخت و چندی به شاگردی استاد جواد معروفی و استاد نصرالله زرینپنجه، دو شخصیت بزرگ موسیقی ایران درآمد. دیری نگذشت که در برنامه موسیقی ویژهای به نام «گلهای صحرایی» به اجرای نغمههای محلی در رادیو ایران پرداخت. صدای او در این برنامه برای بیش از دو نسل از مردم خاطراتی فراموش نشدنی به جای گذاردهاست. سیما بینا پس از دانشآموختگی در رشته نقاشی از دانشگاه تهران و رشته ادبیات، آموزش موسیقی سنتی خود را در خدمت یکی از قدیمیترین و آگاهترین موسیقی دانان آواز سنتی ایران استاد عبدالله دوامی کامل نمود. از آنپس علاوه بر اجرای مستمر موسیقی و آواز سنتی به جمعآوری، بررسی و بازسازی ترانهها و آوازهای محلی ایران پرداختهاست. بسیاری از آهنگها و نغمههای محلی را که در معرض خطر به فراموشی سپردهشدن بودند را حفظ و بازسازی کرد. در طی سالها سفر به جای جای خراسان همچون گلهای صحرایی از دامنههای کوههای شمال و کویرهای جنوب خراسان گرد آوردهاست. او در جهت ارائه و حفظ این گنجینههای ملی با تکیه بر اندوختهها و اطلاعات موسیقیاش به باز سازی و تنظیم دوباره آنها پرداخت. سیما بینا پس از اتمام تحصیل با عزیز میتویی ازدواج کرد و ۲ فرزند دختر و پسر به دنیا آورد، اما زندگی مشترکشان با خودکشی همسرش پایان یافت. پسرش آرش میتویی نیز به آواز (در سبک جاز) علاقمند شد. سیما بینا سالها بعد با حسن زارع ازدواج کرد و گاهی در کلن به سر میبرد و به تهیه آوازهای بومی ایرانی مشغول است[۱]. او نخستین زنی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ کلاس تعلیم آواز دایر کرد. او همچنین نخستین زنی بود که در تالار وحدت کنسرت برگزار کرد[۱]. از سال ۱۹۹۳ میلادی تا به امروز به جشنوارههای جهانی دعوت شده و موسیقی محلی و مردمی ایران رابه گوش جهانیان رساندهاست. دیسکوگرافی
برخی از آثاربرخی از آثار محبوب و پرفروش او عبارتند از:[۱]
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:17 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||
نازنین افشین جم
زندگی شخصیاو در سال ۱۹۸۱ به همراه خانوادهٔ خود به کشور کانادا رفت[۱]. پس از پایان دبیرستان به دانشگاه بریتیش کلمبیا رفت و لیسانس خود را در رشتهٔ روابط بینالملل و علوم سیاسی دریافت کرد و سپس تحصیلات خود را در پاریس و انگلستان ادامه داد. او پس از پایان تحصیلات تاکنون با صلیب سرخ و سازمان عفو بین الملل همکاری میکند[۲]. مسابقات دختر شایستهوی در سال ۲۰۰۳ عنوان دختر شایسته کانادا را کسب کرد و در همان سال در مسابقات میس ورلد که در شهر سانیا در کشور چین برگزار میشد شرکت کرد. او در آنجا پس از روزانا دیویسون (نماینده ایرلند) به مقام دوم رسید.[۳] حقوق بشرنازنین افشین جم از فعالان حقوق بشر در زمینه مسائل ایران است. وی در سال ۲۰۰۷ میلادی فعالیت برای آزادی دختری نوجوان و همنام وی که در ایران به اعدام محکوم شده بود کمپینی را ایجاد کرد که مورد توجه رسانهها و مردم کشورهای جهان بخصوص کانادا قرار گرفت و در نهایت به آزادی «نازنین فاتحی» انجامید.[۴] وی از فعالین حقوق زنان و بشر در ایران است و از یک رفراندوم آزاد برای تشخیص نوع حکومت توسط اراده مردم حمایت میکند. وی از یک نظام آزاد سکولار مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر حمایت میکند.[۵] موسیقیدر ۲۴ آوریل ۲۰۰۷ اولین آلبوم نازنین با نام «یکروزی» با موضوع سیاسی در مورد مسائل ایران و تلاش جوانان ایرانی برای کسب آزادی وارد بازار آمریکا شد.[۶] این آلبوم پانزده آهنگ و ترانه به زبانهای انگلیسی و فارسی دارد. فعالیتهای دیگروی بازیگر، خواننده و مدل بینالمللی و همچنین خلبان نیز هست و گواهی پرواز با هواپیمای موتوری و گلایدر را دارد.وی به بالاترین درجات خلبانی غیر تجاری در کشور کانادا رسیدهاست و به زبانهای فارسی، انگلیسی و فرانسوی مسلط است و اسپانیایی را نیز تا حدی میداند. جدایی دین از سیاستافشین جم در مورد حکومت جمهوری اسلامی گفته است اين حکومت مذهبی نمی تواند تا آخر اين گونه ادامه دهد. در ايران افراد زيادی سکولار هستند و می خواهند بين دين و سياست جدايی باشد.[۷] آینده کاریجم اعلام کرده است که قصد ساخت فیلم های مستند را دارد و علاقه دارد که تبدیل به گزارشگری همچون کریستین امانپور شود.[۸] |
||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:15 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||
اندی
آندرانیک مددیان معروف به اندی یکی از خوانندگان موسیقی پاپ ایرانی / ارمنی است. اندی كار خود را با كوروس شروع كرد . هر دو از نوازندگان گيتار براي شهرام شب پره بودند كه از آن گروه به تدريج خارج شدند و مستقل كار كردند.آنها ۴ آلبوم با هم ضبط كردند آن ها براي پيشرفت بيشتر از هم جدا شده و به تنهايي ترانه خواندند. اما دوستي شان تا امروز ادامه دارد او يك گياهخوار است. این اواخر اندی با دوست دختر قدیمی خود شینی Shani در لوس آنجلس زندگی می کند آلبوم هااندیآلبوم «بیقرار» او که در سال ۱۹۹۲ به بازار آمد پرفروشترین آلبوم ایرانی دهه نود بود.
اندی کوروس |
||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 2:10 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||||
داریوش اقبالی
داریوش با نام کامل داریوش اقبالی (زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ در ميانه)، خواننده، بازیگر و فعال اجتماعی ایرانی است. زندگی نامهداریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درروستای گندوگدی میانه به دنیا آمد. پدرش محمود اقبالی، از ملاکان آذربایجان بود. داریوش دوران کودکی را درمیانه، زادگاه پدر و مادرش گذراند. اولین بار در ۹ سالگی در جشنی در مدرسه شهرآرابه روی صحنه رفت. دوران دبیرستان را در دبیرستانهایی همچون دبیرستان فارابی،دبیرستان کرج، دبیرستان رازی دبیرستانی در سنندج، و دبیرستان آزادگان تهران پارسگذراند و در مراسم هنری به اجرای برنامههای هنری می پرداخت. در ۱۳۴۹ با حسن خیاطباشی آشنا میشود و همین ورودرسمی او به موسیقی حرفهای است. در همین سال او با ترانهٔ به من نگو دوست دارم به شهرت میرسد. لازم به توضیح است که اولین نرانه مستقل او ترانه نبسته پیمان بوده است از علی گزرسز (رها) آهنگ از داریوش اقبالی. داریوش در روز ششم شهریور ماه ۱۳۵۳ توسط سازمان امنیت شاهنشاهی دستگیر و مدت ۹ ماه در زندان میماند، در همان روز روزنامه اطلاعات عکسی ازاو به چاپ میرساند که پلیس مدعی شده بود که او را به جرم مصرف ونگهداری ی مواد مخدردستگیر کرده است که آن مطلب دروغ محض بود و ساواک او را به خاطر اجرای ترانه های سیاسی اش مثل جنگل ، پریا، رهایی و گل گندم به زندان انداخته بود. با سر کار آمدن جمهوری اسلامی، داریوش نیز ماننداکثر خوانندگان پاپ ایرانی آن زمان، از کشور خارج شد و در مهر ماه ۱۳۵۷ (۱۹۷۸) به انگلستان و به شهر برموس نقل مکان کرد و پس از دوسال اقامت در آنجا به دعوت احمدمحمودعازم آمریکا شد. ترانههاداریوش با سبک صدایی خاص و استفاده از مضامینی همچون آزادی، صلح و عشق طرفداران خاص خود را داشته است و دارد. شعرهای ترانههایش از شاعرانی مانند مولوی، حافظ، احمد شاملو، نادر نادرپور، حسین منزوی و سیمین بهبهانی و ترانهسرایانی همچون اردلان سرفراز، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی است. وی با آهنگسازان بنامی چون جلیل و فرید زلاند، بابک بیات، اسفندیار منفردزاده، واروژان حسن شماعی زاده، بابک افشار و فریبرز لاچینی همکاری داشته است. از جمله شناختهشدهترین آثار داریوش میتوان به ترانههای "برادر جان" و "شقایق" و "یاور همیشه مومن" و "دل من دیگه خطا نکن" و "سال 2000" و دستهای تو و چشم من و دوباره میسازمت وطن و "بچه ها" و "خونه" اشاره کرد. کارهای داریوش شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است. وی چند سالی است که از جامعه هنری در لوسآنجلس فاصله گرفته است و آثار خود را تنها از طریق شرکت پخش ترانه شخصی خود و نیز اینترنت منتشر میکند.[۱] فعالیتهای سیاسی - اجتماعیداریوش چه در زمان سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و چه بعد از انقلاب ۱۳۵۷ و پس از روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی به مخالفت با روش زمامداران حاکم بر ایران پرداخت. وی پيش از انقلاب به بهانه اعتیاد به زندان افتاد. بر اثر پاشیدن اسید از سوی یکی از طرفداراش به سوی وی، باعث شد تا برای معالجه به آمریکا برود. از این روی در زمان انقلاب ۱۳۵۷، وی در ایران نبود. پس از آن نیز وی به کشور بازنگشت.[۲] داریوش در وبلاگ شخصی خود دلیل خروج از ایران را چنین بیان کرده: «پس از انقلاب ۱۳۵۷ و به دنبال کشتار، خونریزی و خفقان حاکم بر سرزمینام، مجبور به ترک وطن شدم. از آن زمان تا حال، در سفری بیانتها، میکوشم در کنار هموطنانم سرود ایرانی آزاد را همصدا شوم».[۳] وی در طی سالهایی که بیرون از ایران بوده، همواره از پناهجویان ایرانی حمایت کرده است و در تظاهراتهای حمایت از این افراد فعال بوده است.[۴] و نیز با تشکیل بنیادهایی همچون آینه به حمایت از معتادان برخاسته است. [۵] اعتیاددر دهه پنجاه خورشیدی شخصی با حمله به داریوش بر صورت او اسید پاشید و وی مدتی در بیمارستان بستری شد. برای کاهش درد به وی مرفین داده میشد و تکرار این کار باعث شد تا وی گرفتار اعتیاد به مواد مخدر شود. به گفته خود داریوش تا قبل از این ماجرا آشنایی وی با مواد مخدر اندک بوده است. پس از سالها اعتیاد وی سرانجام تصمیم به ترک میگیرد و به کمک متخصصان موفق میشود اعتیاد را ترک کند. اولین برنامه رسمی داریوش بنام آینه در رادیو AFN (میبدی) بود و در سال ۲۰۰۳ سایت بهبودی را که اولین وبگاه ایرانی برای کمک به معتادان و خانواده ها بود راراه اندازی کرد و سپس با همکاری دو پزشک، بنیادی به نام آینه تأسیس میکند تا به یاری معتادان برود. گفته میشود از زمان تأسیس این بنیاد تاکنون نزدیک به ۴۰ هزار نفر ترک اعتیاد کردهاند.[۶] بعد از رادیو وی تصمیم به گسترش کار خود می گیرد و برنامه آینه را در تلویزیون های 24 ساعته ادامه می دهد وی همچنین در همایشها و کنفرانسهای متعدد ترک اعتیاد شرکت کرده است.[۷] آلبومهاتکآهنگها
مرجع [ سایت بیوگرافی داریوش . www.avaz.info ] فیلم شناسی
جوايز و افتخارات
|
||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 1:51 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||||
ابی
ابراهیم حامدی متخلص به ابی ۲۹ خرداد ۱۳۲۸ در تهران بدنیا آمد. ابی از محبوبترین و بزرگ ترین خوانندگان موسیقی پاپ ایران محسوب میشود. او در دوران نوجوانی به استعداد خود در خواندن پی برد. ابی ابتدا در یک گروه دوستانه به نامsunboys وسپس در باشگاهها و کاخهای جوانان خواندن را آغاز کرد. پس از چند سال اولین ترانه مستقل خودرااجراکرد. او به دلیل وسعت صدای فوق العادش به مرد حنجره طلایی و ابر مرد موسیقی ایران هم ملقب شده هست. خوانندگیاو در مصاحبهای وقتی از وی پرسیدهشد که خوانندگی را چگونه آغاز کردی گفت[۱]:
ابی در همان دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با وی شروع به همکاری کرد. او با گروه black cats همکاری کرد و مدت زیادی در کاباره کوچینی به روی صحنه رفت. ابی دو سال قبل ازانقلاب از ایران خارج شد و برای برگزاری کنسرت به امریکا رفت ولی باشدت گرفتن ناآرامیها در آن کشور ساکن شد. آلبومهای منتشر شدهآلبومهای پیش از انقلاب
آلبومهای پس از انقلاب |
|||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 1:48 توسط سعید دامغانی |
|
|||||||||||||||||||||||
نعمتالله آغاسی
او در سال ۱۳۱۸ خورشیدی از پدر اصفهانی و مادر دزفولی در دزفول به دنیا آمد و با خواندن آهنگهایی مانند آمنه و لب کارون در سالنهای موسیقی لالهزار تهران علاقهمندان زیادی پیدا کرد. از یادگاریهای بهیادماندنی او شیوهٔ رقص بندری اوست که با چرخاندن دستمالی سفید در دستش انجام میداد. پس از اجراهای موفقش در لالهزار صدای او از رادیو و تلویزیون ملی ایران پخش شد. فعالیت سینماییآغاسی به دعوت منوچهر نوذری به سینما راه یافت و در کارنامه سینمایی اش هشت فیلم را ثبت کرده است. این فیلم ها عبارتاند از:
زندگی خانوادگیآغاسی از دو ازدواج خود هفت فرزند و دو نوه دارد که یکی از فرزندانش به نام علیرضا اکنون به خوانندگی به سبک و سیاق پدرش مشغول است. از آثار به یاد ماندنی او آمنه ،بت پرست ، سنگ تراش و ترانه لب کارون است. درگذشتآغاسی در روز شنبه ۱۴ آبانماه ۱۳۸۴ خورشیدی بر اثر سکته مغزی در سن ۶۶ سالگی در کرج درگذشت و در گورستان امامزاده طاهر این شهر دفن شد. نگارخانه
|
|||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 1:45 توسط سعید دامغانی |
|
|||||||||||||||||||||||||
پوران (خواننده)
زندگینامهپوران با نام اصلی «فرحدخت عبّاسی طاقانی» در دههٔ ۳۰ یکی از مشهورترین خوانندگانی ایران بود و این شهرت خود را تا اواسط دههٔ ۵۰ همچنان حفظ کرد. با نام «بانوی ناشناس» و سپس «بانو شاپوری» (نام خانوادگی همسر اول) و بعد از آن با نام مستعار «پوران» پا در وادی هنر گذاشت او خواهرزادهٔ بانو روح بخش دیگر خواننده ایرانی آن دوران است. پس از طی تحصیلات در دبیرستان اسدی و هنرستان عالی موسیقی با نام بانو ناشناس در صفحهٔ گرامافون میخواند که پس از آشنایی و ازدواج با همسر اول خود نام خانوادگی او را به عنوان نام مستعار خود برگزید. بعد از جدایی عباس شاپوری (ویولوننواز و آهنگساز) به همسری حبیب روشن زاده (مفسر ورزشی تلویزیون) در آمد که این ازدواج دوم نیز منجر به طلاق شد. دو فرزند به نامهای امید و آرزو روشن زاده از او باقی ماندهاست.
آلبومهاآثار سینمایی
نگارخانه
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 1:38 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
محمدعلی فردین (زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۰۹ تهران - درگذشته ۱۸ فروردین ۱۳۷۹ تهران)، بازیگر سرشناس سینمای ایران بود. وی سینمای حرفهای را با بازی کوتاهی در فیلم «دو قلوها» به کارگردانی شاپور یاسمی درنقش برادر دوقلوی ناصر ملکمطیعی درچند پلان آغاز کرد. از دیگر فعالیتهای وی میتوان به ورزش کشتی اشاره کرد. او در فروردین ۱۳۷۹ در ۷۰ سالگی درگذشت. فعالیت ها قهرمان سابق وزن پنجم (۷۳ کیلو گرم) تیم ملی کشتی آزاد برنده مدال نقره وزن پنجم مسابقات کشتی آزاد جهانی توکیو در سال ۱۳۳۳ همکاری با دکتر مصطفی اسکویی در هنر کده سینما و تئاتر آناهیتا ۱۳۳۷ صاحب استویو فروردین فیلم شروع فعالیت در سینماپس ازبازی کوتاهش درفیلم «دو قلوها» با بازی در فیلم چشمه آب حیات (سیامک یاسمی) ۱۳۳۸ بهترین بازیگر مرد برای فیلم سلطان قلبها در جشنواره فیلم سپاس ۱۳۴۸ تهران - ایران
یکی از هنرمندانی که با وجود اینکه مدتها از تولید آخرین فیلمش می گذرد همچنان در دل مردم جای دارد شادروان محمد علی فردین است. کسی که شهرتش ازسینما آغاز نشد بلکه مدال نقره المپیک(کشتی) نخستین بار او را بر سکوی شهرت برد. |
||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 12:43 توسط سعید دامغانی |
|
||||||||||||||||||||
|
آندرهآ پیرلو متولد : ۱۹۷۹/۵/۱۹
ملیت : ایتالیایی باشگاه کنونی : آث میلان شماره : ۲۱ پست : هافبک قد : ۱۷۸سانتیمتر وزن :۶۸ کیلوگرم محل تولد: ایتالیا ، برشا ، فلرو افتخارات المپیک : مدال برنز فوتبال مردان - المپیک ۲۰۰۴ آتن در مورد فوتبال: پیرلو در سالهای ۱۹۹۸-۱۹۹۴ و سال ۲۰۰۱ (به صورت قرضی) برای تیم برشا و در سالهای ۱۹۹۹-۱۹۹۸ وسال ۲۰۰۰ برای تیم اینتر بازی کردهاست . وی همچنین در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ برای تیم رجینا (به صورت قرضی) بازی میکرد و از سال ۲۰۰۱ به تیم آث میلان منتقل شد و هم اکنون نیز در این تیم توپ میزند. او به همراه این تیم یک مرتبه موفق به فتح اسکودتو شد. وی همچنین به همراه تیم میلان یکبار قهرمان جام باشگاههای اروپا شد. او برای تیم ملی ایتالیا در مسابقات یورو ۲۰۰۴ و در المپیک تابستانی سال ۲۰۰۰ بازی کرد و به همراه این تیم در سال ۲۰۰۰ موفق به کسب مدال برنز فوتبال مردان المپیک آتن گشت . هم اکنون پیرلو یکی از بهترین هافبکهای حال حاضر جهان به خصوص در سری آ به شمار میرود . او دارای استعدادی فوق العاده در دادن پاسهای دقیق است . از دیگر تواناییهای این بازیکن میتوان خلاقیت بالا و دادن پاسهای در عمق زیبا نام برد . در تیم میلان ، پیرلو مرکز تیم است و بازیکنان این تیم گرداگرد تواناییهای او در ضمینههای مختلف مانند بازی خوانی و کنترل کردن بازی قرار دادند . پیرلو همچنین متخصص توپهای مرده نامیده میشود . او اولین گزینه برای زدن ضربات آزاد و کرنرها میباشد . پیرلو شگردی جدید برای زدن ضربات آزاد مرسوم کرد به این ترتیب که او با استفاده از آرایش مخصوصی که به سه انگشت بیرونی پای خود برای زدن ضربات آزاد میدهد توانستهاست با رکورد بیشترین گل از ضربات آزادی را که بازیکنان میلان از اول تأسیس این باشگاه تا هم اکنون در نیم فصل اول زدهاند تساوی کند(چهار گل در نیم فصل اول) به طوری که فقط دو نفر توانستهاند با این رکورد تساوی کنند(دیمیتری آلبرتینی ۳بار و فرانک ریکارد ۱ بار). تکنیک فوتبال بازی کردن این بازیکن واقعا بی همتاست و کیفیت بازی این بازیکن هیچ گونه محدودیتی برای مربی این تیم باقی نگذاشتهاست. . با این وجود چون در میلان بازیکنی مانند پیرلو از نظر خصوصیات تدافعی وجود ندارد وتنها کسانی که میتوانند در میلان در پست او بازی کنند (گتوزو و سیدورف) دارای خصوصیات لازم یک هافبک تدافعی خلاق نیستند پیرلو به ناچار در این پست بازی میکند . پیرلو در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان یکی از مهرههای اصلی این تیم به شمار میرود. دورنمای خانوادگی آندره آ پیرلو متولد یک خانوادهٔ ثروتمند است و پدر او دارای دو مرکز بزرگ ذوب آهن میباشد.از آنجایی که خانواده پیرلو عاشق بازی فوتبال هستند آندره آ را در بازی فوتبال پشتیبانی میکردند.البته اونها هیچ وقت چیزهایی رو که پیرلو دوست نداشت به او تحمیل نمیکردند.پیرلو دارای یک برادر میباشد که ۳ سال از او بزرگتر است وی همچنین خواهری دارد که ۱۰ سال از او جوانتر است . اطلاعات دیگر نامهای مستعار: Campanellino،Trilly،Metronomo خانواده: یک برادر به نام ایوان که از او سه سال بزرگتر است. و یک خواهر که از او ده سال جوانتر است.همسری به نام دبروآ و پسری به نام نیکولاودختری به نام آنجلا دارد نخستین بازی برای تیم ملی ایتالیا : بازی مقابل آذربایجان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 16:26 توسط سعید دامغانی |
|
جواد نکونام
جواد نکونام (زاده ۱۶ شهریور ۱۳۵۹ در شهر ری) بازیکن فوتبال ایرانی است. او اکنون در تیم اوساسونای اسپانیا در لالیگا بازی می کند. وی در درتیم های پاس تهران، الوحده و الشارجه امارات بازی کرده است و درسال ۲۰۰۶ نیز در بین ده بازیکن برتر آسیا قرار گرفته است. او عضو تیم ملی فوتبال ایران نیز هست. دوران باشگاهینکونام فوتبال حرفه ای را از بازی در تیمهای پایه ی باشگاه سایپا آغاز کرد و در سال ۱۳۷۷ به تیم پاس تهران پیوست. با بازی های درخشانش در دو فصل نخست حضورش در پاس، به تیمهای ملی جوانان و امید ایران دعوت شد و از آنجا به بازیکنی شناخته شده در فوتبال ایران تبدیل شد. او ۷ فصل را در تیم پاس با موفقیت سپری کرد و به کاپیتانی این باشگاه رسید. اوج حضور او در پاس بازی های درخشانش در جام باشگاه های آسیا ۲۰۰۵ بود، جایی که او به همراه آرش برهانی و محمد نصرتی تیم را به مرحله ی بعدی بردند. بازی های نکونام در این جام باعث شد تا باشگاه کایزرزلاترن آلمان به او پیشنهاد بدهد، اما با مخالفت مصطفی دنیزلی، سرمربی وقت پاس، این لنتقال منتفی شد. نکونام در آخرین بازی اش با پیراهن پاس، بازی مقابل پرسپولیس در لیگ برتر، از داور کارت قرمز دریافت کرد. پس از این بازی او به باشگاه الوحده امارات رفت. در میانه لیگ امارات، به باشگاه الشارجه امارات رفت و پس از بازی در جام جهانی ۲۰۰۶، از میان سه تیم هرتابرلین و کایزرزلاترن آلمان و اوساسونا اسپانیا، اوساسونا را برگزید. او اولین بازیکن ایرانی است که در لالیگا بازی کرده است. او در نخستین فصل حضور در لالیگا، به بازیکن ثابت تیمش تبدیل شد و توانست با گل طلایی که در جام یوفا مقابل بوردو فرانسه زد، به بازیکنی محبوب در تیمش بدل شود. بازی خوب او باعث شد تا اوساسونا به فکر جذب بازیکن ایرانی دیگری بیفتد و مسعود شجاعی را بخرد. آمار باشگاهیبروز رسانی: ۳۱ مرداد ۱۳۸۷
تیم ملینکونام در ۲۲ دی سال ۱۳۷۹ و درحالیکه تنها ۱۹ سال و ۳۱ روز سن داشت، برای نخستین بار پیراهن تیم ملی ایران را در دیدار دوستانه برابر اکوادور برتن کرد و در حال حاضر بعد از مهدی مهدوی کیا و علی کریمی کاپیتان سوم تیم ملی فوتبال ایران به حساب می آید.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:10 توسط سعید دامغانی |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
وحید هاشمیان کربکندی (متولد ۳۰ تیر ۱۳۵۵ در تهران) یک بازیکن حرفهای ایرانی فوتبال است. او هماکنون در تیم بوخوم از بوندسلیگا بازی میکند. او از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران نیز هست.[۱] دوران باشگاهیفتح تهرانهاشمیان فوتبال را از فتح تهران شروع کرد و طی سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۴ در این تیم حضور یافت.[۲] پاس تهرانسپس به تیم دسته اولی پاس تهران بازی کرد و یک سال در آن تیم بازی کرد . و در همان سال از سوی جلال طالبی به تیم ملی دعوت شد.[۳] هامبورگپس از چندی هاشمیان با پیشنهاد تیم دسته اولی هامبورگ مواجه شد که به آن پیشنهاد جواب مثبت داد و به آلمان رفت. هاشمیان یک سال را در هامبورگ سپری کرد که در این مدت مربی تیم اعتقاد چندانی به او نداشت و کمتر به او بازی می داد. و همین باعث شد که هاشمیان این تیم را به قصد بوخوم ترک کند. بوخومسپس هاشمیان به تیم دسته دومی بوخوم رفت که به تازگی پیتر نویروور را به عنوان سرمربی این قرار داده بودند.در طی این یکسال نویروور به هاشمیان اعتقاد خاصی پیدا کرد و همواره او را در بازی قرار می داد و پس از یکسال بوخوم به دسته یک آلمان صعود کرد. در سال بعد نیز بوخوم توانست در بوندسلیگای یک ماندگار بشود.و سال بعد نیز هاشمیان بهترین سال فوتبالی خود را با پنجم شدن بوخوم و صعود این تیم به جام یوفا گذراند هاشمیان در آن فصل ۹ گل به ثمر رساند و در کل در باشگاه بوخوم ۳۴ گل به ثمر رساند. بایرن مونیخوحید هاشمیان پس از آن فصل به باشگاه بزرگ بایرن مونیخ رفت. در این باشگاه هاشمیان فرصت زیادی برای حضور در زمین را نیافت و تنها ۹ بار به زمین رفت و هیچ گلی نزد. تیم بایرن مونیخ در همان قهرمان بوندسلیگا شد.هاشمیان طی سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۴ در بایرن مونیخ بازی کرد. پس از بایرن مونیخ چند پیشنهاد اصلی به هاشمیان داده شد که مهمترین آنها شالکه ۰۴ ، هانوفر و بوخوم بود که از میان این سه تیم هاشمیان تصمیم رفتن به هانوفر را گرفت.[۴] هانوفر ۹۶هاشمیان سه سال در هانوفر بازی کرد و تیم هانوفر در هر سه سال در میانه های جدول بوندسلیگا قرار داشت. و ترقی چندانی نکرد. تا اینکه هاشمیان با پیشنهاد تیم سابق خود بوخوم روبرو شد. هاشمیان با قراردادی سه ساله به تیم سابق خود بوخوم پیوست. قرارداد هاشمیان با بوخوم در سالهای اول و دوم قطعی است، اما سال سوم این قرارداد در صورت رضایت دو طرف ادامه خواهد یافت. .[۵] تیم ملی ایرانوحید هاشمیان به درخواست مربی سابق تیم ملی آقای جلال طالبی به تیم ملی ایران پیوست همچنین در اوایل سال ۲۰۰۱ در زمان مربی گری آقای میروسلاو بلاژویچ ، هاشمیان از تیم ملی جدا شد. علت جدایی هاشمیان ، دادن ارجعیت به بازیکنان دو تیم پرطرفدار پرسپولیس و استقلال بود. سپس در سال ۲۰۰۵ هاشمیان برای بازی با اٌردن در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ به در خواست برانکو ایوانکوویچ به تیم ملی بازگشت . و پس صعود به جام جهانی نیز در بازیهای تدارکاتی تیم ملی مانند کروواسی و بوسنی و هرزه گوین شرکت کرد و در جام جهانی نیز در مقابل مکزیک ، پرتقال و آنگولا حضور داشت. در سال ۲۰۰۷ هاشمیان به همراه تیم ملی در جام ملتهای آسیا نیز حضور یافت . هاشمیان با نظر مثبت سرمربی کنونی تیم ملی، علی دایی به علت مشکلات شخصی از همراهی تیم ملی صرف نظر کرد.[۶ مقامهای ملی و باشگاهی
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 19:26 توسط سعید دامغانی |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 14:17 توسط سعید دامغانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 15:26 توسط سعید دامغانی |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 15:13 توسط سعید دامغانی |
|
|
شنايي با لاليگا
لاليگا بر اساس ارزيابي پنج ساله يوفا، به عنوان قويترين ليگ فوتبال اروپا معرفي شدهاست.
ليگ دسته اول اسپانيا از فصل 29/1928 به وجود آمده و بر اساس ارزيابي پنج ساله يوفا، از آنجائيكه باشگاههاي اسپانيايي در تورنمنتهاي اروپايي بهترين نتايج را كسب كردهاند، لاليگا به عنوان قويترين ليگ فوتبال اروپا معرفي شده است. قوانين: ليگ از 20 تيم تشكيل شده است كه در بازيهاي رفت و برگشت، قهرمان را تعيين ميكنند. مكان تيمها در جدول، حاصل امتيازاتي است كه كسب ميكنند: 3 امتياز براي پيروزي، 1 امتياز براي تساوي و بدون امتياز براي شكست. برخلاف برخي ليگهاي ديگر مثل بوندسليگا، در زمان كسب امتياز مساوي، تفاضل گل مدنظر نبوده است، بلكه نتيجه ديدار مستقيم دو تيم همامتياز ملاك قرار ميگيرد. بر اساس ارزيابي پنج ساله يوفا، قهرمان و تيم دوم جدول راهي ليگ قهرمانان اروپا ميشوند، تيمهاي سوم و چهارم بايد در بازيهاي مقدماتي ليگ قهرمانان شركت كنند. تيمهاي رده پنج و شش نيز به جام يوفا راه پيدا ميكنند. سه تيم آخر جدول هم به ليگ دسته دوم سقوط ميكنند. تاريخچه: در سال 1926 فوتبال حرفهاي وارد اسپانيا شد. با فصل 29/1928 يك ليگ ملي يكپارچه ( لاليگا ) به وجود آمد كه در آن ده باشگاه براي كسب اولين عنوان قهرماني با يكديگر به رقابت پرداختند: اف. ث. بارسلونا، رئال مادريد، آتلتيكو بيلبائو، رئال سوسيهداد سن سباستين، آرهناس كلوب دو گتسكو، آتلتيكو مادريد، اسپانيول بارسلونا، اروپا بارسلونا، رئال يونيون ايرون و ريسينگ سانتاندر. اولين قهرماني را نيز اف. ث. بارسلونا با دو امتياز برتري نسبت به رئال مادريد به دست آورد. براي فصل 35/1934 ليگ به 12 باشگاه افزايش يافت. در جريان جنگهاي داخلي اسپانيا، در فصلهاي 39/1938 – 37/1936 هيچ مسابقهاي برگزار نشد. پس از پيروزي گروههاي ضد جمهوري به رهبري ژنرال فرانچسكو فرانكو، دوباره رقابتها از سر گرفته شد. به علاوه باشگاههايي كه در نامشان جزئي غير اسپانيايي نظير فوتبال كلوب، ريسينگ، اسپورتينگ يا آتلتيك داشتند، مجبور به تغيير نام شدند. البته اين قانون دوباره در دهه هفتاد در مواردي پس گرفته و لغو شد. از فصل 42/1941 ليگ باشگاهي اسپانيا با 14 تيم، از فصل 51/1950 با 16 تيم، و از فصل 72/1971 با 18 تيم برگزار شد. براي فصل 88/1987 تعداد تيمهاي ليگ به 20 تيم افزايش پيدا كرد و تا امروز نيز به همين صورت باقي ماندهاست. يك استثنا در فصل 96/1995 و 97/1996 به وجود آمد. پس از پايان فصل 95/1994 دو باشگاه سلتاويگو و اف. ث. سويا به دليل مقروض بودن به دسته پايينتر سقوط كردند و به جاي آنها دو تيم رئال والادوليد و آلباسته بالومپي كه از لحاظ ورزشي سقوط كرده بودند، در ليگ باقي ماندند. سران دو باشگاه سلتا و سويا و نيز هواداران اين دو تيم به اين قضيه واكنش نشان دادند. اعتراض آنها نسبت به سقوط اجباري توأم با موفقيت بود. پس از آن ليگ به 22 تيم افزايش پيدا كرد، چرا كه والادوليد و آلباسته هم در مقابل تصميم فدراسيون فوتبال اين كشور مبني بر سقوط آنها به دسته دوم اعتراض كرده و در ليگ ماندگار شدند. پس از دو فصل اما، ليگ دوباره به 20 تيم كاهش پيدا كرد. فهرست قهرمانان باشگاههاي اسپانيا (لاليگا): 2007- رئال مادريد ركوردداران بازي در لاليگا: آندوني زوبيزارتا 1998-1981 622 بازي بارسلونا اوزهبيو 2002-1983 543 بازي رئال والادوليد بويو 1997-1976 542 بازي رئال مادريد مانوئل سانچز 2001-1983 524 بازي رئال مادريد ميگوئل سولر 2003-1983 504 بازي رئال مايوركا فرناندو هيهرو 2003-1986 497 بازي رئال مادريد خوزه ماريا باكرو 1997-1980 483 بازي بارسلونا لورن 2002-1984 482 بازي رئال سوسيهداد خواكين آلونسو گونزالس 1992-1977 479 بازي اسپورتينگ گيخون خوزه رومن لابورو 1985-1967 469 بازي بتيس سويا
ركوردداران گلزني لاليگا : تلمو زارائونائينديا 1955-1940 251 گل آتلتيك بيلبائو هوگو سانچز 1994-1981 234 گل رئال مادريد آلفردو دي استفانو 1966-1953 227 گل رئال مادريد سزار 1960-1941 226 گل بارسلونا كوئيني 1987-1970 219 گل اسپورتينگ گيخون پاهينو 1956-1943 210 گل رئال مادريد موندو 1951-1939 195 گل والنسيا رائول تاكنون -1994 187 گل رئال مادريد سانتيانا 1988-1970 186 گل رئال مادريد خوان آرزا اينيو 1984-1974 182 گل سويا
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 15:3 توسط سعید دامغانی |
|
|
آشنايي با بوندس ليگا
در سال ۱۹۳۲ فليكس لينه مان، رئيس فدراسيون وقت فوتبال آلمان پيشنهاد برگزاري يك ليگ حرفهاي فوتبال را مطرح كرد كه در آن باشگاهها براي قهرماني در آلمان با هم مبارزه كنند.
اما اين پيشنهاد با مخالفت فدراسيونهاي منطقهاي مواجه شد. تا دهه شصت قهرماني آلمان از طريق مسابقه بين قهرمانان ليگ هاي منطقهاي در بازيهاي گروهي و سپس ديدار فينال مشخص مي شد. در سال ۱۹۶۲ پس از اينكه تيم ملي فوتبال آلمان در جام جهاني شيلي [آشنايي با تاريخچه جامجهاني فوتبال] در مرحله يك چهارم نهايي بازيها حذف شد، هرمان نوي برگر ،رئيس آن زمان فدراسيون فوتبال آلمان، دوباره پيشنهاد تأسيس بازي هاي سراسري فوتبال را داد. در ۲۸ جولاي آن سال فدراسيون فوتبال در دورتموند راي به برگزاري اين مسابقات در فصل ۶۴-۱۹۶۳ را داد. تاريخچه بوندس ليگا تيم هاي اصلي حاضر در بوندس ليگا عبارت بودند از: منطقه شمال: اينتراخت برانشوايگ، وردربرمن، هامبورگ. منطقه غرب: بوروسيادورتموند، اف.ث. كلن، مايده ريش (امروز: دويسبورگ)، شالكه ۰۴ و پرويسن مونستر منطقه جنوب غرب: اف.ث. كايزرزلاترن، اف.ث. زار بروكن منطقه جنوب: اينتراخت فرانكفورت، كارلسروهه، اف.ث.نورنبرگ. مونيخ ،۱۸۶۰ فا.اف.ب. اشتورتگارت تا سال ۲۰۰۱ مسابقات بوندس ليگا تحت نظر فدراسيون فوتبال آلمان و پس از آن زير نظر ليگ فوتبال آلمان (DFL) برگزار شد. دهه ۶۰ بلافاصله تصميم گرفته شد كه تعداد باشگاه هاي ليگ به ۱۸ تيم افزايش يافته و در آن فصل هيچ تيمي به دسته دوم نرود. بنابر دلايل سياسي فدراسيون فوتبال آلمان باشگاه تاسمانيا ۱۹۰۰ را نيز در ليگ جاي داد. اين باشگاه با وجود شروع فصل با پيروزي، پس از يك فصل، به عنوان بدترين تيم تمام تاريخ بوندس ليگا با هفت ركورد منفي بوندس ليگا (حداقل تعداد گل زده [۱۵] و بالاترين تعداد گل خورده [۱۰۸]، كمترين امتياز [۸]، كمترين پيروزي [۲]، بيشترين شكست [۲۸]، كمترين تعداد تماشاگر در يك بازي [۸۲۷] و طولاني ترين سري بازي بدون پيروزي [۳۱ بازي پي درپي]) دوباره به دسته دوم سقوط كرد. در سال ۱۹۶۵ دو باشگاه به نام هاي بوروسيا مونشن گلادباخ و بايرن مونيخ به دسته اول صعود كردند كه پس از مدت كوتاهي بر كل بوندس ليگا تسلط يافتند. دهه ۷۰ بوروسيا مونشن گلادباخ به عنوان اولين باشگاه، در اين دهه توانست دو سال پياپي (۷۱ - ۱۹۷۰) قهرمان آلمان شود. بلافاصله پس از آن بايرن مونيخ عنوان قهرماني را هت تريك كرد (۱۹۷۲ - ۱۹۷۳ - ۱۹۷۴)، كه تاكنون فقط باشگاههاي مونشن گلادباخ (۱۹۷۵تا ۱۹۷۷) و خود بايرن (۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ و ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱) موفق به تكرار آن شده اند. بهترين پيروزي در تاريخ بوندس ليگا نيز در كارنامه مونشن گلادباخ است كه در سال ۱۹۷۸ در مقابل بوروسيا دورتموند۱۲ بر صفر به پيروزي رسيد. دهه ۸۰ در سال ۱۹۸۶ تعطيلي ۸ هفته اي زمستاني تصويب شد، چرا كه در ماه هاي زمستان بسياري از ورزشگاه ها غيرقابل استفاده بوده و در نتيجه بازي ها انجام نشده و يا قطع مي شدند، به علاوه با اين كار با عدم استقبال تماشاگران به علت سردي هوا مقابله مي شد. دهه ۹۰ از شروع دهه ۹۰ دوباره بوندس ليگا محبوبيت روزافزوني نزد آلماني ها پيدا كرد. علت آن از يك طرف موفقيت تيم ملي اين كشور بود (مقام اول جهان در سال ۱۹۹۰ و مقام اول اروپا در سال ۱۹۹۶) و از طرفي در رسانه ها در سال هاي اخير استفاده هاي تجاري از بوندس ليگا شد كه بعضاً درخشش و محبوبيت بيش از اندازه ستارگان بوندس ليگا را به همراه داشت. سال ۲۰۰۰ به بعد فصل بعدي بوندس ليگا تحت الشعاع رسوايي تقلب در سال ۲۰۰۵ قرار گرفت كه رسوا شدن داوري به نام روبرت هويتسر باعث آن شد و تحقيقات از وي تقلب در فوتبال باشگاهي آلمان را برملا ساخت. هويتسر اعتراف كرد كه در بازي هاي بوندس ليگاي ،۲ جام حذفي و ليگ منطقه اي تباني كرده است. البته هنوز مدركي دال بر تقلب در مسابقات بوندس ليگاي ۱ بدست نيامده است. در اين سالها بوندس ليگا در سطح بين المللي نيز روبه ضعف و زوال آورده است. در ارزش گذاري پنج ساله يوفا، ليگ آلمان پله پله پايين آمده و در حال حاضر در رده ليگ پرتغال و هلند قرار دارد. با اين وجود روزبه روز بر تعداد تماشاگران اين ليگ افزوده مي شود. ۳۰۶ ديدار فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۴ را بالغ بر ۵۶/۱۱ ميليون نفر (ميانگين ۷۸۱/۳۷ نفر) تماشا كردند، بيش از تماشاگران ليگ هاي اسپانيا، ايتاليا و انگليس. در سطح اروپا نيز بالاترين تماشاگر را باشگاه بوروسيا دورتموند با ۲۳۵/۷۷ نفر داراست. افزايش تعداد تماشاگران، بيش از هر چيز به ورزشگاههاي جديدالتأسيس و يا بازسازي و مدرن شده و نيز علاقه روزافزون به فوتبال مربوط مي شود. هر شنبه راس ساعت چهار و نيم، زماني است كه جزيي از زندگي مردم آلمان شده است. ساعت چهار و نيم شنبه ها هزاران نفر راهي ورزشگاهها مي شوند، ميليونها نفر در انتظار شروع گزارش بازي گوش به راديو داده و يا از طريق تلويزيون بازي هاي بوندس ليگا را دنبال مي كنند. هيچ تئاتر يا اپرايي نتوانسته تا اين اندازه باعث همسويي و همصدايي مردم شده و نزد عموم محبوبيت پيدا كند. ركوردداران گلزني در بوندس ليگا
۱ - گرد مولر (۱۹۷۹ - ۱۹۶۵)، ۳۶۵ گل (۸۵/۰ گل در هر بازي) ۲ - كلاس فيشر (۱۹۸۸ - ۱۹۶۸) ۲۶۸ گل (۵۰/۰) ۳ - يوپ هاينكس (۱۹۷۸ - ۱۹۶۵) ۲۲۰ گل (۶۰/۰) ۴ - مانفرد بورگسمولر (۱۹۹۰ - ۱۹۶۹) ۲۱۳ گل (۴۸/۰) ۵ - اولف كرستن (۲۰۰۳ - ۱۹۹۰) ۱۸۲ گل (۵۲/۰) ركوردداران بازي در بوندس ليگا ۱ - كارل هاينتس كوربل (۱۹۹۱ - ۱۹۷۲) ۶۰۲ بازي ۲ - مانفرد كالتز (۱۹۹۱ - ۱۹۷۱) ۵۸۱ بازي ۳ - كلاس فيشتل (۱۹۸۸ - ۱۹۶۵) ۵۵۲ بازي ۴ - ميركو ووتاوا (۱۹۹۶ - ۱۹۷۶) ۵۴۶ بازي ۵ - كلاس فيشر (۱۹۸۸ - ۱۹۶۸) ۵۳۵ بازي ۶ - آيكه ايمل (۱۹۹۵ - ۱۹۷۸) ۵۳۴ بازي ۷ - ويلي نوي برگر (۱۹۸۳ - ۱۹۶۶) ۵۲۰ بازي ۸ - ميشائيل لامك (۱۹۸۸ - ۱۹۷۲) ۵۱۸ بازي ۹ - اولي اشتاين (۱۹۹۷ - ۱۹۷۸) ۵۱۲ بازي ۱۰ - اشتفان رويتر (۲۰۰۴ - ۱۹۸۵) ۵۰۲ بازي قهرمانان آلمان (بوندس ليگا ۶۴-۱۹۶۳ تا ۲۰۰۶-۲۰۰۵) در طول تاريخ بوندس ليگا تاكنون فقط يازده تيم توانسته اند مقام قهرماني را كسب كنند كه فقط چهار تا از آنها عناوين خود را در ده سال گذشته به دست آورده اند. در مقابل در هفت سال اول برگزاري بوندس ليگا هفت قهرمان مختلف ديده مي شود، قبل از اينكه بوروسيا مونشن گلادباخ به عنوان اولين تيم، در سال ۱۹۷۱موفق شد براي دومين مرتبه قهرمان اين مسابقات شود. تاكنون فقط تيم هاي بايرن مونيخ، بوروسيا دورتموند، بوروسيا مونشن گلادباخ و هامبورگ توانسته اند دو بار پياپي قهرمان شوند و فقط مونشن گلادباخ ۱ بار از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۷ و بايرن مونيخ ۳ بار از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۴ ، ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ و ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ موفق به هت تريك عنوان قهرماني شده اند.
اما تاكنون هيچ تيمي نتوانسته چهار بار پياپي قهرمان بوندس ليگا شود. بايرن مونيخ با دو قهرماني دوبل (ليگ و حذفي) متوالي داراي ركورد ديگري ميباشد. |
||
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 22:22 توسط سعید دامغانی |
|
|
آژاكس مدرن باشگاه فوتبال آژاكس آمستردام هلند به عنوان یكی از ده باشگاه بزرگ دنیا محسوب می شود و به همراه پی اس وی آیندهوون و فاینورد یكی از قدرت های بلامنازع فوتبال هلند است.
آژاكس یكی از چهار باشگاهی است كه تمامی جام های مهم اروپایی را فتح كرده است كه این جام ها شامل جام باشگاه های اروپا، جام برندگان جام اروپا و جام یوفاست. دوران ما قبل تاریخ باشگاه ۱۹۰۰-۱۸۸۳ در سال ۱۸۸۳ گروهی از دوستان به نام های هان و یوهان داد، كارل ریسر و فلوریس استمپل باشگاه كوچك فوتبالی را تأسیس كردند. داد صاحب یك توپ فوتبال كاملاً چرم بود و ریاست آن باشگاه را برعهده داشت. آنها نام «یونیون» را در ابتدا برای باشگاه انتخاب كرده بودند اما در سال ۱۸۹۴ نام باشگاه فوتبال آژاكس را برای آن برگزیدند. اندكی بعد یعنی در سال ۱۹۰۰ میلادی باشگاه آژاكس رسماً تأسیس شد و نخستین كسی كه ریاست آن را برعهده داشت فلوریس استمپل نام داشت. در ابتدا تیم آژاكس در خارج از شهر آمستردام بازی می كرد. در آن زمان كمتر كسی از نتیجه بازی های آنها مطلع می شد و تنها عده معدودی از ساكنان حومه آمستردام به تماشای بازی ها می رفتند. لباس های سفید و قرمز از زمان تأسیس باشگاه در این تیم مورد استفاده قرار می گرفت و بازی جوانمردانه از آن زمان برای تیم بسیار مهم بود. از جمله قوانینی كه در سال ۱۸۹۳ در این باشگاه به كار گرفته شد این بود كه بازیكنان باید سلامت و تفریح را رواج دهند تا تماشاگران از بازی لذت ببرند. تأسیس باشگاه فوتبال آژاكس ۱۹۰۷-۱۹۰۰ در پایان قرن نوزده پس از بازی های نه چندان جالبی كه آژاكس در سال های پایانی آن قرن انجام داده بود آنها به جرگه تیم هایی پیوستند كه دوست داشتند آغاز دیگری داشته باشند. بنابر این استمپل، داد و ریسر تصمیم گرفتند تأسیس باشگاه را برای اطلاع همگان اعلام كنند. در روز هجدهم مارس ۱۹۰۰ در كافه اوست انیدی در كالوراشترات آمستردام باشگاه فوتبالی تأسیس شد كه این بار با تلفظ درست آن را باشگاه فوتبال آژاكس نام نهادند. آژاكس به اتحادیه فوتبال آمستردام پیوست و زمینی در شمال شهر برای انجام بازی های خانگی اش اجاره كرد. نخستین سال های حضور رسمی در فوتبال چندان هم بد نبود. آنها دو بار به عنوان نایب قهرمانی اتحادیه فوتبال رسیدند. نخستین افتخار باشگاه كسب عنوان بهترین تفاضل گل در لیگ بود. نتایج خوب در اولین سفر آنها به دست آمد. در هشتم آوریل ۱۹۰۱ آژاكس موفق شد با نتیجه چهار بر یك در دیداری دوستانه تیم ملی فوتبال هلند را شكست دهد. در سال ،۱۹۰۲ آژاكس به اتحادیه فوتبال هلند پیوست و در اولین سال حضورش مقام نایب قهرمانی لیگ را به دست آورد. موفقیت های نخستین ۱۹۱۰-۱۹۰۷ در فصل ۱۹۰۸- ۱۹۰۷ آژاكس موفق به كسب صلیب طلایی شد و پس از آن، جام پس از جام به باشگاه سرازیر شدند.اتحادیه فوتبال آمستردام نخستین بار در سال ۱۹۰۲ از آژاكس دعوت كرد تا در جام صلیب طلایی بازی كند. این جام هم اكنون نیز در فوتبال آماتور آمستردام وجود دارد و تیم ها برای فتح آن تلاش می كنند.آژاكس در سال ۱۹۰۷ ورزشگاه جدیدی برای خود در نظر گرفت و به میدنونگ تغییر مكان داد. در آنجا اتاق رختكن، آب آشامیدنی و حتی جایگاهی وجود نداشت اما در نقطه خوبی از شهر قرار داشت. آنها از كافه میان راه به عنوان رختكن استفاده می كردند. محل جدید موفقیت های تازه ای را برای آژاكس به ارمغان آورد. در جولای ۱۹۰۸ نام آژاكس برای باشگاه ابقاء شد و رنگ پیراهن و باشگاه نیز همان باقی ماند. سالهای طلایی ۱۹۳۹ -۱۹۲۹ به جز اوایل دهه پرافتخار هفتاد، دهه سی پرافتخار ترین دوران باشگاه محسوب می شود. در این ده سال آژاكس هفت بار قهرمان لیگ شد و پنج بار نیز قهرمان ملی شد. نكته قابل ذكر دیگر در سالهای طلایی این تیم ساخت ورزشگاهی جدید به نام دمیر در میدنونگ بود. آژاكس به دلیل ساخت و سازهایی كه قرار بود در آمستردام انجام شود مجبور به تغییر مكان شد. دلیل دیگر این بود كه تعداد تماشاگران با افزایش افتخارات آژاكس روزبه روز بیشتر می شد و آنها به جایگاه بیشتری برای تماشاگران احتیاج داشتند. با وجود دوران ركود اقتصادی در دنیا، باشگاه موفق شد بیشتر مخارج احداث ورزشگاه را تقبل كند. در بازی افتتاحیه كه در نهم دسامبر ۱۹۳۴ برابر اشتات فرانسیاز برگزار شد آژاكس موفق شد این تیم فرانسوی را پنج بر یك شكست دهد. پیت فن رنین كه از سال ۱۹۴۲ تا۱۹۲۹ در این تیم بازی می كرد موفق شد در ۲۳۵ بازی ۲۷۲ گل به ثمر برساند. او به جز عنوان برترین گلزن تاریخ باشگاه ركورد دار به ثمر رساندن گل در یك بازی نیز هست. فن رین در سال ۱۹۳۲ موفق شد برابر تیم فین رام، هفت گل به ثمر برساند. آژاكس در فصل ۳۱-۱۹۳۰ موفق شد پنج بر یك آیندهوون را شكست دهد و به مقام قهرمانی دست پیدا كند. در آندوران فاینورد، رقیب آنها محسوب می شد كه در همان فصل با سه بازی بیشتر پنج امتیاز كمتر از آژاكس كسب كرده بود صحنه را كاملاً به این تیم واگذار كرد. پیش به سوی رقابتهای اروپایی ۱۹۷۱-۱۹۶۵ رینوس میشل ملقب به «مرد مرموز» زیرا او هرگز كلمه اضافه ای بر زبان نمی آورد و به معنای واقعی كلمه یك حرفه ای بود.میشل سیستم تهاجمی را همان گونه كه امروز وجود دارد، در تیم رواج داد و نیز بازیكنان با تجربه ای مثل هنك كروت و پرنیس را به تیم آورد. آژاكس با رینوس میشل بسیار موفق بود و تحت نظر او در طول شش سال هفت عنوان قهرمانی را تصاحب كرد. در فصل ۶۷-۱۹۶۶ آژاكس برای اولین بار هر دو جام معتبر هلند را فتح كرد. یوهان كرایف و پیت كایزر مجموعاً ۱۲۲ گل به ثمر رساندند. در سطح بین المللی نیز سطح آژاكس بین المللی شد و شهرتی دست و پا كرد. هم اكنون بسیاری از مردم آن بازی به یاد ماندنی برابر لیورپول را به یاد می آورند. آژاكس در ورزشگاه المپیك آمستردام، پنج بر یك لیورپول را شكست داد. در بازی برگشت نیز آژاكس در آنفیلد با دو گل كرایف دو بر دو مساوی كرد و لیورپول از گردونه رقابتها حذف شد. درخشش در اروپا ۱۹۷۳-۱۹۷۱موفقیت های رینوس میشل در اواخر دهه شصت كمك كرد تا پایه های درخشش این تیم در رقابتهای اروپایی مهیا شود. در اوایل دهه هفتاد میلادی و سالهای طلایی ۱۹۷۳ و ۱۹۷۲ و ،۱۹۷۱ باشگاه سه بار پیاپی فاتح جام باشگاه های اروپا شد، كه به ترتیب دو بر صفر، دو بر صفر و یك بر صفر، تیم های پاناتینایكوس، اینترمیلان و یوونتوس را در فینال رقابتها مغلوب كرد. در آن دوران لیگ هلند، كم و بیش برای آژاكس جنبه تشریفاتی داشت. آژاكس به رهبری استفان كواكس كه در سال ۱۹۷۲ جانشین میشل شده بود، با ارائه بازیهای شناور و زیبا رقبا را یكی پس از دیگری مغلوب می كرد و آنها را بیش از پیش ناامید می كرد.در این سیستم بازیكنان به سرعت توپ را به یكدیگر پاس می دادند و تمامی آنها در بازی درگیر بودند و از سوی دیگر سیستم دفاع آژاكس نیز رخنه ناپذیر می نمود. در سال ۱۹۷۱ دروازه این تیم به مدت ۱۰۸۲ دقیقه بسته ماند و ركوردی جالب به جا گذاشت. در سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۲ آژاكس با به ثمر رساندن بیش از صد گل قهرمان هلند شد. در سال ،۱۹۷۳ كرایف به دلیل بروز مشكلاتی در تیم و واگذاری كاپیتانی به پیت كایزر راهی بارسلونا شد. این باشگاه كاتالان كه دو سال قبل رینوس میشل را به خدمت گرفته بود، كرایف را به عنوان السالوادور (ناجی) نامگذاری كرد كه چندان هم بی ربط نبود. آنها پس از چهارده سال بار دیگر فاتح لیگ اسپانیا شدند. بسیاری از مردم هنوز هم نام بازیكنان آن تیم طلایی آژاكس را به یاد می آورند؛ آری هان، یوهان نیسكنس، پیت كایزر، ویم سوربیر، بری هالشوف، آرنولدو جری موهرن، جانی رپ، رودی كرول، یوهان كرایف و ولی بور و اسوویچ. دوره لوئیز ون گال ۱۹۹۷-۱۹۹۱ زمانی كه او به سمت مربیگری آژاكس انتخاب شد، به هیچ عنوان نامی شناخته شده در فوتبال به شمار نمی رفت. او كه به عنوان دستیار مربی دوره ای موفق را پشت سر گذاشته بود، از سوی رسانه ها چندان حمایت نمی شد. با این حال او با فتح جام یوفا در سال ۱۹۹۲ شایستگی هایش را ثابت كرد. آنها در بازی فینال با نتیجه دو بر صفر در مجموع بازی های رفت و برگشت تورینوی ایتالیا را شكست دادند و قهرمان شدند. با این پیروزی آژاكس دومین تیمی شد كه پس از یوونتوس (بعدها بارسلونا و بایرن) تمامی جام های معتبر اروپایی را فتح كرده است. موفقیت آژاكس در دوره ون گال به همین جا ختم شد. آنها در فصل ۹۵-۱۹۹۴ به فینال جام باشگاه ها راه یافتند و در برابر تیم پرقدرت میلان با تك گل بازیكن تعویضی و جوان خود پاتریك كلایورت برای چهارمین بار فاتح جام باشگاه های شدند. به جز این موفقیت ها، آژاكس با ون گال سه بار قهرمان باشگاه های هلند، یك بار جام حذفی هلند، سه بار سوپر جام اروپا و یك بار فاتح جام بین قاره ای شدند. ![]()
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 18:10 توسط سعید دامغانی |
|
چوگاناین ورزش بازی شاهان نامیده شده است (زیرا بیشتر در میان پادشاهان و بزرگان رواج داشت) و از ورزشهای کهن ایرانی است. نام چوگان از نام چوبی که در آن استفاده می شود برگرفته شده است. این بازی در ابتدا ورزشی عنوانی نظامی و جنگی داشت و سوارکاران ایرانی در آن استعداد اسب های جنگی خود را به نمایش می گذاشتند. چوگان به هنگام کشور گشایی داریوش اول در هند، در آن سرزمین رواج یافت. اروپاییان در زمان صفویان و در زمان استعمار خود در هند، با این بازی آشنا شدند و آن را در سراسر اروپا پخش کردند. بعدها نیز ورزش هایی از قبیل گلف و هاکی پدید آوردند که دستههای استفاده شده در این بازیها به همان چوب چوگان برمیگردد. این ورزش در ایران پس از صفویان کم کم رو به فراموشی رفت. البته در زمان پهلوی، در ارتباط با اروپاییان، چوگان دوباره مورد توجه قرار گرفت، ولی مانند گذشته رواج نیافت. امروزه سعی می شود توجه بیشتری به این ورزش نشان داده شود. همچنین اقداماتی برای تاُسیس زمین هایی سرپوشیده برای زنان انجام شدهاست. مشخصه های زمین چوگانطول و عرض زمین چوگان به ترتیب ۲۷۴ و ۱۴۵ متر است (البته در كشور ایالات متحده آمریکا و آرژانتین این ابعاد كمی از استاندارد رایج بزرگتر می باشد). طول دروازه نیز ۷ متر میباشد. مدت زمان مسابقهیك بازی چوگان به ۶ دوره زمانی ( چوکه ) كه هر كدام ۷ دقیقه می باشد تقسیم میشود. البته این استاندارد مربوط به كشور انگلستان می باشد ولی در آرژانتین و آمریكا این مدت زمانی به هشت قسمت تقسیم شده و بین هر چوكه استراحتی معادل3 دقیقه و بین دو نیمه 5 دقیقه در نظر گرفته میشود. تعداد بازیکناندر هر تیم چهار نفر بازی میکنند. نفر اول یک مهاجم است و کار او حمله و نیز کمک به مدافع است. نفر دوم نیز مهاجم است، ولی وظیفه او در دفاع مهمتر است. نفر سوم که معمولاً بهترین بازیکن تیم است، وظیفه دارد تا حرکات دفاعی را به ضد حمله تبدیل کند. نفر چهارم نیز مدافع است و وظیفه دارد توپ را از دروازه دور کند. از آن جایی که چوگان بازیای با روند سریع است، امکان دارد بازی کنان یک تیم در قسمتهای مختلفی از زمین قرار گیرند که مربوط به وظیفه بازیکن دیگر باشد. در این حالت باید وظایف آن بازیکن را انجام دهند تا به جای خود بازگردند. هدف و قوانین بازیهدف این بازی فرستادن توپ در دروازه ی حریف می باشد. هنگامی که توپ از پشت دروازه خارج می شود، پرتاب توپ به تیم مورد حمله قرار گرفته تعلق می گیرد، مگر این که خود این تیم باعث خارج شدن آن شده باشد. در این صورت به تیم مقابل یک پرتاب آزاد (از 84 متری محل خروج) تعلق می گیرد. پس از هر گل، دو تیم زمین خود را تعویض می کنند و داور توپ را در مرکز زمین قرار می دهد. در صورتی که دو تیم برابر شوند، وقت اضافی به آن ها تعلق می گیرد و اولین تیمی که گل بزند برنده اعلام می شود. هنگامی که بازیکنی به سمت جهتی که توپ در آن پرتاب شده است می تازد، تقدم با اوست در صورتی که (و تنها در این صورت) که توپ در سمت راست او باشد. در این صورت هیچ بازکنی اجازه ندارد راه او را سد کند، مگر آن که در فاصله ی معقولی قرار گیرد که هیچ جای خطر نباشد. خطاهای ورزش چوگان
انواع جریمه های بازی چوگان
داوری در چوگانبازی چوگان توسط دو سر داور و یك داور قضاوت می شود. سرداوران برای اینكه در كم و كیف بازی قرار داشته باشند سوار بر اسب می باشند. در صورت توافق بین كاپیتان های دو تیم می توان قضاوت را به دو سرداور واگذار کرد ولی در صورت عدم توافق بین آن دو، تصمیم گیری حكم قطعی به عهده داور سوم است. شروع مسابقه چوگاندر ابتدای شروع مسابقه ، هر دو تیم در میانه زمین و پشت خط میانی صف آرایی کرده و چیدمان مخصوص به خود را می گیرند. سپس داور توپ را از فاصله 6/4 متری به میان آنها پرتاب می کند و بازی با تصاحب توپ از طرف یكی از دو تیم شروع می شود. توقف بازیتوقف مسابقه چوگان در شرایط معمولی فقط در زمان پایان یك چوكه، جهت استراحت و تعویض اسب ها صورت می گیرد، ولی اگر در میان یك چوكه یكی از اتفاقات زیر رخ دهد داور می تواند دستور توقف بازی را صادر نماید:
نحوه ثبت امتیازاتزمانی یك امتیاز برای تیمی ثبت می شود كه توپ از خط دروازه آشكارا بگذرد و داور صحت آن را تصدیق نماید. در صورتی كه توپ به قسمت فوقانی دروازه برخورد کند ثبت امتیاز مشروط به تاُیید داور است. اسبهای چوگاندر ورزش چوگان معمولاً از اسبهای كوتاه قد استفاده می شود، بدین منظور پونی ها از جایگاه ویژه ای برخوردارند. در یك بازی معمولاً از یك اسب حداكثر در دو چوكه استفاده می شود، البته باید بین آن ها یك چوكه استراحت به اسب داده شود. وسائل ضروری اسب در حین مسابقه چوگان
وسائل ضروری سواركار
اندازه چوب چوگان و توپچوب چوگان دارای طولی معادل 129 سانتیمتر می باشد كه انتهای آن به صورت استوانه ای است. معمولاً برای ساخت آن از چوب بامبو یا چوب های سبك و مقاومی همچون چوب درخت خرمالو استفاده می شود. قطر توپ حدود نیز 25/8 سانتیمتر است و در حدود 141-127 گرم وزن دارد ، جنس توپ از چوب بید و یا بامبو می باشد. البته در بازی های تمرینی از نوع پلاستیكی و فومی آن هم استفاده می شود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 17:3 توسط سعید دامغانی |
|
سوارکاریسوارکاری از ورزشهایی است که در چند دههٔ اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته است، با این وجود سابقهای طولانی داشته است و میتوان آن را از کهنترین ورزشها بهشمار آورد. این ورزش امروزه نه تنها به عنوان یک رقابت سالم و مفید، بلکه به عنوان سرگرمی و به منظور گذراندن اوقات فراقت مورد توجه قرار گرفته است، و با این که نسبت به بسیاری از ورزشها پرهزینه به نظر میرسد، هر ساله تعداد بیشتری طرفدار به سوی خود جلب میکند. سوارکاری چیست؟سوارکاری ورزش، هنر و روشهایی است که به سوار شدن و هدایت کردن اسب مربوط میشود. ویژگی این ورزش این است که انسان و مرکب (معمولاً اسب) را متحد میسازد، بنابرین موفقیت اسب و سوارکار به ارتباط و اعتماد و احترامی که آن دو برای یک دیگر قائلاند، بستگی دارد.
ارابهٔ زئوس تاریخچهسوارکاری ورزشی بسیار قدیمی است که از دیرباز به منظور جنگیدن یا پیامرسانی به افراد آموزش داده میشد. تاریخ رام کردن اسب هنوز به درستی شناخته نشده است. باستانشناسان با توجه به قدیمیترین آثار بر جای مانده از پیشینیان در رابطه با رام کردن اسبها، معتقدند که اولین اسبهای اهلی به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد برمیگردند. قبل از آن اسب به منظور تهیهٔ غذا شکار میشدهاست. البته باستانشناسان در بعضی نقاط از اروپای شرقی دهنههایی پیدا کردهاند که به شش هزار سال قبل از میلاد برمیگردند. این نشان میدهد که انسان از آن زمان سعی داشته است که اسب را رام کند و از آن بهره ببرد، ولی به دلیل سرعت آن در فرار موفق نشده است. قدیمیترین آثار در اروپای شرقی، شمال قفقاز و آسیای مرکزی یافت شدهاند. اگرچه اهلی ساختن اسب در مقایسه با حیواناتی چون سگ (نه هزار سال قبل از میلاد) و گوسفند و بز (پنج هزار سال قبل از میلاد) مؤخر بود، با این وجود تحول عظیمی در زندگی انسان بهوجود آورد. انسان نه تنها از گوشت و شیر اسب بهره میبرد، بلکه برای جابهجایی نیز از او استفاده میکرد. نکتهٔ جالب در این باره این است که مورخان عقیده دارند که مردم قبل از یادگیری چگونه سوار شدن بر اسب، از ارابه استفاده میکردند. آنان برای این فرضیه خود دو دلیل عمده ارائه میکنند:
مهار و تربیت کردن اسبها در زندگی مردم اوراسیا تحول و تأثیرات فراوانی به دنبال داشت. در حالی که در گذشته طی کردن مسافتهای طولانی غیرممکن به نظر میرسید، انسان توانست به کشف سرزمینهای جدید و کشور گشایی بپردازد. کمکم وسایلی برای هدایت و تسلط بیشتر بر اسب مانند زین و رکاب (که از اختراعات چینیها میباشند) ساخته شدند و در اختیار سوارکاران گرفتند. تربیت و پرورش اسب نیز، به خصوص در خاورمیانه اهمیت بسیاری یافت و صحرانشینان این مناطق به پرورش و نگاهداری اسبهای اصیل عربی پرداختند. سوارکاری تا اواخر قرن پانزدهم، بیشتر در جنگها معمول بود. البته در بعضی از کشورها مانند ایران باستان، بهعنوان ورزش و سرگرمی نیز مورد توجه قرار میگرفت (مانند بازی چوگان)، ولی جنبهٔ هنری آن از اواخر قرن پانزدهم میلادی به بعد اهمیت یافت. بلأخره در اواخر قرن نوزدهم، با پیشرفت صنعت و جایگزین کردن اسبها توسط ماشینآلات، سوارکاری جنبهٔ ورزشی و سرگرمی که امروزه مشاهده میشود را به خود گرفت. برقراری ارتباط با اسباولین گام یادگیری سوارکاری ، یادگیری ارتباط برقرار کردن با اسب است. سوارکار باید بتواند خلقوخوی اسبی را که قرار است سوار شود درک کند و با او به خوبی ارتباط برقرار کند، تا اسب فرمانهای او را بهتر درک کند و انجام دهد. سوارکار میتواند از روی حرکات و برخی از اعمال اسب متوجه منظور او شود. حرکات گوشهای اسب در این مورد بسیار مؤثر است. به طور مثال، هنگامی که اسب گوشهایش را به سمت جلو میچرخاند و سرش را بالا میگیرد، به این معناست که صدایی او را نگران کرده است و او بادقت در حال پیدا کردن منبع صداست. و یا هنگامی که اسب گوشهایش را در جهات مختلف میچرخاند و حرکت میدهد، به این معناست که با دقت اطرافش را تحت نظر دارد. گوشهای مایل به سمت پایین در دو طرف سر اسب، نشان دهندهی تسلیم شدن و اطاعت اسب هستند. البته این حالت گوشها در صورتی که لبها به سمت پایین افتاده باشند، نشانهی خوابآلودگی است. اسبی که گوشهایش را میچرخاند و زبانش را بیرون میآورد، قصد سربهسر گذاشتن و بازی با سوارکار را دارد. اگر اسب گوشهایش را به سمت جلو مایل کند و سرش را کمی خم کند، یعنی به سوارکار (یا هر کس دیگری) اعتماد دارد. اگر گوشهایش را به سم عقب بچرخاند، یعنی چیزی باعث بی اعتمادی یا عصبانیت و ناراحتی او شده است. در صورتی که گوشهایش را به سمت عقب بخواباند، یعنی بسیار خشمگین است و یا این که به شدت ترسیده است. در این صورت اسب میتواند بسیار خطرناک باشد و حمله کند. حرکت سر و پاهای اسب نیز میتوانند در درک منظور او کمک کنند. اسبی که سرش را کمی پایین میآورد و ناگهان بهشدت تکان میدهد، بدخلقی خود را نشان میدهد. هنگامی که پاهای جلویش را بر زمین میکوبد، عصبانیت یا بیقراری خود را ابراز میکند، در حالی که وقتی اسب پاهای عقبش را بر زمین میکوبد، میخواهد بفهماند که چیزی باعث ناراحتی او شده است (مثالاٌ مگس و ...). شاخه های مختلف سوارکاریسوارکاری شاخههای متعددی دارد که به طور کلی در دو دسته قرار میگیرند: مسابقات اسبدوانیاین مسابقات از دوران قدیم در بسیاری از تمدنها همچون یونان و روم باستان وجود داشته است. مسابقات یورتمه و تاخت از مسابقات رایج اسبدوانی هستند.
سایر مسابقات سوارکاریشاخه های متعددی در آن جای میگیرند که در آنها هدف بردن مسابقهٔ دو نیست.
که معمولاً دارای سه مرحله هستند: مرحلهٔ درساژ (که در آن شیوه و جذابیت نمایش و رفتار و حرکات اسب سنجیده میشود.)، مرحلهٔ ماراتون (که امتحانی زمان بندی شده است و از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است و مهمولاً دارای موانعی طبیعی یا مصنوعی است. در آن مهارت، توانایی جسمی و سرعت اسب سنجیده میشود.) و مرحلهٔ آخر که عبارت است از حرکت در راههایی که از اطراف، توسط توپهایی (یا چیزهای دیگری) محدود شده است. گذشت وقت مجاز یا افتادن توپ باعث از دست رفتن امتیاز میشود. تعداد اسبهایی که ارابه را میکشند به نوع مسابقه بستگی دارد و به جز در مواردی خاص، بیش از چهار عدد نیستند.
سوارکاری در ایران امروزسوارکاری در ایران در چند دههٔ اخیر مورد توجه قرار گرفته است و باشگاههای متعددی تأسیس شده و در روند پیشرفت هستند. با این وجود ایران هنوز در سطح جهانی برندهٔ مقامی نشده است. سوارکاری بانوان نیز مورد توجه قرار گرفته است و بر طرفداران آن روز به روز افزوده می شود[نیازمند منبع]. از باشگاه های استان تهران می توان موارد زیر را مثال زد: باشگاههای ایران، ایران مهر، امام خمینی (ره)، آراسب، الوند، اسواران، ... از سوارکاران برتر کشورمان نیز می توان آقایان علیرضا شمس[نیازمند منبع]،کاظم وجدانی، امیر کلانتری، کریم اصغری، مسعود مکاری نژاد ، فرزین فتحلیزاده، محمد نقاش[نیازمند منبع]، مازیار جمشیدخانی[نیازمند منبع]، و خانم ها طاهره عبدی،الهام فرد[نیازمند منبع]،هاله نیکویی، سحر رضاعی، سروناز مستجاب الدعوه و سارا رجبیون را نام برد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 16:53 توسط سعید دامغانی |
|
|
آورام گرانت (به عبری: אברהם "אברם" גרנט زاده ۴ مه ۱۹۵۵، در پتح تیکوا، اسرائیل) مربی سابق تیم ملی فوتبال اسرائیل و تیم فوتبال چلسی بود. گرانت مربیگری را از ۱۸ سالگی در تیم جوانان هاپوئل پتح تیکوا آغاز کرد. در سال 1986 سرمربیگری تیم اصلی هاپوئل پتح تیکوا را برعهده گرفت و پیش از قبول مربیگری تیم ملی کشورش در سال ۲۰۰۲، با کسب ۴ عنوان قهرمانی لیگ برتر اسرائیل ، 1 قهرمانی در جام حذفی اسرائیل و ۵ بار فتح توتو کاپ کارنامه خوبی از خود به جای گذاشته بود. گرانت در طول مسابقات مقدماتی جام جهانی 2006 نتایج بسیار خوبی را با تیم متوسط اسرائیل کسب کرد و تنها با یک امتیاز اختلاف نسبت به فرانسه و سوئیس از صعود به جام جهانی بازماندند. گرانت در سال 2006 به پورتسموث رفت تا در پست مدیر فنی این تیم بر کار هری ردنپ نظارت کند. او در آغاز فصل 2007 مربیگری تیم اف ث چلسی را بر عهده گرفت و در جولای همان سال با استعفای ژوزه مورینیو به عنوان سرمربی این تیم انتخاب شد. آورام گرانت برای نخستین بار در تاریخ باشگاه چلسی ، این تیم را به فینال لیگ قهرمانان اروپا رساند و در لیگ برتر انگلستان هم با امتیاز برابر با تیم قهرمان، منچستر یونایتد مقام دوم این لیگ را به دست آورد. اما به دلیل ناکامی در به دست آوردن عنوان قهرمانی در پایان فصل از مقام خود برکنار شد..[۱] آغاز مربیگریآورام گرانت فوتبال را با تیم جوانان هاپوئل پتح تیکوا آغاز کرد. اما در 17 سالگی بر اثر یک تصادف شدید مجبور شد بازی را کنار بگذارد. او از ۱۸ سالگی مربی تیم جوانان هاپوئل پتح تیکوا شد و در سال 1986 با 14 سال تجربه مربیگری هدایت تیم اصلی هاپوئل پتح تیکوا را برعهده گرفت و این با قهرمانی در توتو کاپ - سومین جام معتبر فوتبال اسرائیل، تیم شهرش را پس از 25 سال به جمع بهترین های فوتبال اسرائیل آورد. گرانت در سالهای 1990 و 1991 باز هم توتو کاپ را فتح کرد. در اخرین فصل حضور او در هاپوئل پتا تیکوا آنها علی رغم کسب یک جام، قهرمانی در لیگ برتر و جام حذفی را در طول سه روز به مکابی حیفایِ شلومو شرف واگذار کردند. گرانت سال بعد به مکابی تل آویو پرافتخارترین تیم فوتبال اسرائیل رفت. مکابی تل آویو در اولین فصل حضور گرانت با 13 امتیاز اختلاف نسبت به تیم دوم قهرمان لیگ شد.اگرچه فینال جام حذفی را به تیم سابق مربیشان هاپوئل پتح تیکوا واگذار کردند. گرانت تیمش را در 1994 قهرمان جام حذفی و در 1995 قهرمان لیگ کرد. او فصل بعد در هاپوئل حیفا دوران ناموفقی را پشت سر گذاشت و در لیگ چهارم شد. سال بعد به مکابی تل آویو بازگشت و تا سال 2000 در آنجا مربیگری کرد ولی مانند دوره قبلی موفق نبود. آنها فقط یکبار توتو کاپ را در 1999 به دست آوردند. گرانت در سال 2000 به مکابی حیفا رفت و در همان فصل قهرمان لیگ اسرائیل شد. سال بعد لیگ و توتو کاپ را به دست آورد. اما در رقابت نزدیکی با مکابی تل آویو جام حذفی را ازدست داد تا از یک قهرمانی سه گانه تاریخی محروم شود. آن ها در همان سال به دور دم لیگ قهرمانان اروپا صعود کردند و با وجود دو پیروزی 0-4 و 0-1 برابر اف-ث هاکا تیم فنلاندی از صعود به دور بعد بازماندند، چراکه ولید بدر بازیکن محروم در ده دقیقه پایانی وارد بازی شد و مجازات این سهل انگاری محرومیت از صعود به دور بعد و مسابقه در برابر لیورپول بود..[۲] پس از جدایی آورام گرانت از مکابی حیفا برای هدایت تیم ملی کشورش، این تیم به روند موفقیتهای خود ادامه داد و در فصل 2002-2003 نخستین تیم اسرائیلی شد که به مرحله گروهی جام باشگاههای اروپا راه یافته است. تیم ملی اسرائیلآورام گرانت در سال 2002 جوانترین مربی تاریخ تیم ملی فوتبال اسرائیل شد. او جایگزین ریچارد مولر نیلسن دانمارکی در این پست شد و تیمش را در جریان رقابتهای مقدماتی جام ملتهای 2004 اروپا هدایت کرد و به رتبه سوم گروه اِی رساند. اسرائیل در رقابتهای مقدماتی جام جهانی 2006 هم نمایش حیرت انگیزی داشت. آن ها در 6 مسابقه با فرانسه، سوئیس و ایرلند 6 تساوی داشتند و در 4 مسابقه دیگر پیروز شدند و بدون شکست در جایگاه سوم گروه ایستادند. سفر به تونسسفر آورام گرانت در سال 2004 به تونس برای تماشای مسابقات جام ملتهای افریقا بازتاب وسیعی در رسانههای اسرائیلی داشت. چرا که اتباع اسرائیل نمیتوانند به تونس سفر کنند. این کشور هنوز با اسرائیل قرارداد صلح امضا نکرده و به طور رسمی دشمن اسرائیل به حساب می آید. گفتهمیشود که این سفر با کمک دفتر نمایندگی یدیوت آهارانوت (پرفروش ترین روزنامه اسرائیل) در پاریس انجام شد. روزی که گرانت در فرودگاه تونس پیاده شد این روزنامه با این تیتر تاریخی منتشر شد؛ "مربی تیم ملی اسرائیل به خاک دشمن خوش آمد گفت."[۳] روش مربیگریگرانت به جوانگرایی و فرصتدادن به بازیکنان ناشناخته معروف است. آوی نیمنی در مکابی تلآویو، گال آلبرمن در تیم ملی اسرائیل، رافی کوهن در پتح تیکوا از معروفترین بازیکنانی هستند که در تیمهای او شکوفا شدند. علی رغم موفقیتهای چشم گیرش در فوتبال اسرائیل، گرانت در کشورش منتقدان زیادی دارد، از معروفترین آنان می توان به ایال برکوویچ کاپیتان تیم ملی اسرائیل که آورام گرانت در سال 2005 به منظور جوانگرایی در تیم او را از ترکیب تیم ملی کنار گذاشت،[۴] شلومو شرف مربی تیم ملی اسرائیل بین سالهای 1992 تا 1999 و درور کاشتان مربی کنونی این تیم اشاره کرد. منتقدین آورام گرانت که موفقیت او در مسابقات مقدماتی جام جهانی 2006 را به خوش شانسیش نسبت می دادند، عبارت طنز آمیز "هاتاچَت شِل آورام" یعنی "از کون آوردن آورام" را بر سر زبان ها انداختند.[۵] لومانا لوالوا دروازه بان کنگویی که هم اکنون در تیم المپیاکوس یونان بازی می کند، گفته است که دلداری ها و تشویق های آورام گرانت باعث شد تا او با غم از دست دادن فرزندش یاشو در سال 2006 کنار بیاید و فوتبال را ادامه دهد. در آن فصل او دروازه بان تیم پورتسموث بود و گرانت هم پست مدیر فنی تیم را برعهده داشت. مربیگری در انگلستانگرانت با پایان قراردادش با فدراسیون فوتبال اسرائیل در سال 2006 به انگلستان رفت و مدیر فنی پورتسوث در لیگ برتر فوتبال جزیره شد. چلسیآورام گرانت در 8 جولای 2007 به عنوان برنامه ریز فوتبال (Director of Football)باشگاه چلسی در کادر فنی آبی های لندن قرار گرفت. بانتایج نامناسب چلسی در ابتدای فصل و شدت گرفتن اختلافات میان ژوزه مورینیو مربی سرشناس پرتغالی تیم و رومن آبراموویچ مالک باشگاه، مرد پرتغالی در 20 سپتامبر 2007 تیم را ترک کرد و در 11 اکتبر آورام گرانت سرمربیگری چلسی یکی از حساس ترین شغل های فوتبال دنیا را برعهده گرفت. هنک تن کیت که از سرمربیگری تیم آژاکس آمستردام استعفا داده بود و استیو کلارک بازیکن و مربی باسابقه چلسی کمک های او اعلام شدند و به این ترتیب گرانت نخستین مربی اسرائیلی یک تیم فوتبال انگلیسی شد. بسیاری از طرفداران چلسی به جدایی مورینیو که این تیم را پس از 50 سال قهرمان فوتبال جزیره کرده بود ( آن هم دوبار پیاپی ) و انتخاب یک مربی کم تجربه و ناشناخته اعتراض داشتند. آنها پلاکاردهایی را در مسابقات چلسی با خود به ورزشگاه می آوردند که رویش نوشته بودند؛ "مورینیو_اِسپشیال وان" (شخص استثنایی).آورام گرانت در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود در اشاره به این لقب مورینیو خود را "نرمال وان" (شخص معمولی) خوانده بود. طرفداران چلسی تا آخرین روزهای فصل از تشویق آورام گرانت در ورزشگاه استمفورد بریج خودداری می کردند و برخی از بازیکنان تیم بدون آن که نام خود را فاش کنند در مصاحبه با روزنامه ها از روش های گرانت انتقاد و تمرینات او را متعلق به 25 سال پیش توصیف می کردند. باشگاه چلسی برخی از اعتراضات را به گروه های نژادپرست و ضد سامی منسوب می کرد. بروس باک رئیس باشگاه در مصاحبه ای این حرکات را باعث لکه دار شدن اعتبار اکثریت طرفداران چلسی عنوان کردهبود.[۶] گرانت تنها سه روز پس از انتخاب به این سمت ، برای نخستین بار بر صندلی مربیگری چلسی نشست. او می بایست در ورزشگاه الدترافورد تیمش را برابر منچستر یونایتد هدایت می کرد. با وجود اخراج مایکل اسین ستاره غنایی تیم در آغاز مسابقه، این تیم رقابت پایاپایی را با حریف خود برگزار کرد که با شکست 0-2 چلسی پایان یافت. چلسی مسابقه بعدی خود را در لیگ قهرمانان اروپا مقابل اف ث والنسیا انجام داد و به پیروزی 1-2 رسید. چلسی که در ابتدای فصل دو شکست را پذیرفته بود، با هدایت آورام گرانت 16 مسابقه پیاپی نباخت و منچستر سیتی اسون گوران اریکسون را به طرز خردکننده ای 0-6 مغلوب ساخت. آن ها رکورد شکست ناپذیری در بازیهای خانگی را تا پایان فصل حفظ کردند. پیش از پایان نیم فصل مدیریت باشگاه قرارداد 4 ساله ای را با گرانت به امضا رساند. در ژانویه 2008 چلسی با به خدمت گرفتن نیکلاس آنلکا از بولتون وندررز، برانیسلاو ایوانکوویچ از لوکوموتیو مسکو و فرانکو دی استفانو از آئودا ایتالیانو تیم خود را تقویت کرد. چلسی در 23 مارس 2008 آرسنال را 1-2 شکست داد. در حالی که تماشاگران از قرارگرفتن آنلکا و بلتی در ترکیب اصلی تیم متعجب و معترض بودند، با دو گل آنها چلسی خود را به صدر جدول لیگ برتر نزدیک ساخت. چلسی که در جام حذفی انگلیس ناباورانه مغلوب تیم بارنزلی شده بود تا فینال جام اتحادیه پیش رفت، اما در دیدار پایانی در ورزشگاه ویمبلی مسابقه را 1-2 به تیم همشهریش تاتنهام هاتسپرز واگذار کرد. در 26 آوریل آنها با شکست 1-2 منچستر یونایتد در دو هفته مانده به پایان لیگ برتر به امتیاز مساوی با این تیم در صدر جدول لیگ برتر قرار گرفتند و نهایتا به دلیل تفاضل گل کمتر مقام دوم رقابت ها را به دست آوردند. گرانت بهترین مربی ماه آوریل لیگ برتر شد و در روز سیم همین ماه با پیروزی 3-2 برابر لیورپول (در مجموع 3-4) به فینال لیگ قهرمانان اروپا راه یافت. این سومین بار در طول چهار سال اخیر بود که چلسی در نیمه نهایی این تورنمنت دربرابر لیورپول قرار میگرفت. تیم مورینیو دو دیدار قبلی را از تیم رافائل بنیتس شکست خورده بود. چلسی در 21 می 2008 در ورزشگاه لوژنیکی شهر مسکو پس از تساوی 1-1 در ضربات پنالتی، قهرمانی اروپا را به منچستر یونایتد واگذار کرد. گرانت در 24 می 2008 سه روز پس از این مسابقه بدلیل اینکه چلسی نتوانست در این فصل هیچ جامی را بدست آورداز کار خود برکنار شد. زندگی شخصیهمسرش سوفیت گرانت متولد سال 1964 در پتح تیکوا است. او یکی از بازیگران معروف سینمای اسرائیل است و اجرای چند برنامه تلویزیونی پرطرفدار در کشورش را بهعهدهداشت. آنها در 1993 ازدواج کردند و دو فرزند (یک پسر و یک دختر) دارند. پدر گرانت ، میر گرانات از قربانیان هولوکاست بود. او سال 1928 در لهستان به دنیا آمد. با تصرف لهستان توسط آلمان نازی به همراه خانواده اش به روسیه گریخت. اما پلیس مخفی شوروی آنها را به کولیما در سیبری تبعید کرد. پدر و مادر و 5 برادر و خواهر میر در سرمای سیبری جان سپردند و او پس از پایان جنگ به اسرائیل رفت. [۷] پدر آورام در شهر پتح تیکوا ساکن شد و در آنجا با آلیزا نیسان مهاجر یهودی عراق آشنا شده و ازدواج کرد. آنها علاوه بر آورام دو دختر هم به نامهای شوشی و لوتی بهدنیا آوردند. مادرش در 1997 درگذشت و پدرش در 80 سالگی با همسر جدیدش در اسرائیل زندگی میکند. گرانت خوشبینی پدرش را ستایش می کند. در 20 فوریه 2008 نامه ای به خانه آورام گرانت ارسال شد که در آن او را به مرگ و همسرش را به تجاوز جنسی تهدید کرده بودند.[۸] |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 21:19 توسط سعید دامغانی |
|
ورزشورزش شامل فعالیت هر کس با یک منظور و در محیطی متفاوت از محیط روزانه برای مسابقه، لذت بردن ، برای کسب برتری، برای پیشرفت مهارت یا ترکیبی از تعدادی از این هاست. تفاوت منظور همراه با در نظر گرفتن مهارت فرد یا گروه یا دلیری علامت مشخصه ورزش است.بنابر این پریدن از روی یک مانع در مقابل دیدگان هزاران نفر در یک میدان سر پوشیده ورزش است در حالی که پریدن از روی یک چشمه هنگام پیاده روی در روستا فقط تلاش برای خیس نشدن پای فرد است. انواع مختلفی از ورزش وجود دارند و انسان ها قسمت مهمی از وقت، پولو دلبستگی خود را نه فقط به عنوان شرکت کننده بلکه به عنوان تماشاگر به آن ها اختصاص می دهند . ورزش امروزه در جهان به وسیله ای مبدل شده که انسان ها را با هم متحد و آشنا کرده و بین آن ها پیوند اخوت و برادری برقرار می کند و مهمترین هدف و وظیفه ورزش همین است ایجاد مودت و دوستی بین ورزش کاران که هر چند در میدان رقیب هم هستند اما در خارج از میدان به عنوان رفیق همدیگر می باشند . ورزش ترکیبی از فعالیت های فیزیکی عادی و معمول و مهارت های شخصی و به عنوان تفریح و یک سری از قوانین که برای مسابقه ، لذت بردن و رسیدن به برتری است. ترکیب شخصیت هایی با مهارت های متفاوت در یک ملت، شجاعت و دلاوری آن ملت را افزایش می دهد . تاریخچه ورزش
تمدن ها در ورزش سراسر تاریخ ، توانستند یک معامله بزرگ که تغییر اجتماع و ماهیت در ورزش است را آموزش بدهند . آن ها چیزهای بسیار جدیدی از هنر را در فرانسه ، آفریقا و استرالیا ی ما قبل تاریخ که مدرک آن در مراسمات رسمی تهیه شد را کشف کنند . این کسب مهارت ها وابسته به سفارش مردم است که برای یافتن معانی فعالیت ها در ورزش به صورت یک مروارید گران بها می درخشد . مثلا ورزش ژیمناستیک در میان چینی ها پیشینهی زیادی دارد . ورزش های دیگر شامل : پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک و پرش بلند و کشتی است. رسوم سنت گرایی ورزش باستانی ایرانی ، هنر زورخانه ای بود که اکنون با این روش تماس اندکی دارند . در میان دیگر ورزش های ایرانی چوگان و پرتاب نیزه هم وجود داشت. دسترسی به ورزش های عمومی با تاسیس یونان قدیم ، ایجاد شد . کشتی ، دومیدانی ، بوکس ، پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک و مسابقه ارابه سواری نیز در آن زمان متداول بود. بازی های المپیک هر چهار سال یک بار در دهکدههای کوچک مثل یونان باستانبرگزار می شد و مردم سراسر جهان به این المپیک ها فرا خوانده می شدند. وجود ورزش های منظم برای موجودات زنده مطابق المپیک قرن قدیمی و قرن حاضر است. فعال شدن موجودات برای تنظیم غذا و خوراک خود موجب منظم انجام شدن فعالیت ها برای لذت بیشتر مسابقات و فعالیت هایی مثل ماهیگیری و باغبانی است . انقلاب صنعتی موجب زیاد شدن آلودگی و فرصت نداشتن تماشاگر ورزشی برای دسترسی و تمایل به بازی های جهانی شده است. محبوبیت و تمایل داشتن مانند ماشین افزایش گر، موجب ترقیهای حرفه ای متداول ورزشی می شود . توضیح بیشتر در تاریخچه ورزش اهمیت ورزشامروزه ورزش یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و گروه زیادی به اشکال گوناگون با آن سرو کار دارند. برخی از مردم، ورزشکار حرفه ای اند و گروهی ورزشکار آماتور . گروهی طرفدار و علاقه مند به ورزش و دیدن برنامه ها، مسابقات و نمایش های ورزشی بوده، وعده ای نیز از راه ورزش امور زندگی خویش را می گذرانند.وزارتخانه ها و ادارات ورزشی فراوانی تاسیس شده و مخارج زیادی صرف ورزش ، ساختن استادیوم ها، مجتمع ها و باشگاه های ورزشی و نیز تهیه وسائل و لباس های ورزشی و یا تماشای مسابقات ورزشی می شود. بخش های قابل توجهی از برنامه های تلویزیون ، رادیو، مجلات و سایر رسانه های گروهی، به ورزشی و اخبار ورزشی اختصاص دارد و خلاصه ورزش یکی از اموری است که در جهان به صورت جدّی مطرح بوده و از جهات مختلف دارای اهمیت می باشد، از جمله: توضیح بیشتر در اهمیت ورزش رده بندی ورزشدانستن یک روش برای یک گروه ورزشی هدف بسیار مهمی است و نشان دهنده ی یک نامزد جامع برای ورزش است : مسابقه
رقابتی
مهارتیورزش هائی که در چند طبقه بندی قرار می گیرندجوانمردی در ورزشعامل اصلی در ورزش که بیشتر اوقات همه را به سوی خود جلب می کند انگیزه و سود در آن است . برای مثال ، قایق رانی و اسب دوانی نیاز به مهارت زیاد دارند . علت بروز حرکات جوانمردانه در یک فعالیت به وسیله ی یک آرزو و یا روحیه خوب ، تمایل به کسب لذت برای خود است . اما تحمل فشار در بیشتر اوقات به صورت انفرادی ، کار بزرگی است و مقدمه ای برای یک تکنولوژی به نظر می رسد و این کار لذت بیبشتری دارد .فرصت مردم برای فعالیت ها و مسئولیتشان در بیشتر اوقات ، برای جستجو و احترام گذاشتن در ورزش است که با پیوستن فدراسیون ورزشی به IOC ، هر انسان برای خود فرصتی را برای ورزش کردن تنظیم می کند . در این راه ، تکمیل کردن فرصت ها در فعالیت های ورزشی رسمی بیشتر است . بیشتر فعالیت های عمومی ، مشهور و معروف اند و تعقیب کردن فعالیت های گوناگون زمان زیادی می خواهد . جوانمردی در یک بازی معین باید به گونه ای باشد که هر رقیب چه بعد از مسابقه و چه قبل از مسابقه آن را رعایت کند . جوانمردی نباید در بردن اجرا شود بلکه باید در باختن هم باشد . برای مثال در فوتبال یک ورزشکار نباید خارج از رفتار ورزشی در مقابل دیگران بازی کند و توپ را خارج از زمین لگد بزند . هم چنین از تیم های دیگر هم در پرتاب اوت انتظار صحیح می رود و ... ورزش و تدبیر
ورزشکاران بزرگ برای وضعیت های خیلی دشوار در ورزش ، زمینه ی تدبیر را در نظر می گیرند . برخی احساسات در تخریب احتمالی تدابیر ، نقش موثری دارند و ممکن است احساسات دیگران به طور طولانی ، موجب تقویت تیم شده و موثر واقع شود . در المپیک برلین تابستان 1936 نگاه داشتن تصاویر شاید موجب شناسایی بهتر تمدن ها و تقویت تبلیغ در سراسر رویداد ها می شد . در تاریخ ورزش اسکاتلند و ایرلند نیز ورزش ، به صورت برتر است که برای مثال ، مطابق علامت های تخصصی در فوتبال اسکاتلند ، بازی فوتبال انجام می شود که نشات گرفته از فوتبال انگلستان است . هنر و ورزشورزش به هنر خیلی وابسته است .اسکی روی یخ و تای چی ورزش های هنری است برای رسیدن به یک منظره ی تماشایی ، و موجب حادثه و تجربه ای برای تماشاچی می شود . همین طور وجود تماشاگران عامل اصلی این فعالیت های ورزشی و هم چنین به اجرا در آوردن هنر شان است و چنین هنری مثل اجرای هنر ژیمناستیک و غیره است . حقیقت هنر ورزش ، در برخی مواقع احتمالی ، به ماهیت آن ورزش بستگی دارد. در تعاریف خارج از ورزش ، ج
|
||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 22:35 توسط سعید دامغانی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوست عزیز
به خاطر دیدار از این وبلاگ از شما سپاسگزارم مطالب این وبلاگ بصورت دسته بندی شده و در موضوعات مختلف تقسیم شده است بنابر این تقاضا داریم تمام وبلاگ را تا انتها بخوبی جستجو نمایید تا موضوع مد نظرتان را بیابید متشکرم. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1392 اسفند 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 آذر 1389 مهر 1389 مرداد 1389 آذر 1388 آبان 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آرشيو |
| آرشیو موضوعی |
|
سید روحالله خمینی سید علی خامنهای امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی امیر سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی ورزش المپیک ورزش زورخانه ای پارالمپیک محمود خوارزمی (پوریای ولی) کشتی جهان پهلوان غلامرضا تختی فوتبال آژاکس یوونتوس منچستر یونایتد اف سی بارسلونا سپاهان بازیکن سیروس قایقران احمدرضا عابدزاده علی دایی خداداد عزیزی کریم باقری مهدی مهدوی کیا مارتن استکلنبرگ وحید هاشمیان اشکان دژاگه علی کریمی جواد نکونام زیدان دیگو ارماندو مارادونا پله روبرتو باجو ادگار داویدز گابریل باتیستوتا فرناندو تورس الیور کان پیتر اشمایکل خوان سباستین ورون فرانچسکو توتی رونالدینهو استیون جرارد آندری شوچنکو ناصر حجازی بکن بائر پائولو مالدینی زلاتان ابراهیموویچ کریستین رونالدو جرج بست آلساندرو دلپیرو فابيو كاناوارو آندرهآ پیرلو رائول گنزالس آورام گرانت جان لوئیجی بوفون لوئیز فیگو امیر قلعه نوعی سر بابی چارلتون پت جنینگز گرد مولر لئو یاشین خوره لوئیس چیلاورت هرنان کرسپو ساموئل اتوو مسعود شجاعی يوهان كرايف کارلوس توز دونگا رایان گیگز اریک کانتونا دیوید بکام لمپارد هوگو سانچز ماتئوس ملکه فوتبال مارتا داسیلوا لیگ جزیره لیگ برتر بوندس لیگا لا لیگا سری آ فوتبال آمریکایی فوتبال گيليک فوتبال استراليايی فوتسال وحید شمسایی عادل فردوسی پور 90 (برنامه) وزنه برداری محمود نامجوی حسین رضازاده خسرو وزیری رزمی هادی ساعی برسلی شطرنج بوکس بسکتبال مایکل جوردن اتومبیل رانی فرمول یک مایکل شوماخر تنیس راجر فدرر رافائل نادال ارغوان رضایی ماریا شاراپووا ژیمناستیک کوهنوردی هاکی گلف دارت شنا غواصی دو و میدانی اسکی کانوپولو بیسبال سافتبال پینتبال كريكت سپک تاکرا چوگان والیبال والیبال ساحلی سوارکاری راگبی راگبی ۱۳ نفره راگبی ۱۵ نفره قویترین مردان جهان روحالله داداشی بدنسازی مستر المپیا آرنولد شوارزنگر آدیداس نایک پوما ریبوک دولچه و گابانا کوروش کبیر امیر کبیر جمشید کاشانی سعدی ابوعلی سینا فردوسی جلالالدین محمد بلخی (مولوی) سهراب سپهری فروغ فرخزاد رکوردهای جهانی گینس سیلوستر استالونه محمدعلی فردین منوچهر نوذری داوود رشیدی خسرو شکیبایی ایرج قادری ناصر ملک مطیعی شهره آغداشلو ثریا قاسمی حمیده خیرآبادی آهو خردمند نیکو خردمند رضا شفیعیجم مهران مدیری مستر بین لورل و هاردی چارلی چاپلین خواننده آغاسی آرش ابی اندی بیژن پوران پری زنگنه سیما بینا سندی سوسن سیاوش قمیشی شهرام شبپره شکیلا شهرام صولتی شهره صولتی شادمهر عقیلی داریوش حبیب حمیرا حسن شماعی زاده جواد یساری فریدون فروغی لیلا فروهر مهستی معین منصور محمد اصفهانی مرجان هایده علیرضا عصار علیرضا افتخاری ناصر عبدالهی نازنین کوروس شاهمیری گوگوش ویگن یاس جنیفر لوپز مدرن تالکینگ مایکل جکسون دی جی موسیقی سنتی ایرانی محمد نوری استاد شجریان همایون شجریان ایرج بسطامی شهرام ناظری ویدئو ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران وزارت اطلاعات ارتش جمهوری اسلامی ایران نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران قرارگاه پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران هوانیروز درجات نظامی ارتش جمهوری اسلامی ایران ژاندارمری ساواک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درجههای سپاه پاسداران نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران جهاد سازندگی سازمان بسیج مستضعفین سپاه ولیامر شهید توماس ادیسون الکساندر گراهام بل استاد پرهیزگار سید محمدحسین طباطبایی (علمالهدی) عبدالباسط خلیج همیشه فارس |
| پیوندها |
|
*کامپیوتر* *انبیاء و ائمه اطهار* امام عصروالزمان سایت نگاهی به محیط زیست ودفاع از جانداران قاطی پاطی بهترین عکس ها و بازی ها (ثمین)جون ادگار داويدز جدید ترین خبر های ورزشی كانون هواداران استيل اذين هیئت سه گانه استان قم افتخار لحظه های انتظار ..::'' Jok va SmS ''::.. مجله سرگرمی دینو آرسنال :: جایی برای با هم بودن:: پلی به گذشته پیام شادی سپک تاکرا کرمانشاه فروشگاه ايروني مارکت طرفداران بارسا عکس و کلیپ فن آوری دانلود همه چی (تحقيق و..) لبیک :جهاد.ایثار :شهید.جانباز.آزاده صاحب الامر.ع. یاران امام دانلود روز |
|
RSS
|